🗓 به مناسبت ۲۰ تیر روز جهانی جمعیت
⁉️ ۸۰ سال دیگر چه بلایی سر کشورمان میآید؟
💬 مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی در ۱۹ آذر ۹۱ فرمودند:
♨️ یکی از خطراتی که وقتی انسان درست به عمق آن فکر میکند، تن او میلرزد، این مسئلهی جمعیت است.
❓سوال اینجاست که مگر دارد چه بلایی سر جمعیت کشور میآید؟
🔹 جمعیت ایران در سال ۱۳۵۵ حدود ۳۴ میلیون نفر،
🔹 در سال ۱۳۷۵ حدود ۶۰ میلیون نفر،
🔹 در سال ۱۳۸۵ حدود ۷۰ میلیون نفر
و در سال ۱۳۹۰ حدود ۷۵ میلیون نفر بوده است.
🔹 متوسط سن جمعیت ایران در سال ۱۳۵۵ در حدود ۲۲ سال؛ در سال ۱۳۶۵ حدود ۲۱ سال؛ در سال ۱۳۷۵ حدود ۲۴ سال؛ در سال ۱۳۸۵ حدود ۲۸ سال و در سال ۱۳۹۰ حدود ۳۰ سال بوده است.
👦 رشد جمعیت ایران که در سال ۵۵ برای هر خانواده حدود ۷ فرزند بوده، در سال ۹۳ به ۱٫۷ فرزند رسیده است.
⭕️ حال با توجه به این آمار عمق فاجعه مشخص میشود که اگر روند تولید نسل به همین شکل پیش برود، جمعیت ایران از سال ۱۴۲۰ رشد منفی را خواهد داشت و در ۸۰ سال آینده جمعیت کشور به حدود ۳۱ میلیون نفر خواهد رسید، که حدود ۴۷ درصد آنان را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند.
💢 آنگاه چه بلایی بر سر اقتصاد و فرهنگ و توسعه و مسائل نظامی و … خواهد آمد.
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۲۷ تیر، اعلام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت از سوی ایران (۱۳۶۷ ه. ش)
💢 عمل به وظیفه یا شهرت طلبی/ خاطره همسر امام خمینی (ره) از پذیرش قطعنامه ۵۹۸
📖 داستانک:
📘 در صفحه ۳۹۲ کتاب «بانوی انقلاب خدیجه ای دیگر» در مطلبی با عنوان «جام زهری که امام نوشید» (به قلم علی ثقفی) به نقل از همسر امام آمده است:
⁉️ هنگامی که خبر پذیرش قطعنامه را شنیدم از آقا سؤال کردم چرا شما خودتان مسئولیت پذیرش قطعنامه را به عهده گرفتید؟ چرا پیشنهاد آقای هاشمی را که گفته بود اجازه بدهید من اعلام کنم و تبعات آن را بپذیرم شما قبول نکردید؟
♻️ آقا به من پاسخ داد یعنی من قهرمان شوم و دیگری قربانی؟! خانم از خدا بخواه این آخر عمری در چنین جهنمی نیفتم.
🔹 گاه ما به خاطر اینکه محبوب شویم و بعد از مرگ خاطرات خوبی از ما نقل شود دیگران را قربانی می کنیم.
⏺ مثلا رهبری اگر بخواهند محبوب شوند می توانند در صحبت هایشان ۴ تا بد و بیراه به دولت بگویند. آن وقت همه می گویند آفرین.
📍 اما گاه وظیفه چیز دیگری است.
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🏴 به مناسبت ۵ صفر، سالروز شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
❇️ استفاده از فرصتها
✅ حضرت رقیه (س) با وجود سن کم انقلاب درست کرد و با همان لحظات کوتاه عمر به اندازه صدها و هزاران انسان خدمت کرد.
🔹 ما نیز باید به اندازه خود از لحظه لحظهی عمر استفاده کنیم.
✨ حضرت علی علیه السلام میفرمایند: ضایع کردن فرصت باعث اندوه و غم خواهد شد.
⏺ به عنوان مثال:
◽️ عالمى را براى نماز میت دعوت کرده بودند.
پرسید: میت زن است یا مرد؟ گفتند: مرد. دستور داد بندهاى کفن را باز کردند، آنگاه رو کرد به بستگان و آشنایان و گفت: خوب نگاه کنید! چشمهاى او نمىبیند، شما که چشمتان مىبیند خیانت نکنید. ببینید زبانش بسته است، شما که مىتوانید حرف بزنید ناحق نگوئید. گوشهاى او نمىشنود، شما که مىتوانید بشنوید صدای حرام گوش نکنید. آرى آن چند لحظه موعظه، از ساعتها پند روى منبر اثرش بیشتر بود.
