5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چشموگوشودهنودست ؛ شودمستاگر . .
بشنویموبنویسیموبخوانیم؛حسیـن((:
-اون روز اون روزا آخرین بار رو خوب یادمه ..
چندماهِ قبل بود
به لطفِ خودت به لطفِ کرمت به لطفِ مرامت زود به زود میایم پابوست ولی هرچقدرم زود هرچقدرم با فاصله کم خودت خوب میدونی چقدر دلتنگ میشم ..
همون زمانایی که نزدیکت بودم کنارت بودم و پشت سرهم عکس میگرفتم از گوشهبهگوشه حرمت دلم میخواست با تماموجود هوای حرم رو نفس بکشم و ذخیره کنم برا روزایی که دورم ..
اینکه نمیخواستم برم خونه نمیخواستم از حرم بیام بیرون و شب و روز رو همونجا سر کنم و خانواده هم میگفتن الان چندساعته که اینجاییم از اذان اینجاییم ..بریم یه کم استراحت کنیم برمیگردیم و منی که با بیمیلی راضی میشدم ..
روزِ تولدمم بود مصادف با روز ولادت امیرالمومنین و من تو حرمت قدم میزدم و این بهترین هدیه تمام عمرم بود ..
خلاصه که اره بابا رضا روزا و لحظاتی که نزدیک شما کنار شما تو حرمِ شما سپری میشه رو به هیچی نمیفروشم
الان هم خیلی دلتنگم خیلی حرف دارم خیلی نیاز دارم بیام و خالی کنم خودمو و غرق حسِ خوب بشم ..
خواستم گریه کنم تا بینِ آغوشِ کسی؛
هر چه گشتم خوب تر از تو کسی پیدا نشد!(:
ما دلتنگیم ..
دلتنگ خونهی پدری
دلتنگ نسیمِ بعد نماز صبح دلتنگ صدای نقاره زنی ..
دلتنگ وقتی که روبهروی گنبدت وایسادیم و انگار زیر پر عبات، پناهمون دادی ..
ای پناهِ ما((:
- مخاطبِ خاص
-یک نفس آرام بگیر ، بگذار نمناکـے چمنها حرف میان مـن و تو باشد بگذار کھ سادگـے در قاب عکسها نقش ب
-یڪ نفر که سعی دارد تو را بخنداند و از حالِ بدت دورت کند ..
او را نگھ دار براے همیشہ ..