محمد علیان
ریشههای یک اسکار ... چند روزی هست که خبر برنده شدن انیمیشن «در سایه سرو» ساخته خانم شیرین سوهانی و
ریشههای یک اسکار
چند روزی هست که خبر برنده شدن انیمیشن «در سایه سرو» ساخته خانم شیرین سوهانی و حسین ملایمی به یکی از تیترهای اصلی خبری تبدیل شده است و در این بین عدهای به تحسین و عدهای هم در مزمت این ماجرا حرف زدهاند و اما من میخواهم از فضای رایج عبور کنم، به کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و دستهای آنور آبی هم کاری نداشته باشم و یک سوال مطرح کنم که ریشه های تولید چنین محصولی کجا و چگونه شکل گرفته است ؟
از نظر من ۴ ریشه اصلی وجود دارد؛
۱. گذشته برای گذشته؛ اصلی ترین نقطه همینجاست، چرا که سبک پردازش ما به موضوع دفاع مقدس عمدتا این است که هم خودمان را در آن دوران نگاه داشتهایم و هم بقیه جامعه را به حسرت یا پشیمانی نسبت به آن دوران سوق میدهیم، در این انیمیشن بارها میبینید که پدر صاحب لنج ناراحت و پشیمان است که چرا در زمان جنگ آن اتفاق افتاد، این تصویر آن روی دیگر عبارت «ش.هدا شرمندهایم» است که سکه رایج محافل و مراسمات ماست و ما به گذشته برای آینده نمیپردازیم!
۲. امثال من؛ ریشه دوم امثال من هستیم، که دیر به میدان میاییم، حواسمان نیست، تنبلی میکنیم، محتوا به اندازه کافی تولید نمیکنیم و محتوایمان عام و هنری نیست تا بتوانیم با عموم مردم مخصوصا نسلی که جنگ را ندیده و فضای اعتقادیاش مثل ما نیست صحبت کنیم، ما هنوز اندر خم یک کوچهایم
۳. روایت و راویان؛ آنجا که در راهیان نور و مراسمات شبی با ش.هدا و برنامه ماه من، راوی محترم حالت حزن به خود میگیرد، با بغض فریاد میزند که «ای خانم دانشجو میدونی بابات تو خونه موجی بشه چی میشه؟ میدونی بابات خودش رو بزنه، دختر نگاه کنه یعنی چی ؟» « آقا پسری که با خیال راحت اومدی اینجا میدونی بابا بیفته از قایق بیرون، نفسش بالا نیاد چی میشه، میدونی شکمش لای پرههای قایق بره رودههاش چرخ گوشتی میاد بیرون!» «آی مامانا، باباها، میدونی هر شب یه قابلمه غذا اضافه بپزی اما چشم انتظار باشی و کسی نیاد یعنی چی؟»
بله وقتی روایت غالب این است باید منتظر تولیدات اینچنینی بود، تولید کنندگان این اثر در همین زیست بوم بزرگ شدهاند و حتما پیش خودشان گفتهاند اینها که خودشان شرمنده و ناراحت هستند ما هم پشیمان، اینها شرمندگی و حجرانشان را روایت میکنند پس ما هم پشیمانیمان را روایت کنیم !
۴.صدا و سیما؛ جریان صدا و سیما ریشه چهارم است، اگر کسی یک فیلم یا یک تولید آیندهساز از دفاع مقدس و ماجرای ش.هدای عزیزمان توانست پیدا کند! گفت گشتم نبود، نگرد نیست ؟ باز اوضاع در کتاب بهتر است، اما مادامی که برنامههای تصویری و ... هنوز فضایشان گذاشتن چند گونی سنگری، یک کلاهخود، یک میز آهنی خشن، فرم خسته، دکور تاریک و خالی از رنگ است، چه پیامی را به جامعه منتقل میکند؟ والله که دارند جفا میکنند و اگر آگاهانه باشد خیانت است! یعنی نمیشود برنامهای ساخت که از دفاع مقدس به فناوریها و نوآوریهای سخت و نرم آن دوران پرداخت و برای امروز مولفه استخراج کرد؟ آن وقت دکور این برنامه متفاوت نمیشود؟ آن وقت مجری و کارشناس و مهمان و قصه و گفتمان متفاوت نخواهد بود؟ بله قطعا متفاوت است، اما امان از بی سوادی؟ کاش بی سوادی بود! امان از نیمهسوادهای مدعی!
