eitaa logo
کمدِ لحافایِ مجهولات
51 دنبال‌کننده
902 عکس
54 ویدیو
2 فایل
کمد لحافا یه جایی بود که بچگی میرفتیم توش کلی حرفای چرت و پرت میزدیم به هم میریختیمش می‌اومدیم بیرون، مامان‌بزرگ حرص می‌خورد یادتونه؟ اینجا کمد لحافای مجهولاته صحبتامون که از کانال پاک میشه رو اینجا سیو می‌کنم🤍 بحثا📎 https://eitaa.com/mjholat_gap/487
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مجهولات
حالا که من خواستم بخرم نظر همه منفی شد😑بابا خب گرونه چیکار کنم؟منم که شغلی ندارم حالا بزار این چندماه بگذره رفتم سرکار یه گلی میگیرم به سرم منم مث تو ام😔😂🤝
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/32657 نه من چند ساله استفاده میکنم اتفاقا خیلی راحته و حتی اون سوزشی که پدهای بهداشتی دارن رو نداره و در کل عرق سوز هم نمیشه استفاده کنید خیلی بهتر از پدهای بهداشتیه
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/alin_pad/9741 از اینجا به پایین‌و ببینید وااااقعا تمام دغدغه‌‌های آدم‌و رفع می‌‌کنه✨
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/sepidaarcenter/4694 کدومشون تویی؟😔😂 در این لحظات من تو اتاق فرار نعیمه رو محکم گرفته بودم و زهراام محکم منو😔😂
هدایت شده از مجهولات
وای حمیده عصر خواستگارم رو دیدم پسر خیلی خوبی بود ولی از یک جهات خانوادگی بهم نمیخوردیم فراره بهش جواب منفی بدم از اونطرف حس بدی دارم گ..تو سردرگمی ام...نمیدونم اصلا اماده ازدواج واقعا هستم یا ن...اخه نیاز رو ک همه دارن...خانه داریم هم متوسطا خوبه...ولی خب دانشجو ام و بعدا شاغل میشم...هندل خونه و کار سخته...هعی خدا برای یه زن، هدف و نیازی اساسی تر از عشق و مادر شدن نیست جانم گول جو فمينيستی و حس الانتو نخوری و بعدا مه فرصتی نبود پشیمون بشی🥲 ۱- ۲ هم این‌که این استرسه طبیعیه. اکثر افراد دم ازدواج پیدا می‌کنن. صحبت با یه مشاور خوب کمکت می‌کنه بفهمی چطور حلش کنی درباره این‌که طرف واقعا برات خوب هست یا نه ام منطقی فکر کن و مشورت❤️
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/32662 خواستگارمو داشتم جوابم منفی بود والا هنوز توانایی زندگی مشترک ندارم🚶 شمام همون که به ایشون گفتم
هدایت شده از مجهولات
https://eitaa.com/mjholat/32665 سلام به عنوان یک کسی که تجربه زیاااااد داره میگم ازدواج دستاوردی در عرض باقی دستاوردهاست، نه در طولش یعنی چه؟ یعنی شما اگر هزارتا دستاورد داری باید ازدواجم کنارش داشته باشی و اگر هیچی دستاورد نداری بازم ازدواجو باید داشته باشی، ازدواج مثل کسب مدرک نیست که فعلا وقت داشته باشه نه محدوده ممکنه مثل من برسی به زمانی ک فکر کنی فلانی هم مورد خوبی بود ها. من ردش کردم آدم فک میکنه فقط پدرمادرا بلدن سخت گیری کنن سختگیری از طرف منم هست بهرحال فقط خط ایمان طرف رو بگیر و زندگی ادامه... زندگی کن. قرآن آیه ای داره که میگه در زمین دنبال علو و فساد نباشید. خیلی از دخترا منتظر میمونن یکی بیاد باهاش ازدواج کنن که سطح خانوادگیشون بره بالا، مجله بهتر بشینن، روسری مارک تری بگیرن یا ی پسری باشه ک اونارو چند دهک ببره بالا. اما زندگی مومنانه اولویتش ایمانه. تو ممکنه با یک پسر روستایی در خونه معمولی به اوج ایمان برسی. لطفا لطفا لطفا بهترین موارد زندگیتو سر هیچ و پوچ و بهتر از ایناش میان ازدست نده. اگر از تجربه من استفاده نکنی بعدا درس عبرت بقیه میشی
