اینطوریه که اعصابم خورد میشه وقتی دور و برم شلوغه ولی بدنم همکاری نمیکنه برای جمع کردنش
من هر چقدر از بابام مستقلم به مامانم وابستم و فانش اینجاست که با مامانم اصطکاک زیادی دارم ولی با بابام جورم
من نمیفهمم وقتی انقدر بی مصرفم چرا مامان بابام نمیبرن منو بزارن وسط جنگل فرار کنن اصلا اگه خودشون نمیبرن چرا نمیزارن خودم برم ؟ نهایتا میرم با تارزان دوست میشم راه و چاه و یاد میگیرم دیگه دشواری نداره که
https://eitaa.com/negiheer/4474
نه اون واسه بعد امتحانات ترم و وسط امتحانای کلاسیه الان شوهرامون خودشون میخوان شوهر کنن امیدی بشون نیس😂
https://eitaa.com/t_aime/10037
نه اتفاقا تارزان نگرانمه منتها مامانم کفترمو گرفته میگه تا بعد امتحانا حق کفتر بازی ندارم برا همین چند روزیه خبر از هم نداریم 🗿
دلم برای همکلاسیام میسوزه که قراره قیافه اول صبحمو بعد از شب بیداری و درس خوندن تحمل کنن