⭕️ همیشه به جهت خروج #سفیانی ، روایات و گفتار های دردناکی شنیدیم.
🌿 وحتی آیت الله #بهجت ، دل پر خونی از خروج سفیانی داشتن.
🌷 همه ی اینها به جهت خون بار و وسیع بودن جنایات #سفیانی هست.
‼️چه در #روایات و چه با #عقل و تحلیل ، میتونیم بفهمیم زمانی سفیانی خروج میکنن که چاره ای نداشته باشن.
یعنی برگ آخر #ابلیس هست که یاران اصلی امام زمان عج (#سید_یمانی و #سید_خراسانی) برای شکست ش وارد میدان میشن.
‼️حالا شرایط #منطقه فقط گویای یک مورد هست: 👹 #سفیانی
‼️وقتی وقایع و #آشوب های فعلی #خاورمیانه:
#عراق
#لبنان
ورود #ترکیه به #سوریه
#یمن
و درگیری سیاسی داخل #ایران
رو به صورت پازل کنار هم میچینیم ، هیچ جوابی جز خروج #سفیانی نمیبینیم
‼️این #فتنه ها باید رخ بدن و بدونید ، اینها مقدمه ی فتنه ی سنگین #سیاسی داخل #ایران هست.
درگیری سیاسی که #بزرگان و مقامات و حتی #مراجع شمشیر رو از رو خواهند کشید.
‼️این وقایع قطعی و در شرف وقوع هستن.
قطعا به اون لحظه ی #طلایی زندگی بشر و عالم هستی نزدیک شدیم.
‼️از تمام اتفاقات فقط بوی #بشارت #ظهور به مشام میرسه.
شرایط خیلییی #سخت شده و سخت تر هم میشه ولی به همون اندازه طعم شیرین ظهور رو داره.
👤آیت الله #ناصری :
رخدادهای زیادی در راه است هرچه شنیدین اعتنا نکنید و پشتیبان رهبری باشید
✍️ #پدر_فتنه
#ولایت_فقیه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌹🍃🌹🍃 @mohebin_velayt_shohada
آیدی کانال 👆🌹
کانال محبین وݪایٺ و شهدا🏴
#رمان #دمشق_شهرِ_عشق #پارت_اول 📚 ساعت از یک بامداد میگذشت، کمتر از دو ساعت تا تحویل سال ۱۳۹۰ مان
#رمان
#دمشق_شهرِ_عشق
#پارت_دوم
📚 بهقدری جدی شده بود که نمیفهمید چه فشاری به مچ دستم وارد میکند و با همان جدیت به جانم افتاده بود :«تو از اول با خونوادهات فرق داشتی و بهخاطر همین تفاوت در نهایت ترکشون میکردی! چه من تو زندگیات بودم چه نبودم!» و من آخرین بار خانوادهام را در محضر و سر سفره #عقد با سعد دیده بودم و اصرارم به ازدواج با این پسر سر به هوای #سوری، از دیدارشان محرومم کرده بود که شبنم اشک روی چشمانم نشست.
از سکوتم فهمیده بود در #مناظره شکستم داده که با فندک جرقهای زد و تنها یک جمله گفت :«#مبارزه یعنی این!» دیگر رنگ محبت از صورتش رفته و سفیدی چشمانش به سرخی میزد که ترسیدم.
📚 مچم را رها کرد، شیشه دلستر را به سمتم هل داد و با سردی تعارف زد :«بخور!» گلویم از فشار بغض به تنگ آمده و مردمک چشمم زیر شیشه اشک میلرزید و او فهمیده بود دیگر تمایلی به این شبنشینی #عاشقانه ندارم که خودش دست به کار شد.
در شیشه را با آرامش باز کرد و همین که مقابل صورتم گرفت، بوی #بنزین حالم را به هم زد. صورتم همه در هم رفت و دوباره خنده #مستانه سعد بلند شد که وحشتزده اعتراض کردم :«میخوای چیکار کنی؟»
📚 دو شیشه بنزین و #فندک و مردی که با همه زیبایی و #عاشقیاش دلم را میترساند. خنده از روی صورتش جمع شد، شیشه را پایین آورد و من باورم نمیشد در شیشههای دلستر، بنزین پُر کرده باشد که با عصبانیت صدا بلند کردم :«برا چی اینا رو اوردی تو خونه؟»
بوی تند بنزین روانیام کرده و او همانطور که با جرقه فندکش بازی میکرد، سُستی مبارزاتم را به رخم کشید :«حالا فهمیدی چرا میگفتم اونروزها بچه بازی میکردیم؟»
📚 فندک را روی میز پرت کرد، با عصبانیت به مبل تکیه زد و با صدایی که از پس سالها انتظار برای چنین روزی برمیآمد، رجز خواند :«این موج اعتراضی که همه کشورهای عربی رو گرفته، از #تونس و #مصر و #لیبی و #یمن و #بحرین و #سوریه، با همین بنزین و فندک شروع شد؛ با حرکت یه جوون تونسی که خودش رو آتیش زد! مبارزه یعنی این!»
