است و کار مولد مردم اولاً به منزلة استحکام سیاست از مجرای مشارکت مردم در ساخت ایران است. پذیرش فشار واقعیت در صحنة تولید و کار حتی اگر علم نیز در آغاز پا به پای آن پیش نمی آمد می توانست آن را به دنبال خویش بکشد و از این طریق سازمان تولید و در شکل کلی آن چارچوب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی را طراحی کند. اما با نگاهی به ساختار نامولد اقتصاد تهران -که آن را بیش از هر چیز تبدیل به شهری پر از کارمند کرده که مابقی ساکنان شهر نیز مشغول دادن «خدمات» به آنها هستند- می شود فهمید این شهر به مثابة مهم ترین منبع پمپاژ پول در اقتصاد ایران چگونه به الگویی تکثیرشونده برای تمام شهرهای بزرگ و کوچک کشور تبدیل شده است.
🔷این وضع رخوتناک چنان در تاروپود نهاد سیاست تنیده شده که حتی زمانی که مردم در واقعه ای همچون شهادت حاج قاسم امکان دوبارة خیزش سیاست و تغییر اساسی معادلات منطقه و جهان را در اختیار حاکمیت قرار می دهند و حتی عموم آنها آمادة پذیرش جنگ با امریکا برای انتقام بودند تصمیم گیران ما این فرصت را از خود و مردم ایران دریغ کردند و چه بسا تاوان کفران نعمت آن سردار بی مثال همان بود که با سقوط هواپیمای اوکراینی بر ما رفت.
🔶درک فانتزی از معنای توسعه پس از جنگ و وجود موهبت نفت برای تحقق این خیال پردازی شکست و پیروزی حقیقی را برای ما به تعویق انداخت و حتی معنای آن را تغییر داد. اما به هرحال جمهوری اسلامی برای نشان دادن این که میراث دار سیاستی است که با انقلاب ظهور کرده می بایست اعمال حاکمیت کند که معالاسف در این شکل نامولد از اقتصاد نقاط زیادی برای تأمین چنین مقصودی وجود نداشت. اگرچه در میدان دفاع یا برخی فناوری ها یا صحنة منطقه ای و... چشم در چشم شدن با خطر ما را به ضرورت اعمال حاکمیت واقف کرد و به همین سبب نیز به توفیقات بزرگی دست یافتیم اما در عرصة مدنی و اجتماعی به هر دلیل بر مسائل چندانی دست نگذاشتیم. در این میان به دلیل فشار غرب در مسألة آزادی های جنسی «حجاب» تبدیل به نقطة اعمال حاکمیت نظام شد. با وقوع انقلاب حجاب با پنهان ساختن جاذبه های طبیعی زن زمینة تجلی انسانی و فعالیت سیاسی و اجتماعی زن را بیشتر مهیا نمود اما تبدیل شدن حجاب به نقطة اعمال حاکمیت آن هم در شرایط ناهمتراز ایدئولوژی رسمی و ساختار اقتصادی سبب شد تا امکان طراحی ساختارهای متناسب برای بقا و بهبود فعالیت سیاسی و اجتماعی زن به محاق رفته و انگارة زن در فرهنگ سنتی دوباره در ذهن حاکمیت غالب شود. در این موقعیت ناهمتراز سطح تحصیلات زنان افزایش یافت، معماری و شهرسازی خانواده محور از میان رفت و... و همزمان انتظار از زن به عنوان مادر و رکن اصلی آرامش خانواده و منبع عاطفه و احساس و... پابرجا ماند.
🔷در این ناهمترازی ها حجاب دیگر نه فرصتی برای مشارکت خاص زنان در قوام جمهوری اسلامی – که دیگر به هیچ از دو الگوی زن مدرن و تصویر زن در سنت شباهت کامل نداشت- بلکه نقطة ضربه پذیر نظام بود چرا که جمهوری اسلامی آن را نقطة اعلام حضور خود به عنوان حکمران کرده بود. بنابراین نباید تعجب کرد که چرا در مسألهای مانند اعتراض به برخورد نیروی انتظامی با مهسا امینی و مرگ او این موضوع به سرعت می تواند به سمت شعارها و اقدامات ساختارشکنانه علیه کلیت نظام حرکت کند و از همین طریق هر برنامه ریزی و کنش داخلی و خارجی برای براندازی نظام با آن همراهی کند.
