•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
•⊰🦋⊱• خــدایا..! میدانم ڪـه تـو مشترۍ جان و خونِ ڪسانۍ هستے ڪه از مــاݪ و فـرزند و لذت هـاۍ دنـــــی
『💌پیامشهدا..؛ 』
شهـــید عبدالله محمودى:
«خواهرَم:
محجوب باش و باتقوا، كه شماييد كه دشمن را با چادر سياهتان و تقوايتان میكشيد.»
«حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بينى و دشمن تو را نمى بيند.»
؛ ...(:✒️📻
#حجاب #کلام_شهید
〖 @modafehh 〗
معصومِ مردمیم!
ولی درگیر توبه های مکرر در خفا...
@modafehh
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#فصـل_دوم
#قسمـت_صد_سی_چهار
_مهدی برمیگرده؟
_نه!
_اما ارمیا میتونه بره؛ میتونه خسته بشه!
صدای ارمیا از لای در نیمه باز اتاق آمد:
_من خسته نمیشم دکتر؛ اینقدر
آیه رو اذیت نکنید!
صدر به سمت صدا برگشت و با دیدن ارمیا با آن ریش های چند روزه، از روی صندلی بلند شد و به سمتش رفت:
_سلام؛ رسیدن به خیر!
ارمیا شرمنده سرش را پایین انداخت:
_ببخشید، سلام. ممنون؛ شما هم خسته نباشید.
_تو خسته نباشی مرِد خدا!
ِ _مرِد خدا رو زمین چی کار داره دکتر؟ مرِد خدا بالش برای پریدن بازه.
صدر: لطفًا تو قصد پرواز نکن. داغ سید مهدی برای همهمون بس بود!
ارمیا: بعضی داغها هیچوقت سرد نمیشن، شما که اینو میدونید نباید به آیه خانوم فشار بیارید؛ دست ما امانتن!
صدر: خودتون میدونید؛ من برم که خانومم منتظره.
ارمیا: اون خانوم چی شد؟
صدر منظور ارمیا را فورا فهمید:
_بستری شد، تو بیمارستان رازی.
ارمیا: کجا هست؟
صدر: به امینآباد مشهوره.
ارمیا: خطری برای ما نداره دیگه؟
صدر: خیالتون راحت. سابقه ی خرابش اینجا باعث شده اونجا حسابی تحت نظر باشه که داروهاش مصرف بشه.
ارمیا: ممنون دکتر!
صدر: به امید دیدار
⏪ #ادامہ_دارد...
📝 @modafehh
📗
📙📗
📗📙📗
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#فصـل_دوم
#قسمـت_صد_سی_پنج
صدر که رفت ارمیا نگاه با لبخند مهربانانه اش را به آیه دوخت:
_سلام خانوم، خسته نباشی؛ بریم خونه؟هنوز زینب سادات رو ندیدم، دلم براش تنگه!
آیه سلامی زیر لبی گفت. همیشه شرمنده ی اخالق خوب و آرامش و صبر ارمیا بود.
کلید ماشین را که به سمت ارمیا گرفت گفت:
_چطور با اینهمه بد رفتاریای من هنوز خوبی؟ گفته بودی تا من نگم دیگه نمیای؟
ارمیا کلید را از دست آیه گرفت:
_اومدم دکتر صدر رو ببینم که حرفاتونو شنیدم؛ من نبودم خیلی اذیتت کردن؟ باورکن به خاطر خودت رفتم، نمیدونستم اذیت میشی.
آیه دوباره پرسید:
_چرا همهش خوبی؟
ارمیا همانطور که کنار آیه قدم میزد گفت:
_من امروز رو نبین. اتفاقا من خیلی بداخلاق بودم. اینی که در خدمت شماست، دسترنج دکتر صدر و حاج علی و سید مهدی شماست. من
همه چیزم رو از اون شب برفی دارم. اون شب معجزه ی خدا برای من بود؛ خدا منو کوبید و از نو ساخت.
_کاش منم میکوبید و از نو میساخت!
_شما رو که کوبید، اما نسبت به ساخت دوباره دارید مقاومت میکنید.
_درد داره؟
_خیلی...
_منم خیلی درد دارم؛ احساس بدی دارم.
_چرا؟
آیه سرش را پایین انداخت و با دستهایش بازی کرد:
⏪ #ادامہ_دارد...
@modafehh
📗
📙📗
📗📙📗
•°🌱
حسین جانم...!
گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم
گوشه چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم
#شبتون_حسینی🌙
〖 @modafehh 〗
•°🌱
و سلام لڪ منـّی
و لِاَصحـاب حسینﷺ
نوشتـہاندڪہجبریـل
هـمدلـشمےخواسـت
بہجایاینهمہمنصـب
فقـطڪَدایتوبـود...!
#صلاللهعلیکیاثارالله 🌱
〖 @modafehh 〗
یکشنبه:
نهار: مادرجان، حضرت زهرا(درود خدا بر او باد)
شام: غریب مدینه، امام حسن مجتبی(درود خدا بر او باد)
〖 @modafehh 〗
•|کانالرسمیشهیدحاجحمید سیاهکالی مرادی |•
•🌞🍃• مرحوم علامه طباطبایی و آیت ا... بهجت از آقای قاضی نقل میکنند که میفرمودند: اگر کسی نماز واجبش
•🖇📌🔓•
🔑۶ ڪلید طلایى
🍁 دلے را نشکن؛
شاید ← خانه خدا باشد.
🍁 ڪسے راتحقیر مڪن؛
شاید ← محبوب خدا باشد.
🍁 از هيچ عبادتے دریغ مڪن؛
شاید ← ڪلید رضايت الله باشد.
🍁 سر نماز اول وقت حاضر شو؛
شاید ← آخرین دیدارت با خدا باشد.
🍁 هيچ گناهے را ڪوچك ندان؛
شايد ← خشم خدا در آن باشد.
🍁 ازهیچ غمی ناله نڪن؛
شاید ← امتحانۍ ازسوی خدا باشد
🌸 لحظه هاتون سرشار از یاد خدا 🌸
التماس دعا
〖 @modafehh 〗
نائب الزیاره دوستان هستم
ارسالی از اعضاء🌹
@modafehh
حاجـے
با شهادتت
بیدار شدیما!
ولے هواے مہآلودِ گـناه..
دوباره خوابمون ڪرد
.
.
#حواسمونهست؟ (:
#حاج_قاسم #شهید
〖 @modafehh 〗