همه ی این حرفارو اول به خودِ گناهکارم گفتم بعد به شما!
شما هم برای هرکسی که میتونید بفرستید کپی هم آزاده
خیلی التماس دعا...✨️
هدایت شده از شهید ابراهیم هادی
🔸 بانوی نخبه محجبه و مسلمان مصری برای شغل خود به آلمان مسافرت کرد. در یک پارک با فرزند خردسالش مورد حمله و آزار و اذیت یک آلمانی نژادپرست قرار گرفت تنها به دلیل حجاب و دینش.
🔹 در دادگاه بعنوان یک شاکی حاضر شده بود که آن فرد با چاقو به آن خانم یعنی، مروه الشربینی حمله کرد و او و فرزند توی شکمش را به قتل رساند!
🔸 پلیس نه تنها هیچ ممانعتی نکرد، حتی نگذاشت که شوهر این زن دخالت کند!!!
آن مرد آلمانی، زن محجبه باردار را با هفده ضربه چاقو مقابل چشم شوهر و فرزند خردسالش کشت.
خفهخون گرفته بودند همانها که برای زنان ایران مو قیچی میکردند و...
《 کانال #شهید_ابراهیم_هادی 》
@Ebrahimhadi
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-تَنگه دلم چقدر برای حیدر
برای ایوونِ طلای حیدر
شبای قدرِ و یقینم اینه.
“پشتِ سرِ منِ دعای حیدر”...:)🖤🪴
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى💔.
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى💔.
دلتنگِ رُخِ فاطمهاش هست علی(ع) . .💔
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى💔.
+فقط اونی که داشت لطمه میزد(:
مُنتَظـِـــر...؛)🇵🇸
تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى💔.
چقدر قلبِ آدم مورد فشار قرار میگیره!!!
چقدر سنگینه برا بچه شیعه...
چقدر سختِ خدایا...
چقدر ترسناکِ!!
یه لحظه انگار تَهِ قلب آدم فرو میریزه!
بمیرم برا دل امام زمانمون..💔
برا قلبِ عزادارشون..
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّـهُمَّ نَبِّهْنى فیهِ لِبَرَکاتِ اَسْحارِهِ، وَنَوِّرْفیهِ قَلْبى بِضِیآءِ اَنْوارِهِ، وَخُذْ بِکُلِّ اَعْضآئى اِلَى اتِّباعِ اثارِهِ، بِنُورِکَ یا مُنَوِّرَ قُلـُوبِ الْعارِفینَ
خدایا آگاهم ساز در این ماه از برکات سحرهاى آن و نورانى کن در آن دلم را به پرتو انوار آن و بگمار تمام اعضا و جوارحم را به پیروى کردن آثارش به نور خود اى روشنى دهنده دلهاى عارفان
|دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان|
حاج منصور ارضیenc_16809182647445382468819.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
کفن کنید مرا رو بہ قبلھٔ حـرمش ؛ نجـف چہ جاے قشنگے براے تدفین است'! . .
دقیقا اونجایی که مداح میگه
روی سجاده امیر خیبر افتاد
آقامون علی یه باره با سر افتاد
دوباره حسن به یاد مادر افتاد....
همونجا باید ساعتها نشست و خون دل خورد و اشک ریخت....