محمدرضا رنجبر حکمت۳۸ب۳.mp3
زمان:
حجم:
7.5M
🎙️ محمدرضا رنجبر
📖 نهج البلاغه
🪑جلسه ۶۶
✨ #حکمت_38
🧩 بخش ۳
🔄 #دور_دوم
https://eitaa.com/mrranjbar3/5984
حکمت ۳۸
بخش ۳
أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ
توضیح ساده:
أَوْحَشَ: ترسناکترین، وحشتانگیزترین، هولناکترین الْوَحْشَةِ: تنهایی، بیکسی، غربت الْعُجْبُ: خودپسندیه، خودبینیه، غروره.
یعنی: وحشتناکترین تنهایی، «عُجبه»…
عجب یعنی همون خودپسندی، همون حسِ «من خیلیم!»
ببین رفیق…
آدم ممکنه تنها باشه، ولی دلش گرم باشه.
یا ممکنه دورش شلوغ باشه، ولی دلش خالی باشه.
اما یه تنهایی هست که خیلی ترسناکتره؛
اونم وقتیه که آدم فکر میکنه از همه بهتره.
تو جمع رفقا وقتی همیشه فکر میکنی تو عاقلتری، تو فهمیدهتری، تو معنویتری… کمکم دیگه حرف کسی رو نمیشنوی. فقط منتظری نوبتت بشه حرف بزنی. و بعد یه روز میبینی جمع هست، خنده هست، ولی تو توی دل هیچکس جا نداری.
یا تو زندگی مشترک وقتی همیشه حق رو با خودت میدونی… هیچوقت نمیگی «ببخشید». هیچوقت نمیگی «شاید اشتباه کردم». اونوقت فاصله میاد.
و در اینجا صدا هست، ولی صمیمیت نیست. و این یعنی همون وحشت.
یا تو عالم دینداری و معنویت از همه خطرناکتر اینجاست. یه کم نماز خوندی، یه کم کمک کردی، یه کم اهل هیئتی… یهو حس میکنی از بقیه بالاتری. اون لحظه دیگه رشدت متوقف میشه. چون آدمی که خودش رو رسیده میدونه، دیگه حرکت نمیکنه.
عجب مثل یه دیوار شیشهایه. فکر میکنی همه رو میبینی… ولی هیچکس بهت دسترسی نداره.
چرا بدترین تنهاییه؟ چون آدم مغرور، حتی با خدا هم تنها میشه. دعا میکنه، ولی حس نیاز نداره. استغفار میکنه، ولی ته دلش میگه: «من که بد نیستم!» اون وقت رابطه میشه تشریفاتی… نه عاشقانه.
یه چیزی بگم خودمونی؟خیلی وقتا وقتی از بقیه دلخوریم، وقتی میگیم «هیچکس منو نمیفهمه»، اگه یه ذره صادق باشیم میبینیم یه جایی ته دلمون یه حس برتری نشسته.
یعنی گرفتاری شدیم، عجب اولش حس قدرت میده، ولی تهش یه اتاق خالی تحویلت میده.
آدم فروتن شاید زمین بخوره، ولی همیشه دستهایی هست که بلندش کنه.اما آدمِ خودشیفته، وقتی میافته، هیچکس جرات نزدیک شدن نداره.و این یعنی همون «أوحش الوحشة»… ترسناکترین تنهایی دنیا.
در حقیقت امام ع انگار دست گذاشته روی دقیقترین نقاط ضعف روانشناسی ما آدما. یعنی "عُجب" یا همون خودشیفتگی، که آدم رو تبدیل میکنه به یه جزیره متروکه.
توی رابطههای عاطفی، حتماً دیدی کسی رو که فکر میکنه همیشه حق با اونه. همونی که میگه: «من هیچوقت اشتباه نمیکنم»، «تقصیر تو بود»، «اگه من نبودم تو هیچی نبودی». این آدم ممکنه وسط شلوغترین مهمونی هم باشه، اما چون دور خودش یه دیوار بلند از «من برترم» چیده، هیچکس نمیتونه واقعاً بهش نزدیک بشه. بقیه ازش فاصله میگیرن چون میترسن از قضاوتش.
