✨﷽✨
#آهای_داعشیان_قدیم
آهای #کوفیان بی رحم
📌❣اگر سره جنگ با حسین داشتید
پس چرا #مهمانش کردید
مهمان را کشتید
📌❣اگر مهمان را میخواستیدبکشید
پس چرا مقابل چشمان حسین
#بچه هایش رو کشتید
📌❣اگر بچه هاش به میدان اومدن
پس چرا #علی اصغر را کشتید
او که با شما جنگی نداشت
📌❣اگرمیخواستید حسین را
با تمام اولاد بکشید
پس چرا کنار آب #تشنه شهید کردید
📌❣اگر با مهمان با بچهاش
با لب تشنه شهید کردیدکار تموم شد
پس چرا #سرهارو از بدن جدا کردید
📌❣اگر سرهارو جدا کردید کار تموم شد
پس چرا بر این بدنهای بی سر
#اسب تاختید
📌❣اگر سرهارو جدا کردید اسب تاختید
پس چرا خیمه هارو #آتش زدید
📌❣اگر خیمه هارو آتش زدید
پس چرا به خیمه ها حمله کردید
#اموال را به غارت بردید
📌❣اگر خواستید اموال رو ببرید
پس چرا #گوشواره از گوش بچه ها کشیدید
گوش ها رو زخمی و مجروح کردید
📌❣اگر همه این کار هارو کردید
پس چرا فرداش از #قتلگاه عبور دادید
داغشون تازه بشه
📌❣اگر از قتلگاه عبور دادید
پس چرا چهل منزل #سرهای بریده را
مقابل چشمان بچه ها حرکت دادید
تا به بهانه نگاه به سر نگاه به ناموس خدا کنند
📌❣اگرچهل منزل گردوندید
پس چرا بچه هارو با #تازیانه میزدید
زینب رو بیشتر میزدید
📌❣اگر تازیانه میزدید
پس چرا کم #غذا دادید
تا زینب غذای خودش رو به بچه ها بده
#حاج_حسن
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
#باران_در_کربلا
⚫️ چرا امام حسین(علیه السلام) در کربلا دعا نکردند تا باران ببارد؟
♻️در محضر بزرگان:
🔷طبق روايات شيعه، دعاي حضرت نه تنها در مورد باران باريدن مستجاب مي گرديد؛ بلكه اگر حضرت براي پيروزي ونصرت خويش نيز دعا مي كردند،قطعا مستجاب مي شد ...
💥اما:
🌸حضرت مي خواست در كربلا براي همه مسلمانان ، تسليم در برابر ارائه حق را به نمايش گذارد و درس عملي تسليم در برابر مشیت الهی را تا ابد به مردم بياموزد.
🌼بناي حضرت بر اين بود كه در ماجراي عاشورا اسباب غير عادي و معجزه را به كار نگرفته تا اين خود نيز درس ديگري براي مسلمانان شود،
🔵 تا وظيفه آناني را كه قادر به استفاده از اسباب غيرعادي و معجزه نيستند، در برابر ظلم وستم مشخص كند که تحت هیچ شرایطی نباید در برابر ظالم سکوت و ابراز عجز نمود.
🌺 طبق روايات، حضرت در ماجراي عاشورا، درخواست فرشتگان و جنيان را براي ياري رد نموده و روی عهدی که با خداوند بسته بودند(که این بلاها را در راه خدا و رضای خدا تحمل کنند)باقی ماندند.
حتی با اینکه خداوند در ضمن روز عاشورا به امام علیه السلام اجازه حق انتخاب داده بود که بتواند پیروزی را انتخاب کند، ولی حضرت بر عهد خویش با خداوند استوار ماند و خود و خاندانش را فدای خدا و اسلام نمود...
🌟اين خود سبب نهايت مظلوميت براي حضرت شده و به همين جهت خبر شهادت آن حضرت در آن زمان كه وسائل اخباري محدود بود، به سرعت پخش گرديد
🌹و خداوند در ازای جانبازی و فداکاری سیدالشهدا نام او را در تاریخ جاودانه و بلند کرد و به او امتیازات ویژه ای بخشید....
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
🔴 #عاقبت_توهین_به_تربیت_امام_حسین علیه السلام!
✳️موسی به عبدالعزیز می گفت: مشهورترین و داناترین پزشک شهر بغداد در زمان حکومت هارون الرشید دکتری مسیحی به نام "یوحنا"بود،
🍃 او پزشک مخصوص هارون بود و هرگاه خلیفه بیمار می شد، او درمان می کرد.
✳️روزی یوحنا به نزد من آمد و گفت: تو را به حق پیامبرت و دینت قسم می دهم، بگو این کیست که قبرش در کربلا قرار دارد و مردم به زیارتش می روند؟
💠گفتم: او نوه پیامبر ما، امام حسین علیه السلام است. اما تو به من بگو چرا این سؤال را کردی و منظورت چه بود؟
🔆طبیب مسیحی گفت: مدتی قبل، شاپور خادم خلیفه مرا به نزد خود طلبید. چون به نزدش رفتم مرا برداشت و به خانه موسی بن عیسی که از خویشان خلیفه بود، برد.
