- ژیهات
-
ما از اون بچههایی بودیم که بچگیمونو بین سنگای حرمتون جا گذاشتیم.
همونا که با خنده ، تو صحن دویدیم
همونا که زیر چادر مامانمون قایم میشدیم تا وانمود کنیم گم شدیم.
همونا که روی سنگفرشها سرسره بازی میکردیم و با مهرها خونه میساختیم.
بزرگ شدیم ..
ولی دلمون همون دلِ کوچیکهست هنوزم هر وقت حال دلمون خرابه یاد شما میکنیم.
هر وقت خستهایم از نامردی دنیا میگیم «یا امام رضا»
انگار همهچی درست میشه ، اصلاً یه جوریه وجودتون ، مثل بابای مهربونی که همیشه پشت بچههاشه.
شما فرق دارین
هم رفیقین ، هم پناه ، هم گوش شنوا.
یه جوری تو دل مایین که انگار فامیلیم.
هر کی یه دردی داره ، میدوئه سمت شما
یه دل سیر گریه کنه ، سبک شه ، دوباره بلند شه.
پشت و پناهِ دلمون
تولدتون مبارک
ایشالا همیشه باشین
تو قلبمون، تو زندگیمون، تو لحظهلحظههامون(:
دلم میخواد با خودم قرار بزارم
نه برای جنگیدن ، نه برای بُردن.
فقط برای زندگیکردن.
آروم، امن، بیهیاهو.
مثل چایی عصر، مثل باد اردیبهشت
مثل لبخند مادربزرگ.
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
روزی که میرفتی نفهمیدی که من با بغض ،
پشت سرت فاللّٰهُ خیرُ حافِظاً خواندم .