آنچه نوشتم نیاز به تفصیل بیشتری دارد که در مجال این متن نیست، اما حرف اصلیام این است که بجای برخورد با فلان مدیر یا تبیین دستهای آنور آبی، برگردیم و یک سوزن به خودمان بزنیم و بجای برخورد با مشکلات، مسئلهها را ریشه یابی کنیم تا بتوانیم راهبرد درست استخراج کنیم وگرنه گذشته پر افتخار دفاع مقدس که به مثابه گنج عظیم است را یا مبتنی بر شرمندگی و خلسه تحویلمان میدهند یا مبتنی بر پشیمانی و ناامیدی!
پ.ن.۱؛ دوباره راهی هستم، در جادهها میسوزم از این غم و میسازم.
پ.ن.۲؛ کاش عدهای از خواب بیدار میشدند، همین!
پ.ن.۳؛ ما در مطرا بیش از قبل مکلف به کار هستیم، کار!
#اسکار
#روایت
#جنگ_روایت_ها
#دفاع_مقدس
#پیشرفت_انقلاب_اسلامی
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
14.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم رب المهدی
یک سال دیگر گذشت
آخرین جمعه
بی تو گذراندیم ...
انگار بی تو بودن برایمان عادی شده است ...
آقا
خودت میدانی سال سختی را پشت سر گذاشتیم ...
آقا
ما میدانیم، انتظار به معنای نشستن نیست ....
ما میدانیم، تو را باید در رسیدگی به امر مستضعفین عالم جستجو کنیم
ما میدانیم مفهوم جهاد و انتظار با هم گره خورده است
اما
آقا
یک جاهایی نیمه جان میشویم
شاید هم خسته میشویم
اما میدانیم نباید خسته بمانیم
آقا
تو دست ما را گرفتهای ... کمکمان کن ... ما دست تو را رها نکنیم ....
پ.ن.۱: آخرین جمعه ۱۴۰۳ رو به زوال است و ما منتظر و این انتظار تنها معنای زندگی در این دوران غربت و حوادث متلاطم است ...
پ.ن.۲: خیلی التماس دعا که روزگار خوبی ندارم ...
#ظهور
#رمضان
#انتظار
#جهاد
#پیشرفت_انقلاب_اسلامی
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
خلسه بازی کن؛ کسی کارت ندارد ...
از اول ماه مبارک تا الان ...
در ادامه بخوانید 👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
محمد علیان
خلسه بازی کن؛ کسی کارت ندارد ... از اول ماه مبارک تا الان ... در ادامه بخوانید 👇👇👇👇👇 https://eitaa.
خلسهبازی کن، کسی کارت ندارد!
از اول ماه مبارک تا الان برنامههای صدا و سیما در حوزه روایت دفاع مقدس، ش.ه.د.ا و جبهه م.ق.ا.و.م.ت را که دیدم، خیلی خودم را کنترل کردم که تا شبهای قدر تمام نشده، حرفی نزنم، اما آش آنقدر شور است که دیگر سکوت جایز نیست
حقیقت این است که میتوانی در روایت «خلسه بازی» کنی، آنتن زنده و غیر زنده هم ندارد، همه با تو همراه هستند از تهیه کننده تا مدیر شبکه و مجری و ... میتوانی خودت به خلسه بروی و مخاطب را هم به خلسه ببری؛ هیچ کس کاری با تو ندارد، نه کسی در حین روایت سنگت میزند، نه کسی سوال میپرسد که منبع این روایتها که میگویی کجاست؟ نه کسی به صحت و دقت روایت توجهی میکند و نه کسی علیهات نامه میزند و گوشی را بر نمیدارد تا به فلان سردار و امیر و نهاد نظارتی ریز و درشت زنگ بزند که فلانی چه میگوید؟ بلکه عوامل برنامه و نهاد نظارتی با تو به خلسه میروند و از این خلسه حال میکنند! حتی اگر در روایتت بگویی فلان ش.ه.ی.د در فلان نقطه چند روز تنها میماند و تو هم از تنهایی که هیچکس نبوده روایتی ارائه میدهی که نه متنی موجود است و نه شاهدی و کسی کاری با تو ندارد.
