eitaa logo
کانون ادبی مدام
181 دنبال‌کننده
258 عکس
90 ویدیو
12 فایل
💠 کانون ادبی هنری مُدام🔅 🔹️دانشگاه قم🔹️ MDM-UQ 🔸️ 🌴 خیال‌انگیز و شورانگیز، مدام؛ اینجا صدا از ژرفای دل، صحبتی روح‌افزا و بهجت‌انگیز از هنر و ادبیات است، این آیینه‌خانه نامش مدام است... 🔸️
مشاهده در ایتا
دانلود
🌴 نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویه‌های غریبانه قصه پردازم به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم خدای را مددی ای رفیق ره تا من به کوی میکده دیگر علم برافرازم خرد ز پیری من کی حساب برگیرد که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس عزیز من که بجز باد نیست دمسازم هوای منزل یار آب زندگانی ماست صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی شکایت از که کنم خانگیست غمازم ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم حافظ 🌴 @ModamQom
▫️معنای ابتذال در هنر و ادبیات ▪️وقتی چیزی مبتذل، به معنی لغویِ کلمه، شد، دیگر نقطهٔ ابهام و زمینه‌ای برای ندارد. از همین جا است که گاه یک اثر برای بعضی از مردم مصداقِ هنر است و برای بعضی دیگر هنر شمرده نمی‌شود. آنها که هنر می‌دانندش هنوز نقطهٔ ادراکِ بی‌چگونه‌ای در آن می‌یابند و آنها که آن اثر، برای آنها، هیچ نقطهٔ ادراکِ بلاکیفی ندارد، مشت آن هنرمند و صاحب آن اثر در برابر آنها باز است. مثل اینکه بگویند: این شعر فقط وزن و قافیه دارد یا تشبیهش صورتِ دستمالی‌شدهٔ فلان تشبیه از فلان شاعر است یا مضمونش را دیگری با صورتی که مرکزی برای ادراک بلا‌کیف دارد، قبلا آورده است. برای این‌گونه افراد، آن اثر، دیگر مصداق هنر نخواهد بود. اما اگر کسانی باشند که از آن‌گونه هوش و آگاهی برخوردار نباشند، می‌توانند از چنان اثری هم احساس التذاذ هنری کنند، زیرا برای آنها هنوز نقطه‌هایی از ادراک بی‌چگونه در آن اثر وجود دارد. پس در فاصلهٔ زبان روزمره و حرفهای مکرّر کوچه و بازارِ مردم از یک سوی، شاهکار‌های مسلّمِ شعرِ جهان از سوی دیگر، همیشه مجموعهٔ بی‌شماری از طیف‌های هنری، با شدّت و ضعفِ بسیار، وجود خواهد داشت - تا مخاطب و داورِ این موضوع چه کسانی باشند. محمدرضا شفیعی کدکنی زبان شعر در نثر صوفیه، صص ۷۴ و ۷۵ 🌴 @ModamQom
شعر محتشم اجرای دکتر موحدی.mp3
3.89M
◾️دو بند از شعر محتشم کاشانی بااجرای دکتر محمدرضا موحدی (هیات علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم)
36.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
...هست آیا یاوری ما را؟ باد با خود این صدا را برد و صدای او به سقف آسمان می‌خورد بازهم برگشت "هست آیا یاوری ما را؟" انعکاس این صدا تا دورترها رفت تا دلِ فردا و آنسوتر ز فردا رفت... ◾️ قسمتی از منظومه روز دهم، قیصرامین‌پور 🌴 @ModamQom
🌳‍ کسانی که در دِه زاده می‌شوند و در آن می‌بالند _آن هم یک دهِ سنّتی و کهنسال_ خیلی بیشتر در ایران به قوام می‌آیند تا آنان که زائیده‌ی شهر هستند. زمانی که من کودک بودم و دِه‌ها هنوز دست نخورده بودند می‌بایست ایران را در دِه شناخت. بیابان و جوی آب، بیابانی که در آن لشکر سلم و تور گم شده بود و جوی آبی که تمدّنِ ایران در کنار آن ترکیب گرفته و در مسیرِ آن حرکت کرده بود. سالهای اوّلِ زندگی من در دِه موجب گشت که ایران ذرّه ذرّه در وجودم نَشت کند، مانند بارانِ نرم که تا مغزِ استخوانِ زمین را می‌خیساند. ایرانِ فرتوتِ چند هزار ساله که پیوسته متغیّر بوده است و همیشه همان ایرانِ آفتاب‌پرست، آتش‌پرست و سپس ایزد پرست، که هنوز که هنوز بود چون ماهِ نو را می‌دیدند چشم می‌بستند، دعا می‌خواندند و به روی محبوبی نگاه می‌انداختند؛ و چون شامگاه چراغ روشن می‌شد، بر آن سلام می‌کردند، و آتش نمی‌بایست در اجاقِ خانه خاموش شود. همه‌ی اینها بر خود بارِ چند هزار ساله داشتند. حتّی گرمای تابستان و بوی بدِ کوچه‌ها و حشراتی که در سکوتِ سنگینِ ظهر وِزوِز می‌کردند، یادآورِ ایرانِ کهنسال بودند که نسل‌های متمادی در آن آمده و زندگی کرده و رفته بودند.                   دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🌴 @ModamQom