حالا وحشتش کجاست؟ اونجایی که یه روز بیدار میشه و میبینه کلی آدم دورش هستن، ولی هیچکدوم «دوستش» ندارن؛ فقط دارن تحملش میکنن. و این یعنی تهِ تنهایی.
یا توی همون جمعهای دوستانه، مصداق بارزش اون کسیه که فقط از موفقیتهاش، برند لباسش، سفرهای خارجش و هوشِ سرشارِ بچهاش حرف میزنه و اصلاً براش مهم نیست بقیه چی میگن.
این آدم فکر میکنه بقیه دارن با تحسین بهش نگاه میکنن، اما در واقع بقیه دارن تو دلشون میگن: «کی تموم میشه حرفاش؟».
و بدبختی این خودپسندی اینجاست که آدم رو از «تجربه دیگران» محروم میکنه. کسی که فکر میکنه تهِ همهچیزه، دیگه چیزی یاد نمیگیره و درجا میزنه. و تنها موندن تو یه نقطه ثابت، واقعاً ترسناکه.
یا توی محیط کار، مدیری که فکر میکنه چون صندلیش بلندتره، عقلش هم بیشتره، به پیشنهاد هیچکدوم از زیردستاش گوش نمیده.
و اون فکر میکنه خیلی مقتدره، اما کارمنداش فقط وقتی اون هست کار میکنن و پشت سرش براش جوک میسازن.
و وقتی گرهی به کارش بیفته، هیچکس دلی براش قدم برنمیداره. اون میمونه و یه کوه مشکل که تنهایی باید به دوش بکشه، چون قبلاً با غرورش همه پلهای همدلی رو خراب کرده.
گاهی ما اونقدر غرقِ «خودِ ایدهآلمون» تو اینستاگرام میشیم که یادمون میره آدمِ واقعیِ پشتِ این فیلترها، کلی نقص و نیاز داره.
و وقتی فقط میخوایم نشون بدیم چقدر خوشبخت و خفن هستیم (عُجب مدرن)، دیگه نمیتونیم با کسی درددل کنیم. چون میترسیم اون تصویر بینقص بشکنه.
و اینجاست که تو اوجِ سختی، مجبوری نقاب بزنی و لبخند فیک بزنی چون خودت رو برتر از این دیدی که بگی: «منم کم آوردم، کمکم کنید». این یعنی زندانی شدن تو قفسِ غرورِ خودت.
رفیق، «عُجب» مثل یه عینک دودیِ خیلی تیره میمونه؛ شاید فکر کنی خیلی باکلاس و متفاوتی، اما واقعیت اینه که نه رنگِ واقعیِ گلها رو میبینی و نه برقِ محبتِ توی چشمِ بقیه رو.
کسی که به خودش غره میشه، اول از همه خودش رو از «آدم بودن» اخراج میکنه. چون آدمیزاد با «نیاز به دیگران» و «نقصهاش» تعریف میشه.
و وقتی ادای کامل بودن درمیاری، دیگه کسی جرات نمیکنه دستت رو بگیره، و این وحشتناکترین نوعِ غربته.
﷽ 🌸✨
🌸 به لطف و عنایت حق، شرح و تفسیر اولین غزل حافظ در کانال «شرح دیوان حافظ» بارگذاری شد.