اما
اگر در مورد الگوهای طراحی و برنامه ریزی ح.س.ن باقری، کادرسازی و تربیت نیروی مهدی زین الدین، لجستیک و پشتیبانی محمدابراهیم همت، الگوی خط شکنی احمد متوسلیان، بنبست شکنی علی هاشمی، معنویت عمل آفرین حسین خرازی، اتحاد صیاد شیرازی و ... برای ساخت آینده حرف بزنی، اول میگویند سند حرفهایت کو؟، سند میدهی، میگویند باید بزرگان تایید کنند، بزرگان تایید که هیچ، با بزرگواری تحسین میکنند. حالا میگویند سنت به جنگ نمیخورد بشین سرجایت، در جایگاه روایت سنگت میزنند و گاهی وقاحت را تا جایی جلو میبرند که به خانوادهات هم رحم نمیکنند، اما وقتی میبینند مخاطب این حرفها را میخواهد و از خلسه بیزار است، هر کاری میکنند که این حرفها به او نرسد!
آری میتوانی خلسهای باشی، خلسه آفرین باشی، کسی کارت ندارد که هیچ؛ فرش قرمز هم برایت پهن میکنند، اما اگر بخواهی افق دید مخاطب را ارتقا بدهی و از الگوها و تجربههای گذشته برای ساخت آینده حرف بزنی ۲ جریان شمشیر میکشند؛ خلسهایها و لیبرالها!
اما، امثال بنده انتخاب کردیم که همه سختیها را تحمل کنیم و نوش جانمان هم باشد ولی خلسهای نباشیم چرا که مسیر اصلی متفاوت است!
پ.ن.۱؛ یکی از نبردهای آخرالزمانی ما با خلسهای هاست، باور کنید.
پ.ن.۲؛ در مورد لیبرالها و نسبتآنها با روایت خواهم نوشت.
تهران، ۴ فروردین ۱۴۰۴
#روایت
#پیشرفت_انقلاب_اسلامی
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
✍پالایشگاه؛ روایتی گمشده
🎥امروز فیلم سینمایی «پالایشگاه» رو از شبکه یک دیدم؛ داستان جذاب، قشنگ و واقعی.
🎞ماجرای حفظ پالایشگاه آبادان توسط جوانان ایرانی آبادانی با دغدغه حفاظت از ثروت ملی، تأمین سوخت و روغن و در نهایت ساخت یک اسکله در منطقه چوئبده برای حل مسائل مربوطه و جلوگیری از نابودی و انفجار پالایشگاه
🔦از نقاط قوت فیلم نشان دادن نقش آیت الله «جمی» امام جمعه فقید آبادان، اتصال نقش آفرینی جوانان مهندس و نظامی در ماجرای پالایشگاه آبادان است.
✅دیدن فیلم واجب، پخش آن در راهیاننور و فضاهای مرتبط با دفاع مقدس واجبتر.
#دفاع_مقدس
#حل_مسئله
#پیشرفت_انقلاب_اسلامی
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
اولین فتح!!!
چند روز است که از خانه دورم و دوباره در میدان! اما این بار خیلی فرق میکند! چرا؟
در ادامه بخوانید 👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
محمد علیان
اولین فتح!!! چند روز است که از خانه دورم و دوباره در میدان! اما این بار خیلی فرق میکند! چرا؟ در اد
اولین فتح!!!
چند روز است که از خانه دورم و دوباره در میدان! اما این بار خیلی فرق میکند! چرا؟
سحرگاه روز سهشنبه که آماده پرواز میشدم تا بیاید هواپیما در فرودگاه بنشیند این سالها را از ۱۳۹۵ مرور کردم! تمام نشد، هواپیما نشست از فرودگاه تا اولین مقصد سفر را هم به مرور گذراندم! حالا در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ سیر میکردم! چه روزهایی را گذراندیم (شاید یک وقتی نوشتم).
حالا رسیده ام به میدان! سهشنبه ساعت ۹ صبح! بعد از هماهنگیهای اولیه الان وسط نیزارهای زمینهای کشاورزی روستای قوشعلیجان هستم! نیزار ! وسط زمین کشاورزی ؟
بله، آن عکسی که سهشنبه ظهر گذاشتم و اکثرا گفته بودند مناطق عملیاتی جنوب هستی! مربوط به مسیر آبرسانی سنتی زمینهای کشاورزی روستا بود که حالا ۳ متر نیزار فشرده از همه طرف احاطهام کرده بود! بله مسیر آبرسانی که بعد از ۱۸ ساعت آب به زمین کشاورزی میرسید!