تقوای تفکر/ علیرضا بلیغ: 🔶در چنین شرایطی توضیح حقوقی قانون حجاب و موجه بودن برخورد پلیس با بی حجابان کمکی به رفع بحران نمی کند بلکه تنها آن را به تعویق خواهد انداخت زیرا در مواجهة پدیدارشناختی با ماجرا می توان دریافت که آن شکاف و ناهمترازی قانون حجاب را دست کم در شرایط فعلی به امری قابل پذیرش برای جامعه تبدیل نمی کند. اگر به مسأله از این زاویه نگریسته شود فهم این مسأله هم دشوار نیست که عموم جامعة ایران درگیر یک چالش دینی و عقیدتی با مسألة حجاب نیستند بلکه آن را محمل پاسخ سیاسی خویش به نحوة حکمرانی جمهوری اسلامی قلمداد می کنند. در شرایط کنونی عدم توجه به این بنیانهایی که زمینة بحرانی شدن حجاب در ایران شده و به تعویق انداختن مواجهة اصولی با آن معلوم نیست دیگر زمانی را در اختیار ما قرار دهد و از این پس باید منتظر بود تا این اقدامات ساختارشکنانه دیگر نه مانند 76، 88 و 98 هر ده سال یک بار بلکه هرچند ماه یک بار به وقوع بپیوندد.
https://ble.ir/taqvayetafakkor
بی حجابی مجازی.pdf
642.9K
مقالۀ سال 1400 با عنوان
تأملي هستيشناختي درباره بيحجابي مجازي بهمثابه آسيب اجتماعي
چکيده
جامعهشناسان معاصرِ غربي به آسيبهاي اجتماعي، نظير خودکشي، فقر، نابرابري، بيکاري، حاشيهنشيني، اعتياد به مواد مخدر و امثال آن پرداختهاند؛ اما در اين ميان، برخلاف آنچه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده، بيحجابي زنان (يا مردان) مطمحنظر آنان قرار نگرفته است. در تاريخ معاصر ايران نيز محققان در جريان سياستهاي کشف حجاب رضاخان پهلوي، بيحجابي را عمدتاً بهمثابه يک آسيب اجتماعي، اغلب در ميدان فيزيکي شهرها و ديگر محافل عمومي فيزيکي مدنظر قرار دادهاند. اين مقاله کوشيده با بهرهگيري از آراء مارتين هايدگر، ژاک دريدا و مکتب فرانکفورت به تمايز هستيشناختي بيحجابي در فضاهاي سايبري ـ مجازي (اعم از عکس، فيلم و مانند آن) نسبت به فضاي فيزيکي ـ اجتماعي اشاره کند. نتيجه توجه به اين تفاوت آن است که اولا،ً بيحجابي مجازي از طريق فرايند اعمال سلطه ناخودآگاه بر مخاطب، نوعي آسيب اجتماعي در جامعه اسلامي و ايراني تلقي ميشود؛ زيرا با هويت تاريخي و مباني آن سازگار نيست. ثانياً، بايد به سبب ماهيت مجازي آن، نهتنها از منظر اسلامي، بلکه از منظر عامِ جامعه انساني نيز آسيب اجتماعي محسوب شود.
