تو همه را ببخش. همهی حرفها را، همهی تهمتها را، همهی نامردیهایی که در حقت شد. همه را به مردانگیات ببخش...
هرچی فکر میکنم، باز برمیگردم مرور میکنم؛ هنوزم باورم نمیشه رئیسجمهور شهید شد..
من میگم، بذار بقیه بخندن. کاش خدا ما رو با شما توی بهشت همنشین کنه. مردی که مسئولیت حال و آیندهی تا ابد یه مملکت دستش باشه و خدا روی کارهاش مُهر تأیید بزنه و بخرتش، حتما جاش پیش خود خداست..
اونی که به امید حقوق و مزایا میاد فرهنگیان <قطعا> کارش زاره. چون جیگرش رو بابت تنها دلخوشیش له میکنن.
اول هدفتون رو فهم کنید، فرهنگیان رو با همه چیزش هضم کنید، بعد پا بذارید. نه اینکه مثل عدهای دانشجومعلم همهی فکر و ذکرتون بشه حقوق حقوق حقوق. درس برای حقوق، کارگاه شرکت کردن برای حقوق، ادا و اطوار برای حقوق.. نکنید! آ.پ زخمی هست، بیشتر زخم نزنید.
فعلا میتونم یه کتاب از نامردیها و ناحقیهای معلم و مسئول به نظام تربیتی مملکت بنویسم. بعد از بازنشستگی ایشالا چندجلدی.
دیگه همهی پیرمردها و سرهای پر شکوفه من رو یاد شما میندازن. همهی پیرمردهایی که کت و شلوار خاکستری تنشونه. همهی عصاها؛ البته که شما هیچوقت عصا دست نگرفتی. حتی نذاشتی دستت رو بگیرن. برای زیارت شاهچراغ و آسّونه [بذارید شیرازی بگم که راحتتره] هم با هزار کلنجار، روی ویلچر مینشستی. من حالا همهی دستهای چروکیده، عرقچینهای سفید، ریش تراشیدهی سفید روی پوست شُل گلو، نونوایی، همه برام زنگ یادآور شماست. حتی بیمارستان شیراز که شما اونجا... من چه گناهی کردم دانشگاه همون دور و ور افتادم؟ من اصلا قبل از بستری شدن شما اونجا رو بلد نبودم. حالا دقیقا از همون موقع تاحالا، پایانه ولیعصر رو هزاربار رفتم و اومدم.
بی هیچ گله و شکایت، باید بگم گریه، بخشی از وجود آدمیه. هر عزیزی که از پیش آدم میره، یه تیکه از قلب کم میشه؛ و مرهم و جبرانش، گریه است. فقط همین.
«https://eitaa.com/Antibiootic/5002»
هرروز یه برنامهی مزخرف توی این مزخرفبازار ارائه میشه و هزارها چشم رو دنبال خودش میکشونه. عشق ابدی؟ حماقت محضه دیدن این برنامهها. چطوری میشه یه نفر برای خودش و وقت و چشم و فکرش ارزش قائل نباشه و دنبال همچین آدمهای سطحپایینی بیفته؟
همه، مذهبی و غیرمذهبی