اما این همه ماجرا نیست! برای چی اینجا هستم! برای دیدن «اولین فتح»! این دیگر چیست؟
آری، نقشه پیشرفت شهرستان سرخس را که با رشد و ارتقای کنشگران مردمی شهرستان طراحی کردیم و به تصویب شورای برنامه ریزی استان رساندیم حالا باید عملیاتی شود! در الگوریتم «تولید و کشاورزی» نقشه پیشرفت، اولین عملیات اصلاح مسیر انتقال آب کشاورزی، در قالب ۳۰۰ کیلومتر لوله گذاری ۸۰ حلقه چاه آبی است که حالا در فاز ۱ آن عملیات ۱۳۱ کیلومتری برای ۲۹ حلقه چاه آبی شروع شده و آمدهام کنار مردم تا فتحشان را ببینم!
بله این بار مردم سرخس با یک نقشه دقیق که خودشان طراحی کردهاند پای کار آمدند، پروژهی ۱۲۰ میلیاردی را با ۳۵ میلیارد تومان دارند جمع میکنند! دقیق و هدفمند! شبکه کنشگران مردمی توانسته بنیاد برکت، دولت و مردم را در کنار هم فعال کند و برآیند مشترک آنها را در میدان رقم بزند!
حالا غروب روز سه شنبه است، از لابلای کانالهای حفاری شده برای قراردادن لولهها (عین کانالهای فتحالمبین) خودم را به زمینهای کشاورزی حسن آباد رساندهام! جایی که مردم دارند خط انتقال ۹ کیلومتری را یکپارچه اجرا میکنند! برادر ش.ه.ی.د آذریان هم میرسد، وارث زمین پدرش که آخرین زمین است و سال گذشته با ۲۵ ساعت باز بودن آب باز هم آب به زمینش نرسیده! دستانم را گرفته! دستانش پینه بسته! یک جمله میگوید؛ «پدر خیلی منتظر آب ماند...»، دلم میخواهد بمیرم! -خاک بر سرت محمد علیان که دیر رسیدی!- برادر ش.ه.ی.د ادامه میدهد: « خدا خیرتان دهد، حالا ۸ دقیقهای آب میرسد»
سه شنبه شب جلسه داریم با بچههای مردمی نقشه پیشرفت! ساعت ۲۳ است، مغزم دارد آب میشود، چهارشنبه صبح رسیده، دیدار با فرماندار، امام جمعه و ادامه جلسات شهرستانی ... همه پای کار هستند ...
حالا پنجشنبه صبح، قسمت ۷ پایتخت را میبینم! بغض و گریه ... راهی اسفراین هستم! از مشهد ۴ ساعت راه است ! آنجا چکار داری پدر بیامرز! باید برسم به کارخانه تولید لولههای پلیاتیلن برای نظارت فنی به همراه تیم جهاد کشاورزی استان! مسیر مهآلود ۱ ساعت به راه اضافه میکند، بالاخره میرسیم! جلسه و بازدید از خط تولید شروع میشود، گزارشهای آزمایشگاهی را میدهند؛ «تستهای MFI، حرارت و کشش» ۳ تست مهم هستند. ناظرین جهاد استان تاییدات لازم را میدهند. ساعت حوالی ۱۶ و کار در کارخانه تمام است. حالا باید در ماشین نشست و پرسرعت به سمت فرودگاه رفت!
ساعت ۲۰ با مهندس ترابی از پشتیبانی بنیاد برکت به فردگاه میرسیم، خیلی امروز زحمت کشید، واقعا مرد روزهای سخت است، خداحفظش کند.
آری آنچه این چند روز گذشت، حکم اولین فتح را در تحقق نقشههای پیشرفت منطقهای دارد، نقشههایی که از مبنا تا میدان را بهم وصل میکند، طراح اصلی آن مردم هستند و ما هم نوکرشان! این اول راه است، در سرخس، سیریک و بوشکان کارهای متعالیتری در پیش است و شهرستانهای جدید هم در راه و ما مأمور به تکلیف!
پ.ن: حسن باقری به ما یاد داد با منطق و مکتب دفاع مقدس انقلاب اسلامی زندگی کنیم نه عشق و حال! و امروز این مکتب در پیشرفت شهرستانهای کشور پیشبرنده است، ما حسن باقری و ش.ه.د.ا را برای خلسه و گذشته نمیخواهیم، بلکه برای ساخت آینده محتاجشان هستیم.