📚منبع این مثال: خاطرات حجت الاسلام قرائتى، جلد ۲، صفحه: ۶۳
____________________
◽️ طلبهها سال چهارم یک کتابى مىخوانند به نام ”لمعه” نویسنده این کتاب که معروف به “شهید” است؛ در زندان این کتاب را نوشته است.
◽️ آقاى رى شهرى زمانى که وزیر اطلاعات بود مىگفت: من از خانهام تا وزارتخانه بروم و برگردم ۴۰- ۳۰ دقیقه مىرفتم ۴۰- ۳۰ دقیقه برمىگشتم روزى یک ساعت و نیم در ماشین هستم. شروع کردم چند سالى که وزیر بودم در راه قرآن حفظ مىکنم و کل قرآن را ایشان در راه حفظ کرد.
◽️آزادگانى که در زندانهاى عراق قرآن حفظ کردهاند.
📚 منبع این مثالها: برنامه درسهایى از قرآن سال ۷۱، با موضوع نعمتهاى خدا ۱۶، [۲۶/ ۱۲/ ۷۱]
📖 داستانک
🔹 شیخ عباس قمی در روز جمعه با دعوت شخصی به همراه بسیاری از طلاب به باغی رفتند بعد از احوال پرسی کتاب خود را باز میکنند و مشغول مطالعه میشوند، شخصی به ایشان عرض میکند بهتر نیست امروز را به خود استراحت دهید؟
🔹 ایشان میفرمایند: جواب خدا و امام عصر را چه دهم که مال آنان را میخورم و استراحت میکنم.
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
4_5825771800109254688.mp3
زمان:
حجم:
2.02M
🗓 به مناسبت ۹ صفر سالروز شهادت جناب عمار بن یاسر (۳۷ ه. ق)
❓ مالک باشیم یا عمار؟
⁉️ چه زمانی مالکها مجبور میشوند از چندقدمی خیمه معاویهها برگردند تا علی را زنده بیابند؟
🎙 برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی در سال ۹۶ با موضوع "جهاد تبیینی وظیفه امروز"
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
4_5825771800109254688.mp3
زمان:
حجم:
2.02M
🗓 به مناسبت ۹ صفر سالروز شهادت جناب عمار بن یاسر (۳۷ ه. ق)
❓ مالک باشیم یا عمار؟
⁉️ چه زمانی مالکها مجبور میشوند از چندقدمی خیمه معاویهها برگردند تا علی را زنده بیابند؟
🎙 برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی در سال ۹۶ با موضوع "جهاد تبیینی وظیفه امروز"
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۹ صفر سالروز شهادت جناب عمار بن یاسر (۳۷ ه. ق)
❇️ عمار
🔹 بیانات مقام معظم رهبری:
1⃣ چرا شما عمار را (سلاماللهعلیه) میگویید؟ چون عمار در وقت حساس اشتباه نکرد و فهمید»؛
2⃣ «یک جا میدید اختلاف پیدا شده یک عدهای دچار تردید شدند، بگومگو توی آنها هست خودش را بهسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میکرد، تبیین میکرد، این گرهها را باز میکرد.»
📚 منبع: کتاب سنگ محک، اثر #حجت_الاسلام_راجی، صفحه ۱۴۱.
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۱۸ مرداد، روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم
❇️ دلبستگی و وابستگی
📍 چیزی که شیعه را همیشه پابرجا نگه داشته داشتن روحیه جهادی است.
⏺ مثلا انسان باید در کار سیاسی، جهاد سیاسی؛ در کار علمی، جهاد علمی؛ در کمک به محرومین، جهاد اجتماعی و در هر زمینهای، جهاد کند.
⛔️ اما این جهاد موانعی دارد. یکی از مهمترین موانع جهاد، وابستگی است.
🔹 اگر ما به چیزی وابسته باشیم و غل و زنجیر ما را به زمین متصل کرده باشد نمیتوانیم جهاد کنیم.
💬 شهید آوینی میفرماید: مؤمن اگر وابستگی داشته باشد، نمیتواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است.
🔍 باید خیلی مواظب دلبستگیهایمان باشیم آنجایی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه تشریف آوردند اگر ما دلبستگی داشته باشیم نمیتوانیم در رکاب امام زمان باشیم.