گونههای روشنش از هیجان گل انداخته و این حرفها بیشتر دلم را میترساند که مظلومانه نگاهش کردم و او ترسم را حس کرده بود که به سمتم خم شد، دوباره دستم را گرفت و با مهربانی همیشگیاش زمزمه کرد :«من نمیخوام خودم رو آتیش بزنم! اما مبارزه شروع شده، ما نباید ساکت بمونیم! #بن_علی یه ماه هم نتونست جلو مردم تونس وایسه و فرار کرد! #حُسنی_مبارک فقط دو هفته دووم اورد و اونم فرار کرد! از دیروز #ناتو با هواپیماهاش به لیبی حمله کرده و کار #قذافی هم دیگه تمومه!»
📚 و میدانستم برای سرنگونی #بشّار_اسد لحظهشماری میکند و اخبار این روزهای سوریه هواییاش کرده بود که نگاهش رنگ رؤیا گرفت و آرزو کرد :«الان یه ماهه سوریه به هم ریخته، حتی اگه ناتو هم نیاد کمک، نهایتاً یکی دو ماه دیگه بشّار اسد هم فرار میکنه! حالا فکر کن ناتو یا #آمریکا وارد عمل بشه، اونوقت دودمان بشّار به باد میره!»
از آهنگ محکم کلماتش ترسم کمتر میشد، دوباره احساس مبارزه در دلم جان میگرفت و او با لبخندی فاتحانه خبر داد :«مبارزه یعنی این! اگه میخوای مبارزه کنی الان وقتشه نازنین! باور کن این حرکت میتونه به #ایران ختم بشه، بشرطی که ما بخوایم! تو همون دختری هستی که به خاطر اعتقاداتت قیام کردی! همون دختری که ملکه قلب پسر مبارزی مثل من شد!»
📚 با هر کلمه دستانم را بین انگشتان مردانهاش فشار میداد تا از قدرتش انگیزه بگیرم و نمیدانستم از من چه میخواهد که صدایش به زیر افتاد و #عاشقانه تمنا کرد :«من میخوام برگردم سوریه...» یک لحظه احساس کردم هیچ صدایی نمیشنوم و قلبم طوری تکان خورد که کلامش را شکستم :«پس من چی؟»
نفسش از غصه بند آمده و صدایش به سختی شنیده میشد :«قول میدم خیلی زود ببرمت پیش خودم!» کاسه دلم از ترس پُر شده بود و به هر بهانهای چنگ میزدم که کودکانه پرسیدم :«هنوز که درسمون تموم نشده!» و نفهمید برای از دست ندادنش التماس میکنم که از جا پرید و عصبی فریاد کشید :«مردم دارن دسته دسته #کشته میشن، تو فکر درس و مدرکی؟»
📚 به هوای #عشق سعد از همه بریده بودم و او هم میخواست تنهایم بگذارد که به دست و پا زدن افتادم :«چرا منو با خودت نمیبری سوریه؟» نفس تندی کشید که حرارتش را حس کردم، با قامت بلندش به سمتم خم شد و با صدایی خفه پرسید :«نازنین! ایندفعه فقط شعار و تجمع و شیشه شکستن نیست! ایندفعه مثل این بنزین و فندکه، میتونی تحمل کنی؟»...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
╭═══════•••{}•••═══════╮
@mohebin_velayt_shohada
╰═══════•••{}•••═══════╯
#ڪپےباذکریکصلواتجهتسلامتیوتعجیلدرفرجツ
📍اعلام مالکیت دولت آذربایجان بر تهران و سکوت منفعلانه نهادهای مسئول در ایران😅
سکوت منفعلانه مسئولین و رسانههای کشورمان پیرامون ادعاهای علیاف رئیس دولت آذربایجان درباره مالکیت بر آذربایجان غربی و شرقی، قزوین، زنجان و حتی بخشی از تهران، سوالات بسیاری در افکار عمومی مطرح کرده است.
این سکوت به بهانه حفظ منافع مشترک در حالی است که نسبت منافع کشورمان با کشور آذربایجان و منافع مشترک ایران با امارات و روسیه قابل قیاس نیست و ایران همواره خطاهای این دو دولت درباره جزایر سهگانه را به درستی و به سرعت محکوم میکند.
بطور مثال حجم تبادلات ایران با امارات و روسیه قریب ۳۰ میلیارد دلار در سال است اما حجم تبادلات ایران با دولت آذربایجان کمتر از ۷۰۰ میلیون دلار است.
بررسی تحرکات سیاسی، فرهنگی و رسانهای دولت آذربایجان و مراکز رسانهای مورد حمایت آن، بیانگر رویکرد تجزیهطلبانه آن نسبت به خاک میهنمان میباشد./شباب پرس
ـــــــــــــــــــــــ
🇾🇪 #یمن
🇵🇸 #طوفان_الاقصی
1.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا