دعوت شده بودیم به یک عروسی. پارچه خریدیم و برش زدم که برای مراسم پیراهن بدوزم، امافرصت نمی شد بدوزمش.
شبی که عروسی بود، بی حوصله بودم. گفتم: «منصور، دیدی آخرش نرسیدم اون لباس رو بدوزم؟ دیگه نمی تونم عروسی برم.»
منصور گفت: «حالا برو اتاق رو ببین، شاید بتونی بری.» گفتم: «اذیت نکن. آخه چه جوری می شه بدون لباس رفت؟»
منصور دستم را گرفت و من را سمت اتاق برد. در را که باز کردم، خشکم زد. لباس دوخته شده بود و کنار چرخ آویزان بود.
منصور را نگاه کردم که می خندید. از طرز نگاه کردن و خنده اش فهمیدم کار خودش است. گفت: «نمی خوای امتحانش کنی؟»
با ناباوری پوشیدمش؛ کاملا اندازه بود. کار منصور عالی بود؛ خوش دوخت و مرتب.
با خوش حالی دویدم جلوی آینه. به نظرم قشنگ ترین لباس دنیا بود.
[خاطرهای از قول همسر شهید منصور ستاری]
| @mo_ttasel | متصل |
بیانات مقام معظم رهبری:
مسئلهى ازدواج جوانها مسئلهى مهمى است. من از این بیم دارم که نگاه بىتفاوت نسبت به مسئلهى ازدواج - که متأسفانه امروز کم و بیش این نگاه بىتفاوت وجود دارد - در آینده تبعات سختى را براى کشور بهوجود بیاورد. خب، حالا شما مسئلهى سربازى را مطرح کردید؛ بهنظر من، سربازى مسئلهى مشکلى نیست؛ میشود در آن زمینه هم فکر کرد، کار کرد؛ راه حل مشکل سربازى بهعنوان یک مانع در امر ازدواج، این نیست که ما مدت زمان سربازى را کوتاه کنیم؛ میتوان شیوههاى دیگرى را بهکار گرفت؛ لکن این یک مسئله است.
| @mo_ttasel | متصل |
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی را عقل میسازد، عشق پیش میبرد.❤️
| @mo_ttasel | متصل |
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدارهایی که حال و هوای دیگهای دارن.✨
| @mo_ttasel | متصل |
بچه که به دنیا آمد،پدرم خبرش را تلفنی به او داد.اول نگفته بود که بچه دختر است.
فکر کرده بود ناراحت می شود.وقتی گفته بود،او همان جا پای تلفن سجده شکر کرده بود.
برای دیدن من و بچه آمد قزوین .از خوشحالی این که بچه دار شده از همان دم در بیمارستان به پرستار ها و خدمتکارها پول داده بود
یک سبد خیلی بزرگ گل گلایل و یک گردنبند هم برای من آورد.
[خاطرهای از قول همسر شهید عباس بابایی]
| @mo_ttasel | متصل |
اولین باری که خونمون روضه گرفتم مستأجربودیم خونه۵۰متری.همسرم گفت حضرت زهرانمیزاره مهموناش توجای کوچیک بمونن.اون سال ساندویچ پنیرسبزی دادیم ولی سالهای بعد غذارو ارتقا دادیم الحمدلله چند سال بعدخونه خریدیم.امسال ازلطف خانم،یه پولی رسید و غذای نذریِ روضه،شدچلوکباب.ممنونم مادر
✍دلیر
| @mo_ttasel | متصل |
تو ای بشر! حق نداری آنچنان در عشق کسی فرو روی که خدا، تحتالشعاع قرار بگیرد.
[مصطفی چمران]
| @mo_ttasel | متصل |
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای اباصالح، بیا...
| @mo_ttasel | متصل |
ساده و بدون تشریفات ازدواج کردیم، زندگی را در خوابگاه متاهلی شروع کردیم
هنوز شغل ثابتی نداشتند، در سالهای اول مخارج ما از طریق حقالتدریس یا حقالتکالیف کتاب آقای دکتر و حقوق من که با مدرک کارشناسی در دانشگاه امیرکبیر مشغول بودم با ماهی۱۳۵۰۰تومان تامین میشد.
[از زندگی شهید مجید شهریاری]
| @mo_ttasel | متصل |
تصمیم گرفته بودم به هر قیمتی شده با مصطفی ازدواج کنم فکر کردم در نهایت با اجازه آقای صدر که حاکم شرع است عقد میکنیم.
اما مصطفی مخالف بود اصرار داشت با همه فشارها عقد با اجازه پدر و مادرم جاری شود میگفت: سعی کنید با محبت و مهربانی آنها را راضی کنید. من دوست ندارم با شما ازدواج کنم و قلب پدر و مادرتان ناراحت باشد.
با آن همه احساس و شخصیتی که داشت، خیلی کوتاه میآمد جلوی پدر و مادرم وسواس داشت که آنها هیچ جور در این قضیه آزار نبینند.
[روایت غاده جابر همسر شهید مصطفی چمران]
| @mo_ttasel | متصل |