_____________________
📖 داستانک
🔹 یکی از شهدای دهه هفتادی ما، شهید عزیز مدافع حرم، شهید محمدرضا دهقان امیری است.
💬 مادر ایشان گفتند:
🔹 «آخرین باری که از سوریه به من زنگ زد، گفت: مادر دعا کن شهید شوم».
🔹 گفتم: پسرم شهادت اخلاص میخواهد هر وقت توانستی اخلاص داشته باشی شهید میشوی.
🔹 گفت: «مادر به خدا الان اخلاص دارم. دیگر هیچ وابستگی ندارم».
🔹 مادر ایشان گفتند: این آخرین جملهای بود که پسرم به من گفت و بعد به شهادت رسید.
📚 منبع: مجموعه خاطرات مدافعان حرم (۱)
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۲۶ مرداد، سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی
♨️ صحنهای دردناک
🔹 کتابهای خوبی در زمینه اسرا نوشته شده که بعضی از آنان بسیار شاخص و زیباست که ازجمله آنان میتوان به ۲ کتاب اشاره کرد:
1️⃣ کتاب «حکایت زمستان» اثر سعید عاکف
و
2️⃣ کتاب «پایی که جا ماند» اثر سید ناصر حسینی پور
📙 در هر ۲ کتاب خاطرات عجیبی از دوران اسارت دیده میشود که میتوان به عنوان نمونه به یکی از خاطراتی که در کتاب «پایی که جا ماند» اشاره کرد:
📖 داستانک:
🔹 … تکیه کلامش “کلکم مجوس و الخمینیون اعداء العرب” بود. چند بار با چوب پرچم به سرم کوبید.
🔹 از حالاتش پیدا بود تعادل روانی ندارد. از من که دور شد، حدود ده پانزده متر پشت سرم، کنار جنازه یکی از شهدا که وسط جاده بود ایستاد.
🔹 جنازه از پشت به زمین افتاده بود. نظامی سیاه سوخته عراقی کنار جنازهاش ایستاد و یک دفعه چوبِ پرچمِ عراق را به پایین جناق سینه شهید کوبید، طوری که چوب پرچم درون شکم شهید فرو رفت
🔹 آرزو میکردم بمیرم و زنده نباشم...
⚠️ پاورقی: تا زمانی که پدر و مادر شهید در قید حیات هستند نمیتوانم نام او را در این کتاب ببرم. با برادرش که صحبت میکردم گفت: مادرم ناراحتی قلبی دارد. تا زنده است اسم برادرم را در کتاب ننویس. امیدوارم مادر این شهید سالها زنده باشند. ترجیح میدهم سالها بعد به منظور ثبت جنایات رژیم بعثی عراق در جنگ، نام او را بنویسم.
📚منبع: پایی که جا ماند، ص ۸۴
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۲۸ مرداد، سالروز کودتای آمریکا برای بازگرداندن شاه (۱۳۳۲ ه. ش)
⁉️ استیفن کینزر کیست؟
🔸استیفن کینزر، مدرس علوم سیاسی و روابط بین الملل در دانشگاه نورث وسترن و دانشگاه بوستون بوده و اکنون عضو ارشد موسسه واتسون برای امور بینالملل و عمومی در دانشگاه براون است.
🔹از او آثار زیادی در حوزه سیاست خارجی آمریکا به چاپ رسیده که مورد تحسین پژوهشگران زیادی واقع شده است و همین مسأله او را به یکی از برجستهترین پژوهشگران تاریخ مداخلات خارجی آمریکا تبدیل کرده است.
🔸 در سال ۲۰۰۸ به کینزر دکترای افتخاری توسط دانشگاه دومینیکن در ایلینویز اعطا شد.ذیل این مدرک افتخاری آمده است که «کسانی از ما که از شنیدن سخنرانیهای او یا صحبت غیررسمی با او لذت بردهاند، احتمالا دیگر هرگز جهان را به همان شکل قبل نخواهند دید.»
🔹 دانشگاه اسکرانتون درسال ۲۰۱۰ به کینزر دکترای افتخاری اعطا کرد.در توصیف آن آمده است: «جایی که در جهان آشفتگی وجود داشته و تاریخ تغییر کرده است، استفان کینزر آنجا بوده است. نه گلوله، نه بمب و نه ضرب و شتم نتوانست عزم شدید او را برای آشکار ساختن بی عدالتی و نزاع کند کند.»