عصر تصویر بی حجابی.pdf
474.4K
مقالۀ سال 1397 با عنوان
عصر تصویر بی حجابی و بی حجابی اجباری بررسی وضعیت تصویر بی حجابی در دورۀ پهلوی دوم
مجتمعنا
مقالۀ سال 1397 با عنوان عصر تصویر بی حجابی و بی حجابی اجباری بررسی وضعیت تصویر بی حجابی در دورۀ پهل
عصر تصویر بی حجابی و بی حجابی اجباری بررسی وضعیت تصویر بی حجابی در دورۀ پهلوی دوم
چکیده
دربارۀ مواجهۀ جامعۀ ایران با پدیدۀ حجاب (بهخصوص حجاب زنانه)، دو دیدگاه بهظاهر متفاوت وجود دارد؛ اول مقاومت مردم در برابر بی حجابی اجباری (کشف حجاب) در دورۀ رضاخان پهلوی و دوم مطابق با برخی از دیدگاهها، واکنش به حجاب اجباری یا قانون حجاب در دورۀ جمهوری اسلامی. در دورۀ اول، در ذیل سیاست های «تجدد آمرانۀ» غربی، بی حجابی و در دورۀ دوم حجاب امری تحمیلی محسوب میشود. بین این دو دوره، حکومت 37 سالۀ پهلوی دوم قرار دارد که به رغم استمرار سیاستهای تحمیل بی حجابی، کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. تحمیل بی حجابی در این دوره، برخلاف دورۀ پهلوی اول، مستقیماً در صحنۀ واقعی اجتماعی نبود، بلکه از طریق گسترش تصاویر رسانه ای و تبلیغاتی و تأثیر بر ناخودآگاه ذهن کنشگران اجتماعی صورت گرفت. به علاوه، این سیاستها از دهۀ 1340 با طرح توسعۀ سرمایه داری پیوند خورد. در این مقاله، برای بیان ویژگی تصویری بی حجابی، از تعبیر «تصویر بی حجابی» استفاده شده است. این تصویر از اندام زنانه یا مردانه عمدتاً تحت تأثیر صنایع سینما و موسیقی پس از جنگ جهانی دوم گسترش یافت. پیش از آن، آشکارشدنِ تصاویر بی حجاب از اندام زنانه یا مردانه چندان رایج نبود یا حداقل نشانۀ تجدد، ترقی و شخصیت تلقی نمی شد. در مقالۀ حاضر، با استفاده از نظریۀ انتقادی مکتب فرانکفورت و چارچوب روشی صنعت فرهنگ، که در نیمۀ دوم قرن بیستم صورتبندی شد، به بررسی وضعیت تصویر بی حجابی و تأثیر سیاستهای پهلوی دوم بر آن خواهیم پرداخت. در نتیجه گیری، اولاً اشاره خواهیم کرد که توجه به ویژگی تصویری تحمیل بی حجابی، که از دورۀ پهلوی دوم شروع شد، می تواند دو دیدگاه بهظاهر متضاد دربارۀ واکنش جامعۀ ایران به حجاب را توضیح دهد. ثانیاً، با توجه به استمرار تصاویر رسانه ای در دورۀ جمهوری اسلامی، پژوهش دربارۀ منازعۀ تصویر باحجابـ تصویر بی حجاب ضرورت دارد.
برنامه شیوه که حقیقتاً اتفاقی مبارک در فضای فعلی بوده، اما مصداق کامل نوشدارو پس از مرگ سهراب است.
مسالۀ حجاب و بی حجابی، حتی اگر از سبقۀ دورۀ رضاخانی اش هم بگذریم، اما در قالب آنچه اکنون در کفِ خیابان شاهدش هستیم، تقریباً یک دهه است که به شکل حادّی تبدیل به مسئلۀ اجتماعی شده است.
متاسفانه اصحاب رشته های فنی و پزشکی و بعضی از روحانیون که همۀ را من ذیلِ تکنوکراسی می دانم، با درکی از بسیط از تحولات اجتماعی، گوش شنوایی برای اصحاب علوم انسانی و اجتماعی ندارند و تا زور و فشار کفِ خیابان نباشد، به چنین گفتگوهایی تن نمی دهد.
