غسلها و کفنها ثم جلس وحیداً یبکیها
بعدها همس فی لحدها
زهراء ، أنا عَلی...
غسلش داد و کفنش کرد ،
آنگاه نشست و تنها برایش گریست ؛
بعد آرام درون کفن فرمود :
زهرا ، منم علی...
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
باور نمیکردم چنین روزی ببینم...
بوسه ز رگ های بریده من بچینم...💔
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
آقای من هر کار می کردم نمیشد..
بیرون کشم از بین مقتل مادرت را...😭💔
امشب شلغم ، بیسکوییت های بای ، خرما ، کیک ، چایی ، شام..
یعنی امشب نعمت فراااااوون بود...
آخر سر اون بنده خدایی که ازش پذیرایی میشد احساس شرمندگی میکرد 😂💔
_ اگه یه راهی رو جلوت بذارن و مجبورت کنن که انجامش بدی چیکار میکنی؟؟ و اگه انجامش هم ندی مجبوری از علاقت دست بکشی... مجبور نیستی ولی دیگه دلشو نداری علاقه تو ادامه بدی.... وقتی حالت بده یا بغض داری چیکار میکنی؟؟ چی آرومت میکنه؟؟؟
_ من شخصا اگه علاقه ای داشته باشم که از نظر عرفی و شرعی مورد رضایت خدا باشه ، براش همه جوره هزینه میکنم و وقت میزارم !
اگه اون اجباری که باید اینجام بدم از نظر عرفی و شرعی با دین مغایرتی نداشته باشه حتی اگه من نسبت بهش اکراه هم داشته باشم به خاطر علاقم اون کار رو انجام میدم..
فقط مهم اینه که رضایت خدا دَرِش باشه...
یعنی هم اون کاری که اجباریه مورد رضایت خدا باشه و هم اون علاقه ی خودم...
کنون نهاده علی سر به روی شانهٔ در
و روی گـونـهٔ او خـاطـرات میلـرزد ...
#وهوالغریب