🔸 در سال ۲۰۰۶، کینزر کتاب «سرنگونی: قرن تغییر رژیم آمریکا از هاوایی به عراق» را منتشر کرد. او در آنجا ذکر می کند که ایالات متحده ۱۴بار دولتهای سایر کشورها را سرنگون کرده است. او چندین سفربه ایران داشته کتاب «همه مردان شاه: کودتای آمریکایی و ریشههای ترور خاورمیانه» را نیز نوشته است.او دراین کتاب نشان میدهد که سیا چگونه دولت ملیگرای ایران را در سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲ شمسی) سرنگون کرد.
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۲۸ مرداد، سالروز کودتای آمریکا برای بازگرداندن شاه (۱۳۳۲ ه. ش)
⁉️ مصدق چطور شخصیتی بود؟
🔹 وقتی به ظاهر جریانهای تاریخی نگاه می کنیم، یعنی اینکه حتی آنها را به عنوان یک انسان غیر مسلمان و غیر شیعه تحلیل میکنیم، میبینیم که معمولا هرجا ما سازش با دشمن کردهایم، هزینه سنگینی نیز پرداخت نمودهایم.
🔹 حتی با همین نگاه مادی؛ یعنی حتی کسانی که نتیجه حرکت امام حسین علیه السلام را شکست تلقی میکنند، حتی با همین نگاه هم اگر درست به تاریخ نگاه کنند میبینند هر جا ما چیزی به دست آوردهایم با سازش نبوده است.
❗️با سازش بود که ترکمانچایها امضا شد؛
❗️با سازش بود که بحرینها داده شد؛
❗️با سازش بود که آذربایجانها و ... داده شد...
✅ اما در مقابل در چالشها...
همچون دفاع مقدس، حتی یک وجب خاک از دست ندادیم.
🚫 یکی از سازشها همین جریان ۲۸ مرداد بود.
♨️ مصدق به آمریکا اعتماد کرد و به تعبیر مقام معظم رهبری حفظه الله، سیلی را هم خورد.
▪️ او به آمریکا اعتماد کرد...
ثمره اعتماد به آمریکا هم همین شد که خود آنها به مصدق خیانت کردند و کودتا را بر ضد مصدق انجام دادند.
⚠️ اگر به آمریکا اعتماد نمیکرد این طور نمیشد.
❗️ هر چند که مصدق، به تعبیر امام خمینی رحمة الله علیه، مسلم نبود!
✅ مصدق، مسلمان نبود؛ اگر میبود این کار را نمیکرد.
______________
📖 داستانک ۱:
💬 حاج آقای فلسفی در خاطرات خود میفرمایند:
🔺 بار اول که همراه چندی از علما پیش مصدق رفتیم، روی تختخواب دراز کشیده بود. با ورود ما تغییری در حالتش ایجاد نشد. بعد از اتمام صحبت خواستیم برای اقامه نماز به مسجد برویم. مصدق با تعجب گفت: «شما هر روز برای نماز به مسجد میروید؟»!!
🔺 بار دوم هم که نزدش رفتم همان طور روی تختخواب بود. آیت الله بروجردی گفته بود وی را از خطر وجود بھائیھا در شهرستانها، آگاه کنم. قاه قاه خندید و گفت: «از نظر من مسلمان و بهائی فرقی ندارند، همه از یک ملت و ایرانی هستند.»
📚 خاطرات حجت الاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۳۲
♨️ مصدق اینگونه بود. اهمیتی برای اسلام قائل نبود. برخلاف آنچه که عدهای مصدق را بزرگ می کنند، اما او در واقع این گونه بود.
📖 داستانک ۲:
🌙 ماه مبارک رمضان...
🔹 مجلس شورای ملیِ مملکت اسلامی...
🔺 ... پشت تریبون رفت. سخنرانیاش که تمام شد، لیوان آب کنار دستش را برداشت و خورد!
🔺 صدای اعتراض نمایندگان بلند شد. با خونسردی گفت: «اهل عوام فریبی نیستم»!
✅ امام خوب فهمیده بود: «مصدق مسلم نبود».
📚 خاطرات حجت الاسلام شجونی ص ۱۰۲
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🏴 به مناسبت شهادت حضرت امام رضا علیه السلام (۲۰۳ ه. ق)
✅ چیزی که شب اول قبر به دردم خورد
📖 داستانک: (فوق العاده)
💬 حضرت آیت الله مرعشی نجفی میفرمودند:
🔹 چند شب بعد از ارتحال آیت الله شیخ مرتضی حائری، او را در عالم خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟!