🔴او حاکم شهری بود و به دستور خلیفه به بغداد آمد. او را دیدم که بیهوش بر رختخوابش افتاده است.
☑️در پیش او طشتی بود که تمام احشاء و امعاء و محتویات شکمش در آن ریخته بود.
🔻شاپور از خدمتکار موسی پرسید: چگونه این بلا بر سرش آمد؟
🔹خدمتکار جواب داد: یک ساعت قبل، امیر در نهایت سلامتی و خوشی بود و با ندیمان و دوستان خود صحبت می کرد. شخصی از بنی هاشم نیز در مجلس حاضر بود.
♦️او گفت: من بیماری شدیدی داشتم و هر کار کردم، بیماری ام بهبود نیافت. تا اینکه شخصی به من گفت: اگر از تربت امام حسین استفاده کنی شفا می یابی. من نیز چنین کردم و عافیت یافتم.
⚡️موسی به مرد هاشمی گفت: آیا از آن تربت هنوز چیزی نزد تو باقی مانده است؟
مرد هاشمی گفت: آری. پس از آن کسی را فرستاد تا آن تربت را آورد.
🔥موسی (از روی تمسخر و بی احترامی) تربت را گرفت و روی آن نشست،مدتی نگذشت که ناگهان موسی فریاد کشید: سوختم! سوختم! طشت بیاورید!
⚡️ ما برایش طشت آوردیم. او به قدری استفراغ کرد که تمام احشای بدنش بیرون ریخت پس از آن ندیمان به خانه هایشان باز گشتند و مجلس شادی مبدل به عزا شد.
🍀طبیب مسیحی ادامه داد: شاپور به من گفت، بیا او را معاینه کن، شاید بتوانی درمانش کنی، من چراغی طلبیدم و با دقت به محتویات طشت نگاه کردم.
‼️ دیدم جگر و دل و تمام احشای امیر در طشت افتاده است. با تعجب گفتم: هیچ کس نمی تواند او را معالجه کند مگر حضرت عیسی مسیح که مرده را زنده می کرد.
🚫سرانجام به هنگام سحر، امیر به جهنم واصل شد.
🔆یوحنا با اینکه مسیحی بود، مدتها به کربلا می رفت و قبر حضرت سیدالشهداء علیه السلام را زیارت می کرد. بعد از مدتی، از عقیده خود برگشت و مسلمانی نیکوکار و پرهیزکار گردید.
📕گناهان کبیره ج۲ص ۵۳۳
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🍃
📖🕋📖🕋📖
💠همراهان گرامی کانال
🌷ختم دسته جمعی صلوات محمدی ( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )
در کانال برگزار میشود
✅ تعداد ثبت مجموعه یا ضامن آهو میشود و توسط متصدی آمار در حرم مطهر
🍃🍂آقا علی بن موسی الرضا 🍂 🍃
از طرف شما عزیزان ثبت میشود و نزد ولی نعمتمان به امانت سپرده میشود
❇️ به نیابت از امام زمان( عج ) هدیه به امام حسین علیه السلام و حضرت ابا الفضل علیه السلام
و برآورده شدن حاجت افراد شرکت کننده
❇️فرصت خواندن تا آخر روز دوشنبه هفته آینده ، 9 مهر
📣لطفا تعداد صلوات درخواستی خود را که می خوانید ،به آیدی زیر بفرمایید تا جمع آمار در حرم مطهر امام رضا ( ع ) مطهر ثبت شود
تشکر و عاقبت بخیری از حضور پر رنگتون 🌹
⬅️آیدی جهت پیام دادن برای اعلام تعداد صلوات در ختم دسته جمعی 👇👇
🆔 @ZZ3362
✨﷽✨
#عنایت_امام_حسین ع
در قدیم یک فردی بود در همدان
به نام #اصغر_آواره
اصغر آقا کارش مطربی بود و در عروسیها و مجالس بزرگان شهر مجلس گرم کنی میکرد و اینقدر کارش درست بود که همهی شهر او را میشناختند...
و چون کسی را نداشت و بیکس بود بهش میگفتند اصغر آواره!
انقلاب که شد وضع کارش کساد شد و دیگه کارش این شده بود میرفت در اتوبوس برای مردم میزد و میخوند و شبها میرفت در بهزیستی میخوابید.
تا اینجا داستان را داشته باشید!
در آن زمان یک فرد متدّین و مؤمن در همدان به نام آیت الله نجفی از دنیا میره و وصیت کرده بود اگر من فوت کردم از حاج آقا حسینی پناه که فردی وارسته و گریه کن و خادم حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و از شاگردان خوب مرحوم حاج علی همدانی است بخواهید قبول زحمت کنند نماز میت من را بخوانند.
خلاصه از دنیا رفت و چند هزار نفر اومدند برای تشیبع جنازه اون در قبرستان باغ بهشت همدان و مردم رفتند دنبال حاج آقا حسینی پناه که حالا دیگه پیرمرد شده بود و آوردنش برای خواندن نماز میت....