Gaam Enseble - Joz Man (128).mp3
2.88M
🎼 بسی دور رفتم بسی دیر کردم من آن بذرِ بی‌حاصلم کاین جهان را نه تغییر دادم نه تفسیر کردم... ____________________ شعر: محمدرضا شفیعی کدکنی آهنگ: آنسامبل گام 🌴 @ModamQom
10.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️سیدعلی میرفتاح، سردبیر نشریه کرگدن درباره ادبیات در فرهنگ صحبت می‌کند... 🌴 @ModamQom
ز بس فتنه از پيش و پس مي رسد به سختي مجال نفس ميرسد... فراوانی است و فراواني است به هر مرغ چندين قفس ميرسد! 🌴 @ModamQom
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی دوستی را که زمانها ندیده بود گفت: کجایی که مشتاق بوده‌ام؟ گفت: مشتاقی به که ملولی. دیر آمدى اى نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست معشوقه که دیر دیر بینند آخر کم از آن که سیر بینند متن: گلستان سعدی ، باب پنجم «در عشق و جوانی» آواز: استاد محمدرضا کنسرت بزرگداشت سعدی سال ۱۳۸۶ گوشه‌ی رضوی دستگاه شور 🌴 @ModamQom
32.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در این سرایِ بی‌کسی کسی به در نمی‌زند 🔹 شعر: سایه (هوشنگ ابتهاج) تار و آواز: محمدرضا لطفی در مایه‌ی دشتی 🌴 @ModamQom 🔹 به‌مناسبت سالگرد هوشنگ ابتهاج
26.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️یوسفعلی میرشکاک از سایه و رندانِ شعر می‌گوید. آنکه نباید همیشه صریح بود... 🌴 @ModamQom
گوته و حافظ [با یادی از خادم فرهنگ ایران و زبانشناس برجستهٔ روزگارِ ما زنده‌یاد دکتر کوروش صفوی] ▪️حافظ و گوته دو نقطهٔ اوج تاریخ روح آدمی بشمار می‌روند‌. حافظ برای ایرانیان و تمامی آنانی که به ادب پارسی عشق می‌ورزند، یکی از بزرگترین شاعران ایران است و گوته نیز بعنوان مهمترین شاعر آلمانی زبان از منزلتی والا برخوردار است‌. از زیباترین وقایع تاریخ ادب جهان، برخورد مسیر این دو ستارهٔ سخن با یکدیگر است. گوته به اندیشه‌های حافظ دست یافته و از وی به گونه‌ای بی‌نظیر متأثر گشته است. اگرچه تأثیر بزرگان از یکدیگر نادر نیست، لیک چنین تأثیراتی اغلب میان دو هم‌عصر صورت می‌پذیرد و در مورد ایندو، ابزارهای ارتباطی نوین برای نخستین بار، امکان تبادل افکار میان دو فرهنگ و دو تمدن متفاوت را بوجود آورده است؛ و این امر در نوع خود تا آن زمان بیسابقه می‌نماید. ▪️گوته اگرچه تحت تأثیر موضوعات گوناگونی قرار گرفته، آنچه را که در هنرش بکار برده است، آغشته به شخصیت خود ساخته و این نکته در مورد دیوان شرقی او نیز صادق است؛ دیوانی که زیباترین ثمرهٔ تحلیل او از شرق و نتیجهٔ مستقیم تجربهٔ روحی او با حافظ است. در دیوان شرقی ویژگیهای ناآشنای شرق تا بدانجا گنجانده شده، که خواندن بخش اعظم آن، حتی برای دوستداران آثار گوته دشوار می‌نماید. لیک دیوان خواجه در ایران بر سر زبانهاست. همه کس از خرد و کلان او را می‌شناسند و دوستش دارند. دیوان گوته جدا از یک یا دو بخش از آن، در ردیف آثار گمنام شاعر آلمان قرار دارد و تنها موضوع بحث معدود متخصصین ایرانشناسی و ادبیات آلمانی است. این اثر کوششی است برای تلفیقی خالقانه از شرق و غرب و پیش از هر چیز، تلفیقی از ساختار ذهنی حافظ و گوته و سرانجام تمجیدی بی‌مانند است که نبوغ غرب از نبوغ شرق می‌کند. ▪️با این وجود، حافظ که نخستین انگیزهٔ تألیف دیوان شرقی بشمار می‌رود، در محور اصلی باقی می‌ماند. گوته بخشهای نخست این مجموعه را «به حافظ» می‌نامد و عنوان کنونی دیوان را بعدها برمی‌گزیند. حافظ تنها شاعری است که فصلی از دیوان شرقی بنام اوست. از حافظ بیش از هر شاعر دیگر در دیوان شرقی سخن می‌رود و کسی نیست که اینچنین مورد تحسین گوته قرار گیرد. سه رساله دربارهٔ حافظ، صص۹_۱۹ یوهان کریستف بورگل برگردان زنده‌یاد استاد کورش صفوی 🌴 @ModamQom