•مُبتلای مَهـ(عج)ـدی•
اصلا کمی توجه لازم است برای آنکه کمی تصور کنیم چهره اش را... چهرۀ نگران و گریان اش را، اینکه او لحظه
بیاید و فرزندانش را از این ورطۀ دشوار نجاتی بخشد؟!
تو بگو آخر مگر چه میخواهد از تو؟!
مگر چقدر دل بسته ای به رنگ دنیا که دیگر رنگ سبزِ خیمه اش را نمیبینی!
دیگر چگونه به تو بگوید که نگران توست؟!
دیشب را فهمیده ای؟!
دست های رو به اسمان اش را میگویم❕
آنگاه که تو آرام گشتی؛
آنگاه که آرزوهای ریز و درشتت را نوشتی..
او نیز به سراغ نامه ات آمد...
و آن هارا که برایت مفید بودند را جدا کرد
و برای تک تک شان دعا نمود!✨
آن شب را چه؟!
آری همان شب، که سر به زمین گذاشتی و به خواب رفتی..
صدایه گریستن اش را شنیدی؟!
آخر مگر یادت رفت؟!
آن روز چه ها که نکردی!
شد دل پدرت را هم آنجا در نظر بگیری؟!
به خاطرش دست کشی از لجاجت با او؟!
اما باز با همۀ سخت رفتاری هایت
او شب را به خواب نرفت
و برای تو!
آری برای خود تو دست به دعا برداشت..
از اعمالش به تو بخشید..
استغفار بجای تو کرد..
اشک برای تو ریخت!
دعا برای هدایتت کرد!
•مُبتلای مَهـ(عج)ـدی•
آن شب را چه؟! آری همان شب، که سر به زمین گذاشتی و به خواب رفتی.. صدایه گریستن اش را شنیدی؟! آخر مگر
دیدی فرزند ناخلف!
تو حتی یادت نمی آید آن شب را...
یادت نمی آید آن سوز گریه را...
هیچ یک را یادت نمی آید!
•مُبتلای مَهـ(عج)ـدی•
آن شب را چه؟! آری همان شب، که سر به زمین گذاشتی و به خواب رفتی.. صدایه گریستن اش را شنیدی؟! آخر مگر
دیگر چه میخواهی؟!
دردت چیست؟!
چه کسی در این دنیا برای تو اینگونه هزینه میکند؟!
چه کس انقدر دغدغه ات را دارد؟!
مضحک ترین بخش این است که،
تو همۀ این افرادی که میدانی مثل او با تو نیستند را بیشتر از او میخواهی!
دیگر انکار که مکن!
مگر دروغ میگویم؟!💔
بین خودمان بماند
اما نمیدانم کِی و چطور به این روز دچار شدی..
از کِی به این حد از سنگ دلی رسیده ای...!
بچه تر که بودی زمین که می افتادی
قبل آنکه مادر به بالین ات آید
او، شتابان می آمد...💚!
و بلندت میکرد و گرد خاک رو گونه ات را پاک می نمود..
حتی آن شب هایی را که به گلایه از او سپری نمودی..
که چرا مرا نمیبینی و روزگارم این است!
او تو را میدید!
میخواست کمکت کند..
دستش را به سویت باز نمود..
ولی تو آنی حواست رفت از او،
و بخواب رفتی...!
و او ماند و غم اینکه امشب هم نیامدی پیشم:)💔
بس است دیگر!
گفتنی ها گفته شد؛
دیگر لازم است کمی با خودت خلوت نمایی
و تمامی لحظات مشابه با صحبتم را پیدا کنی!
ببینی ان وقت هایی که بین تو و او یک پرده حجاب بیشتر نبود؛
و تو آنرا کشیدی و رفتی!💔
ببینی آن وقت هایی که پدرت به سراغت آمد
اما تو نبودی!💔
میدانی به کدام حد میرسی؟!
دیگر خسته ایی از خودت!
از بی وفایی ات!
از بی معرفت ات ، سنگ دلی ات ، بیچارگی ات...!
اما این همیشه سوال است برایم!
او که بیشترین رنج را از ما میکشد..
او که دغدغه بیشترش ما هستیم؛
او که شبانه روز منتظر صحبت ماست...
چرا خسته نمیشود از ما...؟!
مگر کم بوده مواقعی که ما رفتیم و او به دنبالمان آمد و برگرداندمان!
آری میخواهم در خلوتت نیز پاسخ به این پرسش بدهی..
که چرا او از ما خسته نمیشود؟!
#التماسدعایفرج
#اللهمعجللولیكالفرج
#یاعلی
در غروب جمعه، ۷ بار این دعا را بخوانید و تا هفته بعد از بلایا محفوظ بمانید
مرحوم آیةالله میرزا محمدتقی موسوی اصفهانی، صاحب کتاب شریف «مکیال المکارم» در کتاب دیگر خود با نام «أبواب الجنّات فی آداب الجمعات» می نویسد:
مرحوم آخوند ملامحمدباقر فشارکی رحمةالله علیه در یکی از کتاب های خود نقل نموده است:
کسی که وقت غروب روز جمعه این دعا را 7 مرتبه بخواند، از بلیات تا هفته بعد محفوظ می ماند ان شاء الله:
«اللَّهُمَ صَلِّ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد؛ وَ ادْفَعْ عَنَّا الْبَلاءَ الْمُبْرَمَ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأرْضِ، إنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
(ابواب الجنّات فی آداب الجمعات، ص264)
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ما خبر نداریم امام زمان ارواحنا له الفداه چقدر زیاد دوستمان دارند ...✨
گمراه شد هر آنکه زِ این طایفه جداست
هادی شـدی کـه پیـروِ حیدر شویم مـا🖤