eitaa logo
مخمور.
30 دنبال‌کننده
397 عکس
170 ویدیو
1 فایل
آن زمان تو نبودی ولی اگر بودی ، مطمئنم خدا سوره‌ای را با آیهِ "و قسم به چشمان تو" آغاز می‌کرد. - شاخهٔ هم‌خونِ جـ ـدا ماندهٔ او. - ما جاودانه‌ایم، بر این می‌توان گریست. - یه ته مونده از خاك.
مشاهده در ایتا
دانلود
آنقدر بر شیشه های بخار گرفته‌ی شهر حرف اول نام تو را نوشته‌ام ،‌ دیگر مردم‌‌ شهر می‌دانند نام زیبای تو با کدام حرف شروع می‌شود... ناظم حکمت-
احترام مثل حقه ، دادنی نیست گرفتنیه...
برایش شعر گفتم گوش کرد و بی تفاوت گفت: کتابش کن که بفروشد درآمدزاست اشعارت!
شهامت می‌خواهد ، دوست داشتن کسی که هیچ‌وقت هیچ‌‌زمان سهمِ‌ـتو "نخواهد شد‌‌".‌.. ویسلاوا شیمبورسکا-
من آن‌قدر افسوس تو را می‌خورم که روی سر تمام حسرت‌های من مثل یک ملکهِ زیبایِ واقعی پادشاهی کنی :) [خداحافظ گاری کوپر ، رومن گاری]
دلم برات تنگ شده پرتقالِ من.
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن.
"ویتنام" - زن ، اسمت چیست؟ + نمی‌دانم. - چند سال داری؟ اهل کجایی؟ + نمی‌دانم. - چرا این گودال را کنده‌ای؟ + نمی‌دانم. - چند وقت است که پنهان شده‌ای؟ + نمی‌دانم. - کدام طرفی هستی؟ + نمی‌دانم. - زمانِ جنگ است ، باید انتخاب کنی. + نمی‌دانم. - هنوز دهکده‌ات پابرجاست؟ + نمی‌دانم. - این‌ها بچه‌های تواند؟ + "آری"... ویسلاوا شیمبورسکا-
منو ببرید آفریقا.
سیمینِ دانشور به من گفت: "غصه یعنی سرطان! غصه نخوری یک‌وقت، معروفی!" و من غصه خوردم. اینجا در بیمارستان شریته برلین، حالا یازده جراحی را پشت سر گذاشته‌ام، از دوشنبه وارد مرحله‌یِ پرتو درمانی می‌شوم ؛ در تونلی تاریک به نقطه‌های روشنی فکر می‌کنم که اگر برخیزم، هفت کتاب نیمه‌کاره‌ام را تمام کنم و باز چند تا درخت بکارم. هفت جراح و متخصص زبده عمل جراحی را انجام دادند. جراح فک و دهان گفت: "بدن شما چهل ساله است، هیچ بیماری و خللی در تن شما نیست؛ سرطان لنفاوی هم یک بدبیاری بوده. پش گِهبت." گفتم: "در طب ایرانی به این بدبیاری می‌گویند غمباد." خندید. - عباس معروفی -