فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💢عکس العمل زوار بعد از فهمیدن مسافت واقعی اربعین!
❓ازشون میپرسه میدونی ۲۱۰۰ چی هست؟
✅وقتی میفهمن این مسافت واقعی هست که کاروان اسرای کربلا، از کربلا به کوفه و بعد دمشق رفتن، این عکس العمل رو نشون میدن
✍پ ن:
ما فقط ۸۰ کیلومتر از نجف تا کربلا پیاده روی میکنیم و با وجود اون همه موکب باز هم با بیماری و گرمازدگی و عطش و تاول پا و غیره مواجه میشیم
🥺 امان از دل زینب
-----------------------
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم
🌸 امام حسین (عليهالسلام) :
بخيل، كسى است كه در سلامكردن بخل ورزد.
📚 گزیده تحفالعقول، ح۱۰۸
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم
💫سلام ارباب خوبم
💫ذکر خیر تو به هر جا شد و یادت کردیم...
💫دست بر سینه به تو عرض ارادت کردیم...
💫پادشاهی جهان حاجت ما نیست حسین...
💫به غلامی در خانه ات عادت کردیم..
💫 الســـــــــــــلام
💫علیکــــــــ
💫یاابا
💫عبــدالله
💫الحسیـــن
💫اللَّهُمَّ
💫 صَلِّ
💫 عَلَى مُحَمَّدٍ
💫وآلِ مُحَمَّدٍ
💫وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
╭━━━⊰•🌹⃟🕊•⊱━━━╮
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم
╰━━━⊰•🌹⃟🕊•⊱━━━╯
ماجرای خواب مرحوم آیت الله هسته ای اصفهانی :*
من خیلی دوست داشتم که در عزای حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) در مجلسی که موردنظر حضرت زهرا (سلام الله علیها) است شرکت داشته باشم. لذا خیلی توسّل میکردم که به من بنمایاند کدام مجلس مورد توجّه ایشان است. خیلی به این موضوع پافشاری میکردم.
تا اینکه روزی حضرت را در خواب دیدم. از ایشان سؤال کردم که سیّدتی و مولاتی، این همه مجلس در عزای فرزند بزرگوار شما، سیّدالشّهداء (علیه السلام) وجود دارد، کدامیک از این مجالس مورد توجّه شماست؟
🏴 فرمودند: هر جاییکه پرچم عزای حسین ما خورده باشد ما آن مجلس را دوست داریم و به آن مجلس توجّه داریم.
من دوباره پرسیدم، چون غرض من آن بود مجلس خاص الخاصّی که در نظر است بدانم. لذا پرسیدم که یا سیّدتی و مولاتی، کدامیک از این مجالس بیشتر مورد توجّه شماست؟ مجدّداً فرمودند: هرجایی که پرچم عزای حسین ما خورده شود ما آنجا را دوست داریم به آن هم توجّه داریم.
سه باره پرسیدم: سیّدتی و مولاتی، کدامیک بیشتر مورد توجّه شماست؟ باز فرمودند: هرجا که پرچم عزای حسین ما خورده باشد ما آنجا را دوست داریم و به آنجا توجّه داریم.
امّا اینکه تو میپرسی - نام و آدرس یک مجلسی را دادند- و گفتند خود ما هم در این شرکت میکنیم، امّا هرجا که پرچم عزای حسین ما زده شود ما آنجا را دوست داریم و به آن توجّه داریم.
مرحوم آقای هستهای میگوید من وقتی ازخواب بیدار شدم آدرس آنجا را گرفتم، آن محل را نمیشناختم. رفتم و راهنمایی شدم. وقتی به آن محل وارد شدم، یک جوی آبی بود و خانمی سر جوی آب نشسته بود، داشت استکان میشست (هنوز آن موقع در تهران لولهکشی آب نبود).
نام آن شخص را که در خواب بمن گفته بودند سؤال کردم، گفت: خودم هستم.
گفتم: آیا شما مجلس روضه دارید؟
گفت: بله داریم. نشان داد، انتهای یک کوچهٔ بن بستی یک پرچم سیاهی زده بودند،
این پرچم آنقدر کهنه شده بود که سیاهی آن به سفیدی میزد. معلوم بود سالیان متمادیست این پرچم عزا اینجا زده میشود.
گفتم: شما روضه خوان هم دارید؟
گفت: از کسی دعوت کرده بودیم، آمد وقتی دید کسی نیست ناراحت شد و رفت…
آقای هستهای یک سخنران معتبر بود، عالم بود، فروتنی کرد و گفت: اجازه میدهید من به اینجا بیایم برای شما روضه بخوانم؟ آن خانم استقبال کرد و گفت: بفرمایید.