تهران-سرخس-اسفراین- تهران، شامکاه ۲۸ فروردین ۱۴۰۴
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمام!!!
از آن روزی که این چند عبارت را از ش.هید احمد کاظمی دیدم، همیشه این عبارتهای کوتاه و نقطه زن در تمام سال در ذهنم عین یک لامپ روشن است💡
چرا؟
شاید بعضی بخواهند برخورد فانتزی کنند یا عدهای دیگر بگویند که خیلی شلوغش نکنید؛ اما حقیقت این است که این جملات حاج احمد؛ واقعیت زندگی ماست! 📌
بخواهیم یا نخواهیم، ما در شرایط زندگی عادی هم وقت نداریم، چه برسد بخواهیم با نگاه کار برای انقلاب اسلامی و ادعای سبک جهادی زندگی کنیم.🤔
حرف کوتاه است و دقیق، آری سال ۱۴۰۴ از نیمه اردیبهشت در حال عبور است، اگر برنامه سال را هنوز مشخص نکردهایم، فقط ۱۵ روز وقت داریم! اگر تا روز دهم هر ماه تکلیف کارهای آن ماه را مشخص نکردیم، یعنی آخر ماه نباید منتظر خروجی خوبی باشیم! اگر هفته که شروع شد و روز شنبه تمام شد و ما هنوز میگوییم که از شنبه میخواهیم شروع کنیم، یعنی تمام شدیم! اگر هم در روز بهجای آنکه؛ همزمان با اذان صبح بهخط عملیات بزنیم و تا ساعت ۹ تکلیف روز را مشخص کنیم که تا آخر شب تختگاز ادامه بدهیم؛ تازه ساعت ۸ صبح شیک و مجلسی شروع به کار و فعالیت کردیم، یعنی آن روز را از دست دادیم!⌛
خلاصه اینکه وقت نداریم و کار زیاد! کار و خانواده و درس و تفریح و ... همه را باید با هم جلو ببریم، غرغر هم نکنیم که نمیشود و نمیتوانیم. آنچه من فهمیدم این است که باید سوار بر زمان بود نه آنکه یقه خود را به دست زمان داد و یکی از اصلی ترین روشها این است که زودتر شروع کنیم ... ⏲️
غروب ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، تهران
#جهاد
#پیشرفت_انقلاب_اسلامی
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
دومین سنگر
در ادامه بخوانید 👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
محمد علیان
دومین سنگر در ادامه بخوانید 👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
دومین سنگر
تابستان گرم سال ۱۴۰۰، روز شهادت امام صادق (ع) بود که خودم را در وسط روستای «روتان» شهرستان سیریک دیدم!
آن روز که در اوج جریان کرونا هم بود جلسه مفصلی را با جوانان روستای روتان که در قالب گروه جهادی ش.هید قورچی زاده دور هم جمع شده بودند، برگزار کردیم، با هم عهد بستیم که برای پیشرفت شهرستان ۵۳ هزار نفری سیریک از دل یک روستا در منطقه محروم بایستیم!
روزها رفت و آمد، سید اویس میراسماعیلی برای راهبری نقشه پیشرفت سیریک آستین بالا زد، تمرکز کرد و در زمانهای مختلف رفتوآمد مستمر را به سیریک برقرار کرد؛ برای نمونه تابستان ۱۴۰۱ ما شدیم نیروی او و او فرمانده ما و حدود ۱۵ روز متمرکز شدیم در همان روستای روتان؛ از این ماندنها و ایستادنها زیاد داشتیم، عین سرخس برای سیریک تلاش کردیم و بچههای جهادی منطقه هم هر روز مصممتر میشدن.
در این روزها که میگذشت مشکلات و موانع هم کم نبود اما رمز حرکت، مقاومت بود چرا که خدا خودش در قرآن فرموده «وَأَن لَوِ استَقاموا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسقَيناهُم ماءً غَدَقًا» و ما هم قلبمان روشن بود، تیر ماه سال ۱۴۰۲ با کمک خدا و عنایت ش.هدای سیریک و اخلاص بچههای گروه ش.هید قورچیزاده و راهبری حرفهای سیداویس؛ سند پیشرفت جامع شهرستان که مبتنی بر مبانی انقلاب و کنشگری مردم تدوین شده بود، در شورای برنامه ریزی استان مصوب شد.
