eitaa logo
| مُغْلقْ |
396 دنبال‌کننده
251 عکس
84 ویدیو
0 فایل
[🖤📓‌‌] مُغْلَقْ: بسته و نامفهوم... - زندگیت توی چۍ خلاصہ میشه؟! + شعر! . میخونیم: https://abzarek.ir/service-p/msg/3523059 حمایتی نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
-
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است... ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات است اگر در اصل، دین حُبّ است و حُبّ در اصل دین،بی شک به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است...
خانوم جون میگفت هیشکی قسمت کس‌ دیگه ایی رو نمیخوره؛ راستم میگفت...! تو همون سیب قرمزی بودی که هیـــــچ وقت قسمت من نشد! اونقدر بهت نزدیک بودم که میتونستم با نوک انگشتم قلبتو لمس کنم! آرومت کنم ! دستت رو بگیرم و بگم کنارتم! ولی حتی اگه بند بند وجودمم بهت میدادم بازهم تو قسمت من نبودی(: تلاشهای من بی فایده بود....! - @Moqlgh
Ali Yasini1_1324510699.mp3
زمان: حجم: 8.6M
_فراموش کردنت کار من نیست...!(: - @Moqlgh
با نگاهش فتنه در پیر و جوان انداخته آه از این تیری که آن ابروکمان انداخته می‌گذارد سر به روی شانه‌های دیگری... بار ما را روی دوش دیگران انداخته! بوسه‌ی پنهان من مُهر لبش را باز کرد قصه‌ام را بر زبان این و آن انداخته غصه‌ی دنیا و عُقبیٰ را ندارم؛ سال‌هاست عشق ما را از زمین و آسمان انداخته من دعا کردم بمیرم، این دعا را باز هم دستِ غیب انگار در آب روان انداخته! - @Moqlgh
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت؟! - @Moqlgh
عشق تو گرفت از تن من تاب و توان را ترسم که به پایان نرسانم رمضان را آه ای رطب دورترین شاخه چه می شد؟ شیرین کنم از شهد لبان تو دهان را باید که به دادم برسد آن که به من داد لبریز تراز ظرف دلم این هیجان را تا چند فقط طوطی خوشخوان تو باشم انکار کنم این غم حاجت به بیان را یک بار به من گوش کن ای سنگ صبورم! تا پر کنم از قصه ی تو گوش جهان را آن وقت تو مال من و من مال تو باشم با جذبه‌ی یک اخم برانم همگان را...(: - @Moqlgh
عاشق‌اخمت‌شدم،باشد!ولی‌گاهی‌بخند می‌شود‌چنگیزخان هم گهگداری خانِ‌زند! بوده‌ام هرچند شیری،‌تا تو صیادم شدی... مثل یک آهوی زخمی ساده افتادم به بند! عشق تو در طالعم بوده عزیز از ابتدا... از همان روز تولد، از همان هفتاد و چند دست‌ازجان‌شسته‌ام‌گاهی‌ولی‌بااین‌همه... نه نمیشد باز هم زیبای من دل از تو کَند! بی‌حضورِ تو برایم فرق چندانی نداشت... تلخی نسکافه ها، یا چاییِ هل دار و قند!!! گرچه با تلخی تو جذابی، شکر گاهی بریز عاشق‌اخمت‌شدم،باشد!ولی‌گاهی‌بخند(:   - @Moqlgh
| مُغْلقْ |
متاسفم بابت اینکه موفقیتت رو تبریک نگفتم وقتی توی جمع بیانش کردی ذوق زده بودی همه بهت تبربک گفتن ا
امشب باهام حرف زدی و این لذت بخش بود احساسات بیش از اندازت منو به خنده میندازه و میدونی؟! این خیلی کم اتفاق میوفته! به هر حال فکر نمیکنم تا اخر هفته همینطوری بمونم و از هم‌صحبتی لذت ببرم چون قرار ملاقات‌ها و مهمونی‌های زیادی دارم این منو خسته و کلافه می‌کنه ! در نهایت الان خوبم و نمیدونم چه زمانی از روز این نامه رو میخونید پس وقتتون بخیر و خوشی !
چه باید کرد با چشمت که در تکرار این لذت جدایى مى شود افسوس و ماندن مى شود عادت بیا عهدی کنیم امروز، روز اول دیدار اگر رفتیم بی برگشت، اگر ماندیم بی منت تو باید سهم من باشی اگر معیار دل باشد ولی دق داد تا دادت به من تقدیر بی دقّت جوانی رفت و در آغوش تو من تازه فهمیدم چه می گویند وقتی می کنند از زندگی صحبت خودت شاید نمی دانی چه کردی با دلم امّا دل یک آدم سرسخت را بردی ، خداقوّت! - @Moqlgh