گفت من وقتی وارد آن منزل شدم یک اتاق داشت، آنقدر آن منزل محقّر بود که من همانروز اوّل قصد قربت کردم که هیچ وجهی از آنجا نگیرم، فقط قربه الی الله بیایم و بروم.
معلوم بود کسیکه این روضه را گرفته فقیر است. یک صندوقخانهای داشت و چای هم میریخت از صندوقخانه میآورد، چند نفر از زنان همسایه هم میآمدند، گاهی یک بچّه میآمد چای را میآورد و میگذاشت.
آن زن فقیر هم داخل صندوقخانه مینشست و گریه میکرد، همزمان با صدای گریهٔ او صدای گریهٔ دیگری را هم میشنیدم. تا دهه تمام شد…
جمعیّت زیادی هم نمیآمدند، فقط چند نفر زنهایی بودند که گاهی کم و زیاد میشدند، ولی روضه، زنانه بود. من هم اصلاً نمیخواستم وجهی بگیرم،
لذا وقتی روز آخر از منبر آمدم عجله کردم که اصلاً من را صدا نزند بخواهد وجهی بدهد. دیدم آن زن در پشت سر من سرعت گرفت، مدام من را صدا میکرد. گفتم: ممنون هستم، خیر شما قبول، از شما بما رسیده است. تا بمن رسید و گفت: نه، شما باید این وجه را بگیرید. باز من اصرار کردم و او هم اصرار کرد،
عاقبت بمن گفت: من از شما رِندتر هستم.
از این سخن او تعجّب کردم که یعنی چه من از شما رندتر هستم؟!
گفتم: منظور شما چیست؟
گفت: من یکسال بمنزل مردم میروم آنجا خدمتگزاری میکنم تا اینکه وجهی را فراهم کنم برای عزای سیّدالشّهداء (علیه السلام) صرف کنم. یکسال بمنزل مردم میروم و خدمتکاری میکنم، حالا شما میخواهید این پول را از من نگیرید؟ نمیشود!!
🍁 مرحوم آقای هستهای میگوید: من خیلی تعجّب کردم، فکر اینرا نمیکردم واقعاً کسی اینطور باشد. اصلاً عظمت این زن من را شکست که این زن چقدر باعظمت بود. اگر کسی یکسال بمنزل مردم برود و خدمتکاری کند، با همهٔ سختی که اینکار دارد، مبلغی را پسانداز کند تا صرف این وادی کند.
🍁 عظمت این زن من را شکست و من از او این وجه را گرفتم. وقتی گرفتم، گفتم: سؤالی از شما دارم،
گفت: بفرمایید.
گفتم: شما در صندوقخانه گریه میکردید من صدای گریهٔ دیگری هم از صندوقخانه میشنیدم، او که بود؟ عروس شماست؟ دختر شماست…؟ گفت: مگر درخواب بشما نگفتند خود ما هم میآییم درمجلس شرکت میکنیم؟
دیدم عجب زنی!!! حتّی ازخواب من هم خبر دارد. من خیلی مبهوت شده بودم.عجب مجالسی، که ما از آن خبر نداریم.
گفتم: خواهر، من سال آینده هم بیایم در اینجا روضه بخوانم؟
گفت: تشریف بیاورید.
سال بعد رفتم و دیدم فوت کرده است…
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم
▪️سلام برحسین
▪️سلام براولاد حسین
▪️سلام براصحاب حسین
▪️سلام برشهدای درراه حسین
تا جان داریم خط و راه وهدف حسین درکربلارا ادامه میدهیم.
╭━━━⊰•🌹⃟🕊•⊱━━━╮
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم
╰━━━⊰•🌹⃟🕊•⊱━━━╯
در کرب و بلا، بی طرفان بی شرفان اند
تاریخ همان است، حسینی و یزیدی...
#فلسطین
#طوفان_الاقصی
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم
دوباره آمدم از راه دور سمٺ حرم
سلام حضرٺ آقا سلام بال و پرم
جواب میدهے آیا بہ این گدا آقا
ڪه من تمامےِعمرم بہ شوق، دربہدرم
✨سلام_ارباب_خوبم✋
╭━━━⊰•🌹⃟🕊•⊱━━━╮
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم
╰━━━⊰•🌹⃟🕊•⊱━━━╯
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺بگذار که هشتم گِرو نُه باشد...🥺🥺
#حسینیبمانیم
#حسینیبمیریم