eitaa logo
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
4.3هزار دنبال‌کننده
9.1هزار عکس
2.1هزار ویدیو
108 فایل
🌸🍃 #کانال_رسمی #شهیدمدافع‌حرم‌ #حمیدسیاهکالی‌مرادی (با نظارت خانواده ی شــهید عزیز) 🍁گفت به جای دوستت دارم چه بگویم : گفتم بگو : #یادت_باشد❣ کانال تلگراممون: @modafehhh خـادم کانال : @khadem_sh @khaleghiii
مشاهده در ایتا
دانلود
یکشنبه: نهار: مادرجان، حضرت زهرا(درود خدا بر او باد) شام: غریب مدینه، امام حسن مجتبی(درود خدا بر او باد) ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•|کانال‌رسمی‌شهید‌حاج‌حمید‌ سیاهکالی مرادی |•
‌∞♥∞ #دم_اذانی 🍃 🌿 آیــت‌اللـہ بهجــت (ره) : معیار اصلی، نماز است. این نماز بالاترین ذڪر است، شیر
🌹🍁 امام صادق (علیه‌السلام) در مورد اهمیت نماز اول وقت فرمودند: •{افضل الاعمال الی  الله الصلاة لوقتها و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله}• بھتـرین اعمال نزد خداوند، است پس از آن نیڪۍ بر پـدر و مـٰادر، و سپس جھــاد در راه خُـدا است. ( بحار الانوار، ج 3، ص 85 ) ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
شهادت جانسوز رئیس مذهب تشیع ، ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق (ع) بر عموم مسلمانان جهان تعزیت و تسلیت باد . . . علیه‌السلام🥀 ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
@Maddahionlinمداحی آنلاین - دم شما گرم - حاج منصور ارضی.mp3
زمان: حجم: 2.9M
🔳 (ع) 🌴بنام نون و قلم دست من قلم دادی 🌴دم تو گرم که بر این شکسته دم دادی 🎤حاج 👌بسیار دلنشین ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
از اون متن‌هاست‌که‌باید‌مزه‌مزه‌کرد...👇
هرجایِ دنیایی ، در مسیر حق موثر باش حتی اگر شده به یک اخم یا لبخندی...! . ‌کسی رنج می‌برد که رفعت ذکر ندارد، کسی رنج می‌برد که خیال می‌کند برای خوشی آمده! تو می‌خواهی خانه بسازی ولی آنها می‌خواهند خودت را بسازند و آنچه تو را می‌سازد همین خانه خراب شدن‌هاست! همین شکستن‌هاست که سازنده می‌شود. •علی صفایی ‌حائری @modafehh
•<🌸🌱>• گاهۍخُـــدا.. مےخواهد با دست تو دست دیگــر بندگانش‌ را بگیرد، وقتی دستے را میگیری، بِدان‌‌ ڪہ‌ دست دیگرت در دست خــــداست ....🙃 ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
°•°😔💔°•° حــاجـی شـما چنـد ڪـلاس سـۅاد داشتـۍ ڪه عــالـم و آدم دوسـتت داشتنـد؟ ڪـودوم دانشــگاه درس خـونده بـودی ڪه همھ ي ژنـــرال های جهـــــٰان حسـرتِ دیـدنتـو داشتنـد؟؟ ┄┅፨• @modafehh •፨┅┄
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ ارمیا تکان خوردن شدید آیه را از زیر چادر دید: _چی شده؟ میخندی؟ آیه همانطور که از زیر چادر میخندید گفت: _آخه منم همینکارو میکردم؛ بدتر از همه اینه که الانم گاهی اینجوری میکنم. فکر کردم فقط من خلم . ارمیا بلند خندید و صدایش در فضا پیچید و نگاه زینب را به دنبالش کشید: _نترس، منم خلم؛ چون هنوزم گاهی انجامش میدم. آیه: دلم براش تنگه. ارمیا: حق داری. منم دلم براش تنگه. آیه: میشناختیش؟اون دوران دانشجویی رو خدمتتون رو میگم. ارمیا: میدیدمش اما سمتش نمیرفتم. آیه: مرد خوبی بود ارمیا: شوهر خوبی هم بود برات. تو هم زن خوبی بودی براش. آیه: یک سوال بی ربط بپرسم؟ ارمیا: بپرس آیه: چرا اسم شما اینجوریه؟ارمیا، مسیح، یوسف؟ ارمیا خندید: تازه باقی بچه هارو ندیدی!ادریس، دانیال، شعیب! آیه لبخند زد: چرا خب؟ ارمیا: مسئول پرورشگاه عشِق اسم های پیامبرا رو داشت. مارو آوردن پرورشگاه، خیلی کوچیک بودیم، اسم نداشتیم، فامیل نداشتیم. اسم و فامیل بهمون داد. مرِد خوبی بود. آیه: دنبال پدر مادرت نگشتی؟ ارمیا: با حاج علی گشتیم. بابات آشنا زیاد داره انگار! رسیدیم خرمشهر. احتمالا توی بمباران از دستشون دادم. یک جورایی منم مثل زینب ...... ⏪ ... @modafehh 📗 📙📗 📗📙📗