eitaa logo
آقای ایکس
187 دنبال‌کننده
47 عکس
47 ویدیو
0 فایل
معرفی مجموعه کتاب های "در دست چاپ" آقای ایکس کپی ممنوع 🚫 چرا جنی باید عاشق یه روانی بشه که اختلال دو شخصیتی داره؟ ناشناس مون https://eitaa.com/mrxcollection/1457 تقدیمی ها بعد از چند ساعت ، میره اینجا: https://eitaa.com/Tamrxcollection
مشاهده در ایتا
دانلود
امید شانه بالا انداخت و گفت: نمیشناسم... مهدی دست به سینه شد و گفت: پس چه جوری انقدر باهاشون گرم گرفتی ؟ امید گفت: نمی‌دونم، آرش یهو گرفتم آوردم جلو دوربین، بعد بهم گفت الیزابت زنداداش آینده امه... مهدی دستی به چشم هایش کشید و گفت: من حال این آرش رو میگیرم... امید خندید و گفت: حالا جدا از شوخی دختر خوبی به نظر میرسه، مبارک باشه داداش! مهدی پس گردنی ای به امید زد و گفت: بیا برو با همسن خودت شوخی کن، دلقک! آرش از آن پشت فارسی داد زد: مهدی اتم شکافی ات اگه تموم شد بیا مریم خانوم احوالت