ویرا و کاتلین، دیلن و ویلیام
و مالکیت
مالکیت ِ لعنتی
که میگه تو باید مال من باشی، یا بقیه ای نباید وجود داشته باشن
که بازم باید مال من باشی.
میبینی باربارا؟ تو باید مال ِ من باشی.
وگرنه ناچارا یکی باید سیگار به دست بگیره و اون یکی واسه پیشقدم شدن نوشیدنی سفارش بده
بیا
بیا دردهای عمیق همدیگه رو زیر خروار خروار لوستر با آغوش و لبخند به دندون بکشیم باربارا.
|9:24pm|
امروز دقیقا از همین حالا سرم شلوغه تا شب
فقط امیدوارم تا شب سرپا بمونم
خدایا خودت کمک غیبی بفرست.
پیش از پژمردن آخرین گل، برآنم که عشق بورزم
در این دنیای پر از کینه.
که میتوانم باشم، که میخواهم باشم
تا ساعت ها جان یابد
هنگامی که میخندم، هنگامی که میگریم
در سفرم به سوی خود، به سوی تو، به سوی خدا.
زندگی کن وینی، زندگی کن وینیفرد.