حاج آقا حسینی پناه وقتی رسید گفت تا شما کارها رو آماده کنید من برم سر قبر استادم حاج ملاعلی همدانی فاتحهای بخوانم و برگردم.
وقتی به سر مزار استادش رسید در حین خواندن فاتحه چشمش به تابوتی خورد که چهار کارگر شهرداری زیر آن را گرفته و به سمت غسالخانه میبردند!
کنجکاو شد و به سمت آنها رفت...
پرسید این جنازه کیه که اینقدر غریبانه در حال تدفین آن هستید؟
یکی از کارگران گفت این اصغر آواره است!
تا اسم او را شنید فریادی از سر تاسف زد و گریست....
مردم تا این صحنه را دیدند به طرف آنها آمدند و جویای اخبار و حال حاجی شدند و پرسیدند چه شد که شما برای این فرد اینطور ناله کردید؟!
حاجی گفت: مردم این فرد را میشناسید؟
همه گفتند: نه! مگه کیه این؟
حاجی گفت: این همون اصغر آواره است.
مردم گفتند: اون که آدم خوبی نبود شما از کجا میشناسیدش؟!
و حاجی شروع کرد به بیان یک خاطره قدیمی...
گفت: سالها قبل از همدان عازم شهر قم بودم و آن زمانها تنها یک اتوبوس فقط به آن شهر میرفت
سوار اتوبوس که شدم دیدم....
وای اصغر آواره با وسیله موسیقیش وارد شد...
ترسیدم و گفتم: یا امام حسین اگه این مرد بخواهد در این اتوبوس بنوازد و من ساکت باشم حرمت لباسم از بین میرود،
اگر هم اعتراض کنم مردم که تو اتوبوس نشستند شاید بدشان بیاد که چرا من نمیذارم شاد باشند و اگر هم پیاده شوم به کارم در قم نخواهم رسید...
چه کنم؟!
خلاصه از خجالت سرم را به پایین انداختم...
اصغر آواره سوار شد و آماده نواختن بود که ناگاه چشمش به من افتاد، زود تیمپو رو گذاشت تو گونی و خواست پیاده بشه که مردم بهش اعتراض کردند که داری کجا میری؟ چرا نمیزنی؟
گفت: من در زندگیم همه غلطی کردم اما جلوی اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها موسیقی ننواختم...
خلاصه حرمت نگه داشت و رفت...
اونروز تو دلم گفتم: اربابم حسین علیهالسلام برات جبران کنه،
حالا هم به نظرم همه ما جمع شدیم برای تشییع جنازه اصغر آواره و خدا خواسته حاجی عنایتی بهانهای بشود برای این امر
خلاصه با عزت و احترام مراسم شروع شد و خود حاجی آستین بالا زد و غسل و کفنش را انجام داد و برایش به همراه آن جمعیت نماز خواند...
این نمکدان حسین جنس عجیبی دارد
هر چقدر میشکنیم باز نمک میریزد
یـــاحـسـیــــ💔ـــــن
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍
✨﷽✨
#ماجرای_بی_پایان_امان_نامه
🔴 بصیرت ابالفضلی آقا.....
🔻عصر تاسوعا شمر که از قبیله ام البنین(س) بود، به نزدیکی خیمه گاه امام حسین(ع) رفت و خطاب به حضرت عباس(ع) گفت: برای شما امان نامه ای از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان هستید!، مشروط بر این که از یاری برادرتان حسین دست برداشته و سپاهش را ترک کنید..!!
حضرت عباس که کانون غیرت و وفاداری بود، بر او بانگ زد و فرمود: بریده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو. ای دشمن خدا، ما را فرمان می دهی که از یاری برادر و مولایمان حسین دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و ناپاکان در آوریم. آیا ما را امان می دهی ولی برای فرزند رسول خدا(ص) امانی نیست؟
شمر از پاسخ دندان شکن فرزندان ام البنین، ناامید و خشمناک شد و با سرافکندگی به خیمه گاه خویش برگشت.
🔶امروز
نشست مجمع سالانه سازمان ملل نزدیک است. شمر زمان(ترامپ) در نشستی با امیر کویت درخواست دیداری با مسئولین ایرانی در حاشیه اجلاس داشته است.
آقا سیدعلی نازنین با بصیرت ابالفضلی اش می داند پشت صحنه ی پیشکش کردن اماننامه چیست!
فلذا فرمود: دیدار اصلاً معنی ندارد. حالا آقای رئیسجمهور که هیچ، وزیر خارجه و عناصر وزارت خارجه هم همینجور؛ هیچ معنی ندارد با اینها مذاکره کردن.
🔹آری؛ دشمن آرزو دارد که با سلاح تحریم و بستن شریعه اقتصاد، ایرانیان دست از حمایت ولی خود بردارند؛
خدایا به عظمت علمدارکربلا قمر بنی هاشم، تا ظهور یار سایه علمدار انقلاب ما مستدام بدار
الهی امین
#مَتْنِ_رُوضِـہ_وَ_سُخَنْرَانِے
•┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈•
JOIN🔜 💥 @membariha ✍