🍃 اگر مدام افسرده ای
و مدام خاطرات گذشته رو مرور میکنی
بیا عضو جمع ما باش !!!
فقط کافیه 10دقیقه وقت بزاری
متن هایی که از جناب دکتر عزیزی میذاره
حرف دل خیلی از ماهاست! 👇
https://eitaa.com/joinchat/2082538108Cfe05028ad8
☪ جملات ناب و آرامشبخش👆👆
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سـ🥰✋ـلام دوستان🌸🍃
اول هفته زیبـاتون بخیر 🌸🍃
ان شاء اللّه روزی شـاد 🌸🍃
توأم با سلامتی وخوشبختی
در پیـش رو داشتـه باشیـد .....🌸🍃
@Mosbatbash 💥
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیدوارم خدا برات همون چیزی رو بخواد
که وقتی بهش رسیدی،
چشمات از شدتِ ذوق و خوشحالی پر از اشک بشه... 🤲🏻🤍🌸✨
@Mosbatbash 💥
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه ظرفیتِ خوبیهات رو ندارن، برای هر کسی خوب نباش…👌✅
@Mosbatbash 💥
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گر ببینی ناکسان بالا نشینند، صبر کن
روی دریا کف نشیند قعر دریا گوهر است...
✨💫
@Mosbatbash 💥
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_127
صدای زنگ گوشیش خنده اش رو جمع کرد
_ خرمگس معرکه که میگن اینه ها
حالا نوبت من بود بخندم
_ پاشو برو گوشیتو جواب بده تا کمتر فکر مریض شدن تو ذهنت بچرخه
_ شب دراز است و قلندر بیدار! وقت بسیاره خانوم
همونجور که گوشیش رو جواب میداد از اتاق بیرون رفت
منم بشقاب رو برداشتم تا ببرم توی آشپزخونه
باربد توی اتاق بغلی داشت با گوشی حرف میزد
اتفاقی یه جمله از حرفاشو واضح شنیدم
_ تنها راهم فروش ماشینمه ولی سخته برام!اگه بتونی سه ماه ازش مهلت بگیری جنسای بوتیک فروش میره بدهیمو صاف میکنم
دلم گرفت . به خاطر جهیزیه بدهکار شده بود
رفتم توی آشپزخونه و مشغول شستن ظرفها شدم تا نفهمه حرفاشو شنیدم
_ شایلین من دارم میرم مرسی واسه همه چی
دستکش رو درآوردم و به طرفش رفتم
_ مطمئنی حالت خوبه؟!
لبخندی زد
_ هوس کردی دوباره مریض بشم؟!
اخمی کردم
_ نه برو بوتیک کار داری
خندید
_ راستی فرداشب یه مهمونی دعوتیم حواست باشه شام درست نکنی
_ مهمونی؟!
_ آره یکی از رفیقام ترتیبش رو داده
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_128
دلم میخواست بازم سوال بپرسم اما عجله داشت
_ مواظب خودت باش درو قفل میکنم کلید زاپاس برات گذاشتم اگه لازمت شد... امشب هم برای رق ص آماده باش
اخم کرد و ادامه داد
_ اگه اون مرتیکه این اطراف پیداش شد ایندفعه خونش حلالشه!
_فکر نکنم دیگه جرات کنه از اینکارا بکنه
باربد رفت و من دوباره تنها شدم
یه کم ریخت و پاش شده بود جمع کردم
صدای آیفون که بلند شد تعجب کردم
گوشی آیفون رو برداشتم
_ کیه؟
_ یه فرشته ی مهربون که اومده آرزوهاتو برآورده کنه
لبخندی روی لبم نشست
_ کمتر مزه بریز لیندا بیا داخل
دکمه رو فشردم و به طرف کشو رفتم. زاپاسی که باربد برام گذاشته بود رو برداشتم و درو باز کردم
با دیدن لیندا دلم گرفت
_ نمیخوای بهم خوشآمد بگی؟! منتظر استقبال گرم تری بودم
ضربه ای به بازوش زدم
_ بعد از یک هفته اومدی سراغم منتظر استقبال هم هستی؟!
رفتن به پارت اول👇
https://eitaa.com/mosbatbash/97262
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرچی الان بکاری چند سال دیگه برداشت میکنی...👌
@Mosbatbash 💥
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ وقت از خواسته هات دست نکش
یا میبری جشن میگیری
یا میبازی درس میگیری!
@Mosbatbash 💥