eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
108 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁گفت به جای دوستت دارم چه بگویم : گفتم بگو : #یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii
مشاهده در ایتا
دانلود
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
•⊰🦋⊱• خــدایا..! میدانم ڪـه تـو مشترۍ جان و خونِ ڪسانۍ هستے ڪه از مــاݪ و فـرزند و لذت هـاۍ دنـــــی
『💌پیام‌شهدا..؛ 』 شهـــید عبدالله محمودى: «خواهرَم: محجوب باش و باتقوا، كه شماييد كه دشمن را با چادر سياهتان و تقوايتان میكشيد.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بينى و دشمن تو را نمى بيند.» ؛ ...(:✒️📻 @modafehh
معصومِ مردمیم! ولی درگیر توبه های مکرر در خفا... @modafehh
گلزار شهدا ،دعاگویتان هستیم🌹 @modafehh
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ _مهدی برمیگرده؟ _نه! _اما ارمیا میتونه بره؛ میتونه خسته بشه! صدای ارمیا از لای در نیمه باز اتاق آمد: _من خسته نمیشم دکتر؛ اینقدر آیه رو اذیت نکنید! صدر به سمت صدا برگشت و با دیدن ارمیا با آن ریش های چند روزه، از روی صندلی بلند شد و به سمتش رفت: _سلام؛ رسیدن به خیر! ارمیا شرمنده سرش را پایین انداخت: _ببخشید، سلام. ممنون؛ شما هم خسته نباشید. _تو خسته نباشی مرِد خدا! ِ _مرِد خدا رو زمین چی کار داره دکتر؟ مرِد خدا بالش برای پریدن بازه. صدر: لطفًا تو قصد پرواز نکن. داغ سید مهدی برای همهمون بس بود! ارمیا: بعضی داغها هیچوقت سرد نمیشن، شما که اینو میدونید نباید به آیه خانوم فشار بیارید؛ دست ما امانتن! صدر: خودتون میدونید؛ من برم که خانومم منتظره. ارمیا: اون خانوم چی شد؟ صدر منظور ارمیا را فورا فهمید: _بستری شد، تو بیمارستان رازی. ارمیا: کجا هست؟ صدر: به امینآباد مشهوره. ارمیا: خطری برای ما نداره دیگه؟ صدر: خیالتون راحت. سابقه ی خرابش اینجا باعث شده اونجا حسابی تحت نظر باشه که داروهاش مصرف بشه. ارمیا: ممنون دکتر! صدر: به امید دیدار ⏪ ... 📝 @modafehh 📗 📙📗 📗📙📗
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ صدر که رفت ارمیا نگاه با لبخند مهربانانه اش را به آیه دوخت: _سلام خانوم، خسته نباشی؛ بریم خونه؟هنوز زینب سادات رو ندیدم، دلم براش تنگه! آیه سلامی زیر لبی گفت. همیشه شرمنده ی اخالق خوب و آرامش و صبر ارمیا بود. کلید ماشین را که به سمت ارمیا گرفت گفت: _چطور با اینهمه بد رفتاریای من هنوز خوبی؟ گفته بودی تا من نگم دیگه نمیای؟ ارمیا کلید را از دست آیه گرفت: _اومدم دکتر صدر رو ببینم که حرفاتونو شنیدم؛ من نبودم خیلی اذیتت کردن؟ باورکن به خاطر خودت رفتم، نمیدونستم اذیت میشی. آیه دوباره پرسید: _چرا همهش خوبی؟ ارمیا همانطور که کنار آیه قدم میزد گفت: _من امروز رو نبین. اتفاقا من خیلی بداخلاق بودم. اینی که در خدمت شماست، دسترنج دکتر صدر و حاج علی و سید مهدی شماست. من همه چیزم رو از اون شب برفی دارم. اون شب معجزه ی خدا برای من بود؛ خدا منو کوبید و از نو ساخت. _کاش منم میکوبید و از نو میساخت! _شما رو که کوبید، اما نسبت به ساخت دوباره دارید مقاومت میکنید. _درد داره؟ _خیلی... _منم خیلی درد دارم؛ احساس بدی دارم. _چرا؟ آیه سرش را پایین انداخت و با دستهایش بازی کرد: ⏪ ... @modafehh 📗 📙📗 📗📙📗
•°🌱 حسین جانم...! گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم گوشه چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم 🌙 〖 @modafehh
∞♥بسم ربّ الحسیـن♥∞
•°🌱 و سلام لڪ منـّی و لِاَصحـاب حسینﷺ نوشتـہ‌اند‌ڪہ‌‌جبریـل‌ هـم‌دلـش‌مے‌خواسـت بہ‌جای‌این‌همہ‌منصـب فقـط‌ڪَدای‌تو‌بـود...! 🌱 〖 @modafehh
یکشنبه: نهار: مادرجان، حضرت زهرا(درود خدا بر او باد) شام: غریب مدینه، امام حسن مجتبی(درود خدا بر او باد) 〖 @modafehh
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
•🌞🍃• مرحوم علامه طباطبایی و آیت ا... بهجت از آقای قاضی نقل می‌کنند که میفرمودند: اگر کسی نماز واجبش
•🖇📌🔓• 🔑۶ ڪلید طلایى 🍁 دلے را نشکن؛ شاید ← خانه خدا باشد. 🍁 ڪسے راتحقیر مڪن؛ شاید ← محبوب خدا باشد. 🍁 از هيچ عبادتے دریغ مڪن؛ شاید ← ڪلید رضايت الله باشد. 🍁 سر نماز اول وقت حاضر شو؛ شاید ← آخرین دیدارت با خدا باشد. 🍁 هيچ گناهے را ڪوچك ندان؛ شايد ← خشم خدا در آن باشد. 🍁 ازهیچ غمی ناله نڪن؛ شاید ← امتحانۍ ازسوی خدا باشد 🌸 لحظه هاتون سرشار از یاد خدا 🌸 التماس دعا 〖 @modafehh
نائب الزیاره دوستان هستم ارسالی از اعضاء🌹 @modafehh
حاجـے با شهادتت بیدار شدیما! ولے هواے مہ‌آلودِ گـناه.. دوباره ‌خوابمون‌ ڪرد . . ؟ (: @modafehh