دیروز با جمعی داشتیم درمورد همین صحبت میکردیم که ما دنبال "جامعه"ی آرمانی هستیم. پس این حرف باطل منسوخشدهی تاریخ مصرف گذشته رو فراموش کنیم که برید حتماً و صرفاً متخصص علوم تجربی/ ریاضی/ انسانی بشید. حتماً برید پزشکی بخونید یا مهندس فلان بشید یا صاحبنظر حوزهی علوم انسانیِ اسلامی یا آخوند خوبی بشید. شما چیِ خوبی میتونید بشید؟ طراح لباس؟ پژوهشگر؟ معلم؟ بازاریاب؟ هرجا هستید، به هرچی علاقه دارید همونجا بهترین باشید و به این فکر کنید که جامعهای که میخواد به سمت ظهور پیش بره، با تمام قوا و در همهی عرصهها قراره پیش بره؛ همهی بازوهاش قراره قدرتمند باشند؛ و الّا اگر غیر از این باشه، یه تصویر کاریکاتوریه که یه دستش عضله ساخته و یه پاش از نخ باریکتره.
/ یک وقتی هست که یه نفر علاقه و توان در چند حیطه داره، یا به دنبال عرصهای میگرده که نیاز اساسی و بنیادین باشه یا دنبال رگ حیاتی شرایط خاص جامعه است؛ اون شخص میره دنبال موقعیتهای خاصی که مثلاً رهبر مملکت با جامعنگری تشخیص دادن و تأکید داشتند به حضور در فلان عرصهها.. که باز اینم محدود به یکی دوتا پیشفرض ما نیست.
عجب از دنیا که آدمیزاد از هر چیزش فرار میکنه، اون بیشتر دنبالش میدوئه. هرچی میگی من فلان چیزت رو نمیخوام دنیا ولم کن. من اصلاً نمیخوام وارد سیستم اداری بشم [از بچگی متنفر بودم] ولی خب اون شما رو واردش میکنه../! حالا برعکس، شما هرچی میخوای دنبال دنیا بدو؛ اگه بهش رسیدی؟