هدایت شده از مجهولات
منم خواستگار داشتم همین امشب، اگه انقدر دیره که بهش بگم دیر اومدی برو خونتون اقا پسر 😂😂 به سلامتییی ✨ نه کنسلش نکن ولی تو رو قرآن از هول هلیمم نیافتی تو دیگ زود محرمیت و عقد بخونی قبل محرم بذار دوره شناختتون کامل طی بشه 🥲 (حداقل یک تا ۳ ماه )
هدایت شده از مجهولات
خودت تا حالا خواستگار داشتی؟ خاطره اولین خواستگارت تو خیابون رو بگو بله با اجازتون😔😂 ولی خیابونی نه تا حالا 😂
هدایت شده از مجهولات
استاد هدایتی دردی که بهم دادی این ترم یادم نمیره خدا هدایت‌تون کنه که عذاب میدید تقدیم به تمام استادهای بی‌‌انصاف
هدایت شده از مجهولات
میخوام درباره ۲۰ سالگی بنویسم حالا که ۲۱ سال از زندگیم رو زمین می‌گذره و وارد سال ۲۲ام شدم! شاید همه چیز همون‌طوره که این ویدئو میگه. اوایل بیست سالگی، اون ۲ تو رقم دهگان سن‌ات یه مقدار وحشتناک به نظر میاد! ولی کافیه یه کم ازش بگذره تا حیرت کنی! ۲۰ سالگی برای من اون نقطه‌ای بود که خودمو‌ بالاخره درست شناختم! و البته، پذیرفتم! یه چیزایی از کودکی و یه چیزایی از نوجوونی برداشتم و پذیرفتم این منم. حمیده! آدمی که بخاطر این صفاتش تشویق و بخاطر اون صفاتش تمسخر میشه جایگاه آدم‌ها و نظراتشون تو زندگیم مشخص شد. با مامان بیش‌تر سر مسائلی که دیگه نظر خودم رو دربارش داشتم دعوا کردم. بابا تصمیم گرفت بعضی نظراتم رو دموکراتیک‌تر بپذیره. تجربه کردم، تجربه کردم، و تجربه کردم... از اکثر شروع‌ها نترسیدم و با کله‌شقی کلی تروما برای خودم ایجاد کردم! و حالا دیگه می‌دونم یجورایی که کی‌ام و از زندگیم چی میخوام؟ البته شاید هنوزم دقیقا ندونم چطوری؟ هر چیز که میتونم تغییر بدم رو یه فکری براش کردم و هر چیز نمیتونم رو دنبال خوبیاش گشتم نمی‌‌دونم روز ۳۰ سالگی در چه حالی هستم و چه نظری درباره خودم خواهم داشت؟ نمیدونم چه پیشوندی پشت اسمم خواهد اومد و کجای این کره خاکی در کنار چه کسانی خواهم بود؟ اما امیدوارم شاد باشم و راضی و هم‌چنان پر از امید... تو ۲۰ سالگی ۲تا جنگ دیدم. یه جنگ شهری. با ۳ تا مجموعه حرفه‌ای اسرا و سپیدار و مشکین‌مد آشنا شدم و همکاری کردم. مربی موقت حلقه صالحین بسیج مسجد شدم. مسئول کمیته قرآن و عترت بسیج دانشگاه شدم. دوره هلال‌احمر گذروندم. بینی‌مو عمل کردم. با آدمای جدید آشنا شدم. با آدمای بدردنخور قطع ارتباط کردم. میلیونی خرج خوراکی کردم. یه دوستی ساده برام تبدیل به یه رفاقت صمیمی شد. تنهایی و با اتوبوس دندونپزشکی رفتم و برگشتم‌. راهیان نور -به سختی- رفتم. تنهایی مشهد رفتم(فامیلا نباید بدونن فک کنم، مرسی). سر پذیرش یه مسئله غیرقابل تغییر و قضاوت آدما که یادآوریش می‌کرد کلی اشک ریختم و نهایتا پذیرفتم. شهادت انسانی رو دیدم که هیچ‌وقت زندگیمو بدون اون نمی‌تونستم تصور کنم. و نهایتا تونستم خودم لپ‌‌تاپ مدنظرم‌و بخرم! بازم همه چیزو کامل یادم نیومد، ولی خب. تا همین‌جاشم کافیه. عجب سنی بود زن... لاو یو سو ماچ💕 امیدوارم خیلی زود ۲۰ سالتون بشه. و براتون پر از تجربه جذاب باشه این سن. پرررر✨