اتفاقات سال ۱۴۰۳ نفس کشیدن را سخت کرد، اما بچه های روتان ایستادن تا مرکز پیشرفت شهرستان شکل گرفت و حالا امروز خدا مزد همه زحماتشان را داد! چطور ؟
بله امروز ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، مرکز پیشرفت شهرستان سیریک در مسجد حضرت صاحب الزمان (عج) روستای روتان با حضور مدیر عامل بنیاد برکت آقای دکتر مدنی، معاون عمرانی منطقهای بنیاد، فرماندار شهرستان و حضور سرشبکههای جهادی شهرستان افتتاح شد.
آری حالا شهرستان سیریک یک سند مصوب پیشرفت دارد، یک تیم جوان و سر حال مردمی حرفهای دارد، مسجد روستای روتان شاهد قیام جوانان است و این همان معنای عملی حرف امام (ره) است، به راستی امام چه کرده است که حالا از دل دورترین روستاهای کشور جوانانی برای پیشرفت شهرستانشان با سه گانه «مسجد، مردم، پیشرفت» برای اقامه قسط و عدل قیام کردهاند؟!
سیریک در مسیر پیشرفت و عدالت حرکت خود را آغاز کرده بود، از امروز این حرکت شتاب بینظیری گرفت که در آینده در مورد اتفاقات آن خواهم نوشت چرا که پیشرفت واقعی در دست جوانان سیریک است و بس!
پ.ن؛ بعد از سرخس دومین مرکز پیشرفتمنطقهای راه افتاد و این مسیر ادامه دارد.
شامگاه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، تازه رسیدم تهران
#پیشرفت_منطقهای
#مردم
#پیشرفت_انقلاب_اسلامی
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
656.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسلام آخر ندارد!
این روزها که در سفرهای فشرده شهرستانی هستم، یاد جملهای از معجزه انقلاب افتادم!
آری این روزها بهلحاظ تاریخی روزهای انجام عملیات «الی بیت المقدس» برای آزادسازی خرمشهر است!
چند روز از شروع عملیات گذشته، حسن باقری به عنوان فرمانده قرارگاه نصر در گفتگویی مفصل با احمد متوسلیان که فرمانده تیپ ۲۷ است، از او میخواهد که حد عملیاتی خود را گسترش دهد!
حاج احمد که فشار سنگینی را تحمل نموده میگوید:
« برادر حسن، به خدا میروم آنجا میبینم خون بچهها روی زمین ریخته، نمیتوانم، بهخدا به آخرش رسیدیم»
حسن باقری: «به آخرش رسیدید، مگر اسلام آخر دارد، باید تاحدی که خدا در توانمان قرار داده کار کنیم»
حرف اصلی همینجاست، حسن باقری در اوج جنگ سطح فکری - عملیاتی احمد متوسلیان را هم ارتقا میدهد.
حال برگردیم به روزگار امروزمان، راستی ما چقدر شبیه حاج احمد و حسن باقری تلاش میکنیم! راستی در روز و هفته و ماه و سال، چندبار غرغر میکنیم که دیگر به آخرش رسیدیم! حاضر هستیم عین حسن باقری آخر نداشته باشیم! اصلا بیاییم با خودمان عهد ببندیم که ما آخر نداریم و باید فقط کار کنیم! آن وقت با این نگاه نمیشود کشور را به پیشرفت رساند؟
این روزها دارم به این فکر میکنم که چقدر نسبت به حسن باقری فاصله دارم! چقدر کم کار میکنم! چقدر زیاد میخوابم و تنبل هستم!
اسلام از ما کار میخواهد، آخر هم ندارد آخرش میدانیم کجاست! آنجا که حتی یک وجب از این خاک را هم برای خودمان تصاحب نکنیم و بگویند رفت و فنا فی الله شد، آخر ما اینجاست!
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306
ماجرای یک عکس ...
روزهای گرم تابستان ۱۴۰۱ بود، یا در سرخس بودم یا سیریک! برای رویداد نوپیا آمده بودم تهران! حامد ملک زاده و آقا جعفر فرجی وسط رویداد نوپیا گفتند پاشو بریم نمایشگاه همه با هم جهاد مصلی تهران! گفتم خبری هست؟ آنجا که هنوز رئیس جمهور نیامده و افتتاح نشده ؟ گفتند امروز قرار است حاج آقا به همراه تیم شورای عالی جهاد بیایند و هم جلسه اول است و هم افتتاح!
در ادامه بخوانید 👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1062011092Cc44bc57306