eitaa logo
مجردان انقلابی
12.7هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.8هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 ادمین کانال ↶ @mojaradan_adm (تبلیغات انجام میشود) متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 آدرس محفل 🤝 eitaa.com/rashidianamir_ir eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و 🍃بعد از این سینہ زنےھا دل من بےتاب است 🍃عکس گنبد وسط صحن دو چشمم قاب است 🍃ای خوش آن کَس کہ جواز سفرش اِمضا شد 🍃 پای پیادہ حرم ارباب است... 🌷الّلهُمَّ ارزُقنا کربلا🌷 @mojaradan
❁﷽❁ #السلام_ایها_غریب اِے‌صاحب‌ایام‌بگو‌پس‌تو‌ڪُجایے ؟ ڪِے‌مےشود‌اِے #دوسٺ‌ڪُنے‌جلوه‌نَمایے از‌هر‌ڪِہ‌سُراغ‌شَب‌وَصل‌تو‌گِرفتم گُفتند‌قَرار‌اسٺ‌ڪِہ‌یڪ #جمعہ‌بیایے #العجل_مولاے_من🍂💚 #لبیڪ_یا_حسین_ع🍂❤️ #اللهم_عجل_لولیک_الفرج @mojaradan
🔸🔹🔹🔸داستان واره 🔸🔹🔸🔹 🔰می‌خواستم به دنیا بیایم؛ در زایشگاه دولتی. 🔸پدربزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی! 🔹مادرم گفت: چرا؟ ❗️پدربزرگم گفت: مردم، چه می‌گویند؟ 🔰می‌خواستم به مدرسه بروم؛ مدرسۀ سر کوچه‌مان. 🔸پدرم گفت: فقط مدرسۀ غیرانتفاعی! 🔹مادرم گفت: چرا؟ ❗️پدرم گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰به رشتۀ انسانی علاقه داشتم. 🔸مادرم گفت: فقط ریاضی. 🔹گفتم: چرا؟ ❗️گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰می‌خواستم با دختری روستایی ازدواج کنم. 🔸خواهرم گفت: مگر من بمیرم! 🔹گفتم: چرا؟ ❗️گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰می‌خواستم پول مراسم عروسی‌ام را سرمایۀ زندگی‌ام کنم. 🔸پدر و مادرم گفتند: از روی نعش ما بگذر؛ ولی این کار را نکن. 🔹گفتم: چرا؟ ❗️گفتند: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰می‌خواستم به اندازۀ جیبم، خانه‌ای در پایینِ شهر اجاره کنم. 🔸مادرم گفت: وای بر من! 🔹گفتم: چرا؟ ❗️گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰اوّلین مهمانی پس از ازدواجم بود. می‌خواستم ساده باشد و صمیمی. 🔸زنم گفت: شکست؟ به همین زودی؟! 🔹گفتم: چرا؟ ❗️گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰می‌خواستم ماشینی مدل پایین بخرم تا عصای دستم باشد. 🔸زنم بر صورتش زد و گفت: خدا مرگم بدهد! 🔹گفتم: چرا؟ ❗️گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰بچّه‌ام می‌خواست به دنیا بیاید؛ در زایشگاه عمومی. 🔸پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. 🔹گفتم: چرا؟ ❗️گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰فرزندم می‌خواست به مدرسه برود؛ رشتۀ تحصیلی‌اش را برگزیند، ازدواج کند و... . 🔰می‌خواستم بمیرم. بر سرِ قبرم بحث شد. 🔸 پسرم گفت: پایینِ قبرستان. زنم جیغ کشید. 🔹دخترم گفت: چه شده؟ ❗️زنم گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰مُردم. برادرم برای مجلس ترحیم، مسجد ساده‌ای را در نظر گرفت. ❗️️️خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم، چه می‌گویند؟ 🔰سنگ قبر ساده‌ای بر روی مزارم گذاشتند. ❗️️️امّا برادرم گفت: مردم، چه می‌گویند ؟ 🔰خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کرده بودند. 📛حالا من در این جا در حفرۀ تنگی، خانه کرده‌‌ام و تمام سرمایه‌ام برای ادامۀ زندگی تا ابد، یک جمله بیش نیست: «مردم، چه می‌گویند؟». ❌مردمی هم که عمری نگران حرف‌هاشان بودم، لحظه‌ای نگران من نیستند! 📚تا ساحل آرامش، کتاب اول، ص۱۱۲ - ۱۰۹ @mojaradan
💕 خانواده تفریحگاه یا ورزشگاه!!! #پسا_مجردی #پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی @mojaradan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹 دعای هر روز ماه صفر ⬅️ برای دفع بلا در ماه صفر این دعا را هر روز ده مرتبه بخوانید @mojaradan
. صدای خنده های تو افتادن تکه های یخ است ! در لیوان بهار نارنج بخند ... می خواهم گلویی تازه کنم ... 💐 👀 . 🔹 در رفت و آمدها و مهمانی‌ها، نقاط مثبت و زیبای زندگی دیگران را الگوی زندگی خود قرار دهید.🌷 . 🔸 البته شرایط و امکانات زندگی خود را نیز در نظر بگیرید تا الگوبرداری از زندگی آنها، در توان شما و همسرتان بوده و قابلیت اجرا داشته باشد.💰 . 🔹 به هیچ وجه نقاط مثبت زندگی دیگران را به عنوان نقص همسرتان و انتقاد از او، بیان نکنید چرا که این مقایسه، مخرّب خواهد بود.🚫 . 🔸 نباید رفت و آمدها، باعث شود که دید شما به همسرتان منفی گردد و نباید توقعات بیجا و خارج از توان همسرتان در شما ایجاد کند. @mojaradan
هر روز حوالی ساعت ۱۸ در قسمت نهم می شنویم: 🍃عظمت ایثار و دشواری اخلاص 🍃اخلاص و ایثار، زیربنای همه توصیه‌های اخلاق خانواده 🍃چرا برخی به توصیه‌های اخلاقی عمل نمی‌کنند؟ 🍃خدمت به خانواده فرصتی برای اخلاص و ایثار 🍃خصلت‌هایی که مرد برای خانواده‌داری به آنها نیاز دارد 🍃حسن معاشرت 🍃خرج کردن حساب شده 🍃غیرت 🍃زن‌ها از غیرت مرد لذّت می‌برند 🍃مشکل فیلم ها با غیرت مردان 📲 @mojaradan
استاد پناهیانKhanevadeMotaali09.mp3
زمان: حجم: 14.8M
🗒 #خانواده_متعالی 📼 قسمت نهم 🎙 #استاد_پناهیان 📲 @mojaradan
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در آب دید، پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد. اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد. در همین حین چند شکارچی قصد شکار او کردند. گوزن به سوی مرغزار گریخت و چون چالاک می دوید، صیادان به او نرسیدند ٬ اما وقتی به جنگل رسید، شاخ هایش به شاخه ی درخت گیر کرد و نمی توانست به تندی فرار کند. صیادان که همچنان به دنبالش بودند سر رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد با خود گفت: دریغ پاهایم که از آن ها ناخشنود بودم نجاتم دادند، اما شاخ هایم که به زیبایی آن ها می بالیدم گرفتارم کردند. چه بسیارند در زندگی چیزهایی که از آنها خوشمان نمی آید ولی مایه خوشبختی و آسایش ما هستند و بالعکس چه چیزهایی که داریم و یا دوست داریم داشته باشیم اما مایه بدبختی و عذاب ما هستند. تمام تلاشمان را برای داشتن زندگی بهتر انجام دهیم اما همواره به حکمت های خداوند راضی باشیم @mojaradan