کاش میتونستم شبیه شخصیت فیلما
وقتی بقیه میخوابن، از پنجره اتاقم بپرم بیرون
از لای بوته ها و شاخه ها و حصار ها رد بشم و از هیچ آدم یا جونوری نترسم
برم یه گوشه، زیر درخت بید بشینم با صدای تاریکیِ مطلقِ شب، کنار نور کرمای شبتاب، درحالی که باد از لای موهام رد میشه کتابمو بخونم ؛
My puᴉɯ "
خونه خالم >>>>>>>
بعضی وقتا حس میکنم خدا قابلیت کش رفتن رو با پوست و خونم آمیخته.
Stop wasting your time on people who treat you good one day, then act like you don't even exist the next day.
یادمه تو خوابم داشتم میدویدم و جیغ میزدم
هنوز گلوم درد میکنه
- تاثیرات آنسلود های مدگله احتمالا