- مخاطبِ خاص
-
خونِ سرانگشتِ مرا . .
بر روی در میبینی ؟
خانہ ات را کسی اندازھ ی من درنزده :)
- مخاطبِ خاص
_
ما بیقرار ، منتظرِ روضھ ماندهایـم...
اصلا تمامِ سال فدایِ مُحَرمت💔:)
میدانی دلتنگی چیست !؟
دلتنگی آن است کہ جسمت
نتواند بہ آن جایی برود کہ
جانت به آنجا میرود :))
-میدونید چیه ..
اینکه از بچگی با خوندنِ حسین حسین توی گوشِت بزرگ بشی
اینکه از بچگی وسط روضه اش بزرگ بشی
اینکه لالاییِ موقع خواب کردنت مداحیِ امیرم ..امیر بینظیرم به جز عشق تو در دل نپذیرم حاج محمود بوده باشه ..
همه و همش تاثیر داره رو اینکه الان مجنونش باشی:)
اینکه هرسال منتظر اومدن محرم باشی و هیئتی که انقدر واست مهم باشه که حتی یه شبش رو نمیتونی نری و اگه بقیه هم نتونستن بیان خودت پامیشی میری و میگی من نمیتونم:)
اینکه دلت واس حرمش پر بکشه و از دلتنگی و فراق فقط صبر کنھ صبر:)
اینکه گوشِ شنوای تموم حرفات باشه
اینکه همه جا اول بری سراغ خودش و همیشه هم دستتو بگیره:)
گاهۍ وقتها که
دوست دارَم گوشہای بشینم
سکوتم رو بشکنۍ و بگـی
میشنوم : بگو :)
من سُکوت کنم و ..
تو تا تھش رو بخونی !
چقدر بہ دلم میچسبہ ..
كِ حرف دلمو میفھمی ،
چقدر دوست دارَم این گوش شنوا رو ..
چقدر دوست دارَم این سکوت رو ،
اگر تو اون رو بشکنۍ :)!
خلاصه که من از اون موقعی که یادم میاد از همون بچگیم نوکرت بودم الانم میگم خیلی نوکرتم:)
از قولِ من خسته به ارباب بگویید جز عشق تو عشقی به دلم جاشدنی نیست:))