شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل را
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
″حافظ″
مختصرشعری.
نهمین کتاب ۱۴۰۵| فارسی شکر است.
چقدر حس این کتاب کوتاه شیرین بود
دقیقا از اون نوشته ها که من دوسش دارم
از اونا که مجبور میشی یکی در میون کلمه ها و اصطلاح هاشو سرچ کنی؛
تا مبادا جمله ای، بدون مزه مزه کردن از زیر دستت در بره...
دوست داشتنی بودن از صفات بارز این کتابه که نمیشه ازش گذشت.⭐️
اگه میشد و میدونستم حوصله شما سر نمیره، تا الان اینجا رو با بیت های مثنوی پر کرده بودم.
https://eitaa.com/Myplaylist1/17138
دقیقا، توصیف خیلی خوبی بود
هم دلنشینه هم قابل فهم🌱
و بی نهایت مفاهیم عرفانی و عمیق داره✨