⁉️ پرسیدم: آقای حائری، اوضاعتان چطور است؟
♻️ آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر میآمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشتهای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف کردن… همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند… بدن خودم را از بیرون و به طور کامل میدیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشهای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم.
🔹 ناگهان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی میآید. صداهایی رعب آور و وحشت افزا! صداهایی نامأنوس که موهایم را بر بدنم راست میکرد.
🔹 به زیر پاهایم نگاهی انداختم. از مردمی که مرا تشییع و تدفین کرده بودند خبری نبود. بیابانی بود برهوت با افقی بیانتها و فضایی سرد و سنگین و دو نفر داشتند از دور دست، به من نزدیک میشدند.
🔹 تمام وجودشان از آتش بود. آتشی که زبانه میکشید و مانع از آن میشد که بتوانم چشمانشان را تشخیص دهم. انگار داشتند با هم حرف میزدند و مرا به یکدیگر نشان میدادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن. خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمیآمد. تنها دهانم باز و بسته میشد و داشت نفسم بند میآمد. بدجوری احساس بی کسی غربت کردم. در دل گفتم: خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده، در اینجا جز تو کسی را ندارم….
🔹 همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجه صدایی از پشت سرم شدم. صدایی دلنواز، آرامشبخش و روحافزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین! سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دوردست به سوی من میآمد. هر چقدر آن نور به من نزدیکتر میشد آن دو نفر آتشین عقبتر و عقبتر میرفتند تا اینکه بالاخره ناپدید گشتند. نفس راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم. آقایی را دیدم از جنس نور. نوری چشمنواز آرامش بخش. ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمیتوانستم حرفی بزنم و تشکری کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید:
❓ آقای حائری! ترسیدی؟
♻️ من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسیدم، آن هم چه ترسی! هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتما زهره ترک میشدم و خدا میداند چه بلایی بر سر من میآوردند. بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم: راستی، نفرمودید که شما چه کسی هستید؟
✨ و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من مینگریستند فرمودند: من علی بن موسی الرّضا هستم. آقای حائری! شما ۳۸ مرتبه به زیارت من آمدید من هم ۳۸ مرتبه به بازدیدتان خواهم آمد، این اولین مرتبهاش بود؛ ۳۷ بار دیگر هم خواهم آمد…
📚 منبع: کرامات امام رضا علیه السلام از زبان بزرگان؛ صفحه ۹۲
💠 #منبرک
🆔 @manbarak
🗓 به مناسبت ۸ شهریور، سالروز وفات شیخ حسنعلی نخودکی (۱۳۲۱ ه. ش)
❗️ یک کلید برای ۳ قفل!
📖 داستانک:
💬 حضرت حجت الاسلام و المسلمین هاشمینژاد میفرمودند:
🔹 یک پیرمرد مسنّی ماه مبارک رمضان «مسجد لالهزار» میآمد. خیلی آدم موفقی بود همیشه قبل از اذان توی مسجد بود.
🔹 به او گفتم حاج آقا شما خیلی موفق هستید، من هر روز که مسجد میآیم میبینم شما زودتر از ما آمدهاید جا بگیرید.
✳️ گفت: نه آقا، من هر چه دارم از نماز اول وقت دارم. بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.
🔹 مرحوم «حاج شیخ حسن علی نخودکی» باغچهای در نجودک داشت. به آنجا رفتم و ایشان را پیدا کردم و به ایشان گفتم: من سه حاجت مهم دارم دلم میخواهد هر سه تا را خدا توی جوانی به من بدهد. یک چیزی یادم بدهید.
❓ فرمودند: چی میخواهی؟
1⃣ گفتم: یکی دلم میخواهد در جوانی به حج مشرف شوم. چون حج در جوانی یک لذت دیگری دارد.
✅ فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.
2⃣ گفتم: دومین حاجتم این است که دلم میخواهد یک همسر خوب خدا به من عنایت کند.
✅ فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.
3⃣ سوم اینکه خدا یک کسب آبرومندی به من عنایت فرماید.
✅ فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.
🔹 این عملی را که ایشان فرمودند من شروع کردم و توی فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم کسب با آبرو به من عنایت کرد.
📚 منبع: داستانهایی از مردان خدا، صفحه ۵
💠 #منبرک
🆔 @manbarak