#یادداشت | روند بیحجابی، زمان و زندگی روزمرۀ جامعۀ ایرانی
📝 به قلم دکتر محمدرضا قائمینیک، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
مسالهای که اکنون یعنی پس از اغتشاشات خیابانی چند شب و روزه دربارۀ بیحجابی پس از فوت مهسا امینی و پس از راهپیمایی بخشهایی دیگر از جامعه، بعد از نماز جمعۀ اول شهریور 1401 و چند روز قبل و بعد از آن در محکومیت اغتشاشات، روی میزِ صاحبنظران دربارۀ ماجرای حجاب و بیحجابی و گشت ارشاد و قانون حجاب نظایر آنها قرار دارد، «روند» آیندۀ حجاب و بیحجابی در جامعۀ ایرانی است. اما مسئلۀ «روند» که ذاتاً پدیدهای زمانی است، منحصر به روند آیندۀ این اعتراضات دوسویه نیست، بلکه اصل مسئلۀ حجاب و بیحجابی در جامعۀ معاصر ایرانی، مسئلهای «روندی» و «تدریجی» است....
🔗 مطالعه متن کامل:
https://gesostu.ir/?p=2460
🚻 دفتر مطالعات راهبردی جنسیت و جامعه
@gesostu
www.GESOSTU.ir
7.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فکر میکنم توضیحات علیزاده درباره بیانات رهبری درمورد وضعیت ماجرای اخیر بهخوبی برای افرادی که از سخنان دکتر حسین کچویان در برنامه ۱۱ مهر جهانآرا دچار ابهام شده بودند، کفایت کند.
پ.ن: دکترحسین کچویان، در دور جدید فعالیت شورای عالی انقلاب فرهنگی از سوی رهبری منصوب نشد و هماکنون از جمیع مناصب جمهوری اسلامی، فقط عضو هیات علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران است.
📌دبیرخانه پیوست فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد برگزار میکند:
دومين نشست از سلسله نشستهای پیوستار
🔸️ از ارزيابی تأثيرات اجتماعی تا پيوست فرهنگی🔸️
با حضور اساتید محترم:
🟡دکتر ميثم مهديار
(معاون پژوهشی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)
🟡دکتر محمدرضا قائمی نيك
(عضو هيأت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی)
⏪️محورهای نشست:
🔻نگاهی انتقادی به وضعیت ارزیابی تأثیرات اجتماعی در ایران
🔻 وجوه ممیزه ارزیابی تأثیرات اجتماعی، پیوست اجتماعی و پیوست فرهنگی
🔻نگاهی انتقادی به روند بحث پیوست فرهنگی در شورایعالی انقلاب فرهنگی
زمان: چهارشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۱ - ساعت ۸ الی ۱۱:۳۰
مکان: میدان شهدا، ساختمان شهرداری مشهد، طبقه دوم، سالن قديم شورای اسلامی شهر
✅️پخش زنده در آپارات
aparat.com/Peyvastar_Mashhad
📝 برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت Sia.mashhad.ir مراجعه فرمایید و یا
با شماره 09120638229 تماس بگیرید.
هدایت شده از پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح
✅ گزارش تفصیلی سلسله دروس خارج نظامهای اسلامی حوزههای علمیه قم، مشهد، اصفهان و تهران در مسائل روز و مورد نیاز جامعه
🎙 با حضور اساتید برجسته حوزههای علمیه از جمله: حضرات آیات اعرافی، اراکی، کعبی، سیفی مازندرانی، علیدوست، قائنی، هادوی تهرانی، فقیهی، فاضل لنکرانی و...
🏢 در مدارس علمیه و مراکز فقهی
🔰 طلاب محترم در قم برای ثبت درس به سامانه نجاح به نشانی http://login.ismc.ir مراجعه فرمایید.
💠 دانشجویان و علاقهمندان نیز میتوانند از طریق کانالهای اساتید به فایلهای صوتی جلسات دسترسی داشته باشند.
📚 متن کامل: http://ihkn.ir/?p=30033
_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_ـ_
#حوزه_علمیه
#دروس_خارج
#قم
🔳 با #مفتاح_اندیشه همراه باشید
🆔 @meftahandishe_com