🔘 تواضـع در عمل 🔘
🔴 تعدادی از دانشجویان از آیت الله حائری شیرازی (ره) برای حضـور در جلسهشان دعوت ڪرده بودند. بنـده همراه ایشان بودم ڪه وارد جلسه شدند.
🚪میزبانان برای ایشان جایگاهی را آماده ڪرده بودند، لڪن ایشان پس از ورود همانجا ڪنار در نشستند. یعنی به خاطر داشتن #تواضع واقعی، خود را معیوبتر از دیگران میدانستند و لذا اینگونه عمل ڪردند.
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
🌷@moasesa_boshra
🔍 تواضع در سیره بزرگان 🔎
📆 اولین برخورد بنده با آیت الله ناصری(حفظه الله) در مدرسه نیماورد اصفهان بود. ایشان به تازگی از نجف به ایران آمده بودند. آن موقع بنده در اوایل طلبگی بودم و تابستانها از قم به اصفهان میآمدم.
🕌 بنده به دنبال حجرهای بودم ڪه بتوانم بدون مزاحمت در آن به #نماز بایستم. در اولین دیدارم از ایشان درخواست ڪردم ڪه چنانچه امڪان دارد، اجازه دهند گاهی برای نماز خواندن به حجره ایشان بروم.
📌 ایشان فرمودند : «نمازهایی ڪه من میخوانم، نماز نیست. فقط میخواهم به خدا بگویم من ڪافر نیستم، همین!»
🔺بنده به محض شنیدن این ڪلام متوجه شدم ڪه در ڪلام ایشان #رشد هست و از آنجا بود ڪه قلباً به ایشان متمایل شدم.
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
🌷@moasesa_boshra
⛔️ اگر ڪسی رفیق دینی ندارد، هیچ ندارد! ⛔️
🔻روزی یڪ آقایی ڪه شخصی متدین و از خانوادهای مذهبی بود به منزل ما مراجعه ڪرد. میگفت حدود دو سال است ڪه مشڪلات عصبی پیدا ڪردهام و دارو مصرف میڪنم ولی هیچ اثری نداشته است.
⏳ از بنده میخواست ڪه در برطرف شدن این مشڪل به او ڪمڪ ڪنم. بنده مقداری فڪر ڪردم ڪه مشڪل او از ڪجا ریشه میگیرد و راهحل آن چیست؟
✍ امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند : ˝مَن لا أخـاً لَه، لا خَیرَ فِیه.˝ [غرر الحڪم/۸۰۸۷]
«ڪسی ڪه رفیق ندارد، خیری در او نیست.»
بنده بر اساس مطالعه زیاد در روایات اخلاقی، به این نتیجه رسیدم ڪه
اگر ڪسی #رفیق دینی— آن گونه ڪه روایات فرمودهاند —نداشته باشـد، هیچ ندارد.
🔺به همین دلیل از او سوال ڪردم ڪه آیا رفیق داری؟ گفت: بله. با هم تفریح و مسافرت میرویم. به منزل همدیگر میرویم. از او پرسیدم: آیا مشڪلت را تا به حال به او گفتهای؟ گفت: خیر. گفتم: پس در واقع رفیق نیستید!
💯 رفیق دینی آن است ڪه انسان سفره دلش را برای او باز ڪند. اگر این ڪار را نڪند، روزی به بنبست میرسد و از نظر دینی یا سیاسی سقوط میڪند.
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
🌷@moasesa_boshra
💰 سخاوت مرحوم آقای طیاره 💰
💌 رفیقی داشتم به نام آقای طیاره. ایشان به شدت فقیر بود. ولی در عین فقـر، به شدت مهماننواز و اهل سفره انداختن بود. به خاطر این سخاوت هم مورد توجه و عنایت بزرگان دینی بود.
🍎 ایشان به بازار میرفت و به دلیل محدودیت مالی، میوههایی ڪه مقداری خراب بود را میخرید. به خانه میآمـد و خودش مینشست و قسمتهای خراب میوهها را از قسمتهای سالم جـدا میڪرد. سپس آنها را پوست میگرفت و آماده میل ڪردن مینمود و برای ما میآورد.
💯 مهم این است ڪه انسان فقیر باشد، و اهل سخاوت و بخشش باشد. اگر ثروتمند باشد ڪه هنر نیست.
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
🌷@moasesa_boshra
🔰 نیازِ خلوت با خدا 🔰
🔸در سفری ڪه به ڪرمان داشتم به ملاقات یڪی از خدمتگزاران حضرت امام (علیه الرحمة) رفتم. از او درخواست ڪردم ڪه ڪمی از حالات ایشان برایم بگوید.
🔹یڪی از مواردی ڪه تعریف ڪرد این بود:
دیدارهای _ خصوصی یا عمومی _ ایشان بسیار زیاد بود. پس از اتمام یڪی از این دیدارهای عمومی، آیت الله خامنهای (حفظه الله تعالی) ڪه در آن موقع رئیس جمهور بودند، برای ملاقات با ایشان تشریف آوردند. این قضیه را به اطلاع امام (ره) رساندیم. فرمودند: «فعلاً صبر ڪنید تا قرآنم را بخوانم.»
❓آیا ما اینگونه عمل میڪنیم؟ در بین ڪارهایمان زمانی را به #خلوت اختصاص میدهیم؟
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
🌷@moasesa_boshra
📿ذڪـر مخصوص در مواقع خطر📿
📍روزی به دیدار یڪی از اسرای جنگ تحمیلی رفته بودم. یڪی از خاطراتی ڪه از زندانهای عـراق برایم تعریف ڪرد این بود :
👈 به بنده گفت به خاطر داری ڪه توصیه ڪردی در مواقع خطر این دعـا را مرتب زمزمه ڪن ˝اللّهُمَّ إجْعَلنِی فِی دِرعِڪَ الحَصِینَةِ الَّتِی تَجعَلُ فِیها مَن تُرِید.˝.
پاسخ دادم : بله.
✉️ ادامه داد : روزی از طرف رؤسای زندان دستور رسیـد ڪه همگی به حالت سجـده روی زمین قرار بگیرنـد. سپس شلاقها را آوردنـد و هر ڪس را تعداد معینی شلاق میزدند.
🔆 من هم از همان ابتــدا ڪه در صف بودم تا نوبتم برسـد، شــروع به خواندن این #دعا ڪردم. اما یڪی دو نفـر مانـده بود ڪه نوبت من بشـود، رئیسشان دستور داد برگردید.
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
🌷@moasesa_boshra
⏳فرصتها را از دست ندهید⏳
🍱 به یادم دارم ڪه روزی در حجره مشغول پهن ڪردن سفره بودم. همزمان یڪی از رفقا ڪه صوت نسبتا خوبی هم داشت، در حال و هوای خودش این شعر حافظ را زیر لب زمزمه میڪرد:
درونم خون شد از نادیدن دوست...
🔸پس از لحظاتی، اشڪ هم همراه زمزهاش شد؛ چرا ڪه داشت از درون با خـدا حرف میزد. وقتی همه وسایل سفره آماده شد، نشستم و چند لقمهای هم خوردم.
🔹 اما دیدم اینطور نمیشود. لذا از غذا دست ڪشیدم و ساکت نشستم. «دیدم الآن تازه وقت ڪار است». ڪتاب حافظ را برداشتم و شروع ڪردم همین شعر را بخوانم. نتیجه آن شد ڪه جلسه به یڪ جلسه #انس و #گریه تبدیل شد.
♦️ما #هدف را گم ڪردهایم. در زندگیمان اشتغالات غیرخدایی زیاد شده است. باید همه چیز باشد ولی هدف خدا باشد.
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
@moasesa_boshra
🚨 رفیقِ همراه 🚨
🕋 در خاطرم هست یڪبار ڪه به حج مشرف شـده بودم، به خاطر وجـود شرایطی مجبور شدم به تنهایی به عرفات بروم. پس از اتمام پیادهروی طولانی در بیابانهای داغ مڪه، قصد وضـو گرفتن ڪردم. ناگهان متوجه شدم ڪه روی سرم به صورت غیر طبیعی خیس است.
☝️دو سـه روز بعد به دڪتر مراجعه ڪردم تا علت آن برایم روشن شـود. دڪتر پس از معالجه گفت : «سر سوراخ شـده و از آن آب خارج میشـود! اما خـدا را شڪر ڪن ڪه پوست سرت در حال ترمیم و جوش خوردن است»
❌ تنهایی و بدون #رفیق بودن، انسان را به اینجـا میرساند.
این مسأله مربوط به جسم بود لڪن در مسائل معنوی، روح انسان دچار #مشکلات خواهد شد. صدها مشڪل برایش به وجـود میآیـد ولی به دلیل تنهایی متوجه آن نمیشـود.
تن خسته و دل مجروح ره دور و جهان تاریک
#خاطره
🌿حاجآقا سید مجتبی موسوی درچهای
🍀🍀🍀🍀🍀
🌷@moasesa_boshra