📖 برای مطالعه و استفاده از این شرح، روی لینک زیر کلیک کنید: 👇🔗
https://eitaa.com/Sharhesher/6
🔸 شرح صوتی حکمتهای نهجالبلاغه
🔸 شرحی برای فکر کردن، نه فقط شنیدن
🔸 حکمت های نهجالبلاغه؛ شنیدنیتر از همیشه
🔸 حرف هایی برای توقف، تأمل و ادامهٔ آگاهانهٔ راه
🔸 هر جمله یک چراغ، هر حکمت یک راه، و یک قدم به فهم زندگی
🔸 برای کسانی که دوست دارند «حکمت» را زندگی کنند نه فقط بخوانند
🔸 حکمت هایی که ذهن را روشن و دل را آرام میکند
محمدرضا رنجبر حکمت۳۸ب۴.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
🎙️ محمدرضا رنجبر
📖 نهج البلاغه
🪑جلسه ۶۷
✨ #حکمت_38
🧩 بخش ۴
🔄 #دور_دوم
https://eitaa.com/mrranjbar3/5984
حکمت ۳۸
بخش ۴
أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ
توضیح ساده:
أَكْرَمَ: شریفترین، گرامیترین، باارزشترین الْحَسَبِ: نَسَب، شرافت خانوادگی، افتخار اجتماعی حُسْنُ: زیبایی، نیکویی، خوبی الْخُلُقِ: اخلاقه، رفتار و منشه.
قدیما و هنوز هم بعضی جاها میگفتن فلانی «بااصالته» چون مثلاً باباش کی بوده، پدربزرگش کجا بوده یا شجرهنامهاش به کجا میرسه. اما امام ع داره یه «خطکش» جدید میده دستمون. میگه اگه میخوای ببینی کی واقعاً با اصالته، «خانوادهداره» و ریشه داره، به شناسنامهاش نگاه نکن، ببین وقتی عصبانی میشه چطور حرف میزنه؟ وقتی قدرت داره چطور با بقیه تا میکنه؟
اون همسایهای که پولداره و ماشین گرون سوار میشه اما موقع رد شدن از پلهها جواب سلامت رو نمیده، از نظر این حکمت، آدمِ «بیاصالتیه».
در عوض اون پیرمرد بازنشستهای که با لبخند برات در رو باز نگه میداره و همیشه یه کلامِ محبتآمیز داره، اون با اصالته.
اصالت یعنی وقتی یکی میپیچه جلوت، به جای اینکه دستت رو بذاری روی بوق و زمین و زمان رو به فحش ببندی، با خودت بگی «شاید عجله داره». این خوشاخلاقی تو اوجِ فشار، یعنی تو واقعاًشریف و با اصالتی.
خیلیها تا به یه پستی میرسن، لحن حرف زدنشون با آبدارچی یا کارمندِ جزء عوض میشه. و اصالتِ واقعی مالِ اون مدیریه که وقتی وارد اتاق میشه، همه به خاطر «شخصیتش» قند تو دلشون آب میشه.
یا توی گروههای خانوادگی و بحثها: دیدی بعضیها چقدر قشنگ انتقاد میکنن؟ حتی وقتی مخالفن، یه جوری میگن که بهت برنخوره. این همون «حُسنِ خُلق» هست که از صد تا مدرک تحصیلی و ثروت، بیشتر به آدم اعتبار میده.
رفیق، دیدی بعضی آدمها انگار با خودشون «نور» میارن؟ وقتی میان، انگار هوای اتاق عوض میشه. اینها ممکنه نه لباس مارکدار پوشیده باشن، نه ادعای خاصی داشته باشن. اما اونقدر «خوشرو» و «خوشقلب» هستن که ناخودآگاه بهشون احترام میذاری.
اصالت یعنی همین؛ یعنی اونقدر روحت بزرگ باشه که برای بزرگ نشون دادن خودت، نیازی نباشه بقیه رو کوچیک کنی. خوشاخلاقی یعنی «بویِ خوبِ انسانیت».
خلاصه اگه دنبال این هستیم که بگیم «ما کی هستیم» و به خانواده و ریشهمون افتخار کنیم، بهترین راهش اینه که «مهربونتر» باشیم. چون هیچکس بعد از مرگِ ما، مدل ماشین یا شجرهنامهمون رو یادش نمیمونه، اما همه یادشون میمونه که وقتی باهاشون حرف میزدیم، چه «حسی» بهشون دادیم.
﷽ 🌸✨
🌸 به لطف و عنایت حق، شرح و تفسیر دومین غزل حافظ صوتی و مکتوب در کانال «شرح دیوان حافظ» بارگذاری شد.
📖 برای مطالعه و استفاده از این شرح، روی لینک زیر کلیک کنید: 👇🔗
https://eitaa.com/Sharhesher/6
🔸 شرح صوتی حکمتهای نهجالبلاغه
🔸 شرحی برای فکر کردن، نه فقط شنیدن
🔸 حکمت های نهجالبلاغه؛ شنیدنیتر از همیشه
🔸 حرف هایی برای توقف، تأمل و ادامهٔ آگاهانهٔ راه
🔸 هر جمله یک چراغ، هر حکمت یک راه، و یک قدم به فهم زندگی
🔸 برای کسانی که دوست دارند «حکمت» را زندگی کنند نه فقط بخوانند
🔸 حکمت هایی که ذهن را روشن و دل را آرام میکند
محمدرضا رنجبر حکمت۳۸ب۵.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
🎙️ محمدرضا رنجبر
📖 نهج البلاغه
🪑جلسه ۶۸
✨ #حکمت_38
🧩 بخش ۵
🔄 #دور_دوم
https://eitaa.com/mrranjbar3/5984
حکمت ۳۸
بخش پنجم
يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ
توضیح ساده:
يَا: ای بُنَيَّ: پسرم، نورِ چشمم إِيَّاكَ وَ: حواست باشه، خودتو نگه دار، سمتش نرو، سمت چی؟ مُصَادَقَةَ: رفاقت، دوستی، بگوبخند و صمیمی شدن با الْأَحْمَقِ: نادون، کمعقل، سبکمغز فَإِنَّهُ: چون اون، آخه اون يُرِيدُ: میخواد، قصدشه، نیتشه أَنْ: که، تا، واسه اینکه يَنْفَعَكَ: به دردت بخوره، هواتو داشته باشه، کمکت کنه فَيَضُرُّكَ: ولی بهت ضربه میزنه، و کارت رو خراب میکنه، و بهت لطمه می زنه.
چقدر این کلام قشنگ و عمیقه! انگار امام همین دیروز نشسته و این رو واسه حال و روز امروز ما نوشته. و حرفی زده که یه دنیا حرف توش هست که اگه با گوش دل بشنویم، خیلی از دردسرهای زندگیمون کم میشه.
مثلاً یه رفیق داری خیلی هم دوستت داره. و میگه «بسپار به من، درستش میکنم.»
و بدون تحقیق، بدون حسابکتاب، بدون تجربه… یه تصمیم برات میگیره، یه حرفی میزنه، یه قراردادی میبنده… و آخرش چی؟
تو میمونی و یه گره بزرگ. اونم با صداقت میگه: «به خدا میخواستم کمکت کنم!»
آره… میخواست. ولی بلد نبود.
یا تو دعوا و اختلاف یه نفر میاد وسط که آشتی بده. اما بلد نیست حرف بزنه.و به جای آروم کردن فضا، بنزین میریزه رو آتیش. و بعد میگه: «من نیت بدی نداشتم!»
نداشتی… ولی فهم هم نداشتی.
یا تو زندگی شخصی یه دوست سادهدل که هر حرفی رو میبره اینور اونور. و فکر میکنه شفاف بودنه، اما رازتو ناخواسته پخش میکنه. گاهی نیتش بد نیست، ولی شعورش قدِ امانتداری نیست.
ببین…
آدم احمق خطرناکه چون خودش نمیفهمه که نمیفهمه.
آدم بد رو میشه شناخت، و میدونی باید حواست جمع باشه. ولی آدم نادون با لبخند میاد جلو. با هیجان کمک میکنه. و با اعتمادبهنفس هم خراب میکنه.
و تو حتی دلت نمیاد سرزنشش کنی، چون میدونی قصدش بد نبود.
و همینجاست که دردش بیشتره.
یه چیز خیلی خودمونی بگم؟
رفاقت فقط دلِ پاک نمیخواد؛ عقلِ پخته هم میخواد.
همهی آدمای مهربون، مناسبِ نزدیک شدن نیستن.
همهی دلسوزا، صلاحیتِ مشورت دادن ندارن.
بعضیا رو باید دوست داشت، ولی از دور.
اینکه امام ع میگه: «میخواد سود برسونه ولی ضرر میزنه»، دقیقاً همون حکایت دوستی خاله خرسه خودمونه.
و آدم احمق لزوماً بدجنس نیست؛ اتفاقاً خیلی وقتا قلبش مهربونه و واقعاً دوستت داره، اما مشکل اینجاست که «بلد نیست».و متاسفانه اون نقشه راه رو اشتباهی میخونه و تهش هردوتون رو میندازه تو دره.
مثلاً داری با همسرت یه بحث کوچیک میکنی؛ دوستت از روی دلسوزی میگه که: «اصلاً بهش رو نده! گوشیشو چک کن، فلان حرف رو بهش بزن تا حساب کار دستش بیاد.» و اون میخواد تو پیروز میدون باشی، ولی با این راهکارِ نپختهش، آرامش زندگیت رو به باد میده.
یا میخوای یه سرمایهگذاری کنی، رفیقت بدون اینکه سررشته داشته باشه، با هیجان میگه: «بزن تو این کار، من شنیدم فلانی سود کرده!» و اون ته دلش میخواد تو پولدار بشی، اما چون تحلیل نداره، با دست خودش تو رو میفرسته ته چاه ورشکستگی.
یا نشستی دردودل میکنی، طرف برای اینکه بهت ثابت کنه پشتته، شروع میکنه به بدگویی از بقیه و هیزم ریختن رو آتیشِ کینه تو. و فکر میکنه داره آرومت میکنه، ولی در واقع داره روحت رو مسموم میکنه.
یا مادری که از روی محبت زیاد، اجازه نمیده بچهش هیچ سختیای بکشه یا اشتباه کنه. و میخواد بچه راحت باشه، ولی در واقع داره یه آدم بیعرضه و وابسته تحویل جامعه میده.
و همونطور که گفتم دردِ ماجرا اینجاست که تو نمیتونی ازش نگذری چون «میدونی دوستت داره».
آدم از دشمنش توقع ضربه داره، واسه همین سپر میگیره؛ اما مقابل این دوست، گاردت بازه. وقتی ضربه میخوری، هم آسیب میبینی و هم دلت نمیآد بهش بتوپی، چون میدونی نیتش خوب بوده. و این غمانگیزترین نوعِ ضرر کردنه.
یادت باشه: محبت بدون عقل، مثل ماشینیه که موتورش قویه ولی فرمون نداره؛ و با تمام سرعت میکوبه به دیوار، به دره.
رفیق، دور و برت رو نگاه کن. کسایی رو که «فقط» مهربونن ولی «فکر» نمیکنن، کمی عقبتر نگه دار. و برای صمیمیترین دایرهی زندگیت، دنبال کسی بگرد که قبل از دلسوزی، درک داشته باشه.
﷽ 🌸✨
🌸 به لطف و عنایت حق، شرح و تفسیر 3️⃣ سومین 3️⃣ غزل حافظ صوتی و مکتوب در کانال «شرح دیوان حافظ» بارگذاری شد.
📖 برای دریافت، مطالعه و استفاده از این شرح، روی لینک زیر کلیک کنید: 👇🔗
/6https://eitaa.com/Sharhesher/6