eitaa logo
هیئت علمدارکربلاء
291 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
7.1هزار ویدیو
39 فایل
مفهوم بلند آفتابى عباس از گریه کودکان کبابى عباس از تشنگیت فرات دلخون گردید واللَّه که آبروى آبى عباس هیئت علمدارکربلاء @mohebinhazratabbas آیدی ادمین: rezanassramini1368
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ یه شب بارونی بود و فرداش حمید امتحان داشت. رفتم تو حیاط و شروع کردم به شستن لباس‌ها و ظرف‌ها. همین طور که داشتم لباس می.شستم دیدم حمید اومده پشت سرم وایساده. گفتم: «اینجا چیکار می‌کنی. مگه فردا امتحان نداری؟» دو زانو کنار حوض نشست و دست‌های یخ زده‌ام رو از توی تشت آورد بیرون و گفت: «ازت خجالت می‌کشم. من نتونستم اون زندگی‌ای که در شأن تو باشه برات فراهم کنم. دختری که تو خونه پدرش با ماشین لباسشویی لباس می‌شسته حالا نباید تو این هوای سرد مجبور باشه..». حرفش رو قطع کردم و گفتم: «من مجبور نیستم، با علاقه دارم کار می‌کنم. همین قدر که می‌کنی و می‌فهمی و قدرشناس هستی برام کافیه». شهید