eitaa logo
مبلغان نور 🌍
2.2هزار دنبال‌کننده
10.3هزار عکس
9هزار ویدیو
233 فایل
سلام و احترام بهرمان هستم، پژوهشگرِ دکتری تخصصی، ۳مربیگری ورزشی بین المللی پژوهشگر، مُبلِّغ، مُدرِّس، ورزشکار، ودرمانگر @BAhreman14 لینک گروه👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2751726503C8d5853eac1 .
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 سفر در ایام شیوع کرونا 💠 سوال: در حالی که مسئولان محترم، در شرایط فعلی و ، مردم را از نهی می کنند، آیا مسافرت کردن، خواهد بود و در چنین سفرهایی، را باید خواند؟ ✅ جواب: چنانچه بر اساسِ تدابیر ستاد ملی و ، برای جلوگیری از گسترش بیماری، رفتن به مسافرتِ غیر ضروری، ممنوع باشد، اجرای این تدبیر بر همه لازم است و رفتن به چنین مسافرتی، جایز نبوده و نماز در این گونه سفرها، تمام است. 🆔 @leader_ahkam
🔻دوستت دارم🔰 دو دانشجوي و با هم دوست و هم دانشگاهی بودند. در خوابگاه در اتاقي مشترك زندگی می کردند. روزی دوست سني عازم شد. دوست شیعه با او تماس گرفت. از او خواهش کرد تا زودتر به خوابگاه برگردد. دوستش هرکاری کرد تا دلیلش را بپرسد، او گفت خواهش مي كنم فقط برگرد كار خیلی مهمي باهات دارم. دوست سني زود برگشت. وقتی رسید گفت: مشکل چیه؟ او گفت: مي خواستم بگويم كه خيلي دوستت دارم. دانشجوي سني با تعجب و ناراحتي گفت: این همه راه منو برگردوندی تا بگی دوستت دارم؟!! دانشجوي شيعي لبخندی زد و گفت: دوست بزرگوارم خودت انصاف داشته باش. به نظرت منطقیه پیامبر عزيزمان سه روز مردم رو توی آفتاب گرم و داغ نگه داره تا بقيه برسن و به گروهي هم رو که جلوتر رفته بودن بگه برگردین تا به همه اعلام كنه من علی (ع) رو دوست دارم؟ و بزرگان قبائل و مردم هم با شادي به علي عليه السلام تبريك بگويند؟!! مبلغان نور http://eitaa.com/joinchat/3011379201C7afdd551c2
💌 🌹 بهتر و مفیدتر و جذاب تر و تاثیرگذارتر از این داستان تو عمرم نخوندم مطمئن باش شما هم بخونی ب همین نتیجه میرسی پس یاعلی👌 📂 روزی 👨 مردی از همسرش پرسید نمازت را خوانده ای⁉️ 🧕همسرش گفت: نه❌ 👨شوهر پرسید: چرا؟ 🧕همسر گفت: خیلی خسته ام تازه از کار برگشتم و کمی استراحت کردم. 👨شوهر گفت: درست است خسته ای اما نمازت را بخوان قبل از اینکه بخوابی! 🚗فردای آن روز شوهر به قصد یک بازرگانی شهر را ترک کرد 📞همسرش چند ساعت پس از پرواز با شوهر اش تماس گرفت تا احوال اش را جویا شود اما شوهر به تماس اش پاسخ نداد چندین بار پی در پی زنگ زد اما شوهر گوشی را برنداشت همسر آهسته آهسته نگران شد و هر باری که زنگ میزد پاسخ دریافت نمیکرد نگرانی اش افزون تر میشد. اندیشه ها و خیالات طولانی در ذهن اش بود که نکند اتفاقی برای او افتاده باشد.چون شوهر اش به هر سفر که میرفت همزمان با فرود آمدن اش به مقصد تماس میگرفت اما حالا چرا جواب نمیداد؟🤔 💢خیلی ترسیده بود📞 گوشی را برداشت ودوباره تماس گرفت به امید اینکه صدای شوهر اش را بشنود، اما این بارشوهر پاسخ داد و شوهر اش گوشی را برداشت. 🧕همسر اش با صدای لرزان پرسید: رسیدی؟ 👨شوهر اش جواب داد: بله الحمدلله به سلامت رسیدم. 🧕همسر پرسید: چه وقت رسیدی؟ 👨 شوهر گفت: چهار ساعت قبل، 🧕 همسر با عصابنیت گفت: چهار ساعت قبل رسیدی و به من یک زنگ هم نزدی؟😡 👨شوهر با خون سردی گفت: خیلی خسته بودم و کمی استراحت کردم. 🧕 همسرگفت: مگر میمردی که چند دقیقه را صرف میکردی و جواب منو میدادی؟مگه من برایت نیستم؟😞 👨شوهر گفت: چراکه نه عزیزم تو برایم مهم هستی. 🧕همسر گفت: مگر صدای زنگ را نمیشنیدی؟ 👨شوهر گفت: میشنیدم. 🧕زن گفت: پس چرا پاسخ نمیدادی؟🤔 👨شوهر گفت: دیروز تو هم به زنگ پروردگار پاسخ ندادی، به یاد داری؟ که تماس پروردگار(اذان) را بی پاسخ گذاشتی؟😳 🧕چشمان همسر از اشک حلقه زد😭 و پس از کمی سکوت گفت: بله یادم است ممنون که به این موضوع اشاره کردی......معذرت میخواهم! 👨شوهر گفت: نه عزیزم از من معذرت خواهی نکن، برو از پروردگار طلب کن.... 📖《بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَ أَبْقَی》 شما دنیا را ترجیح می دهید، در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است. مبلغان نور https://eitaa.com/joinchat/3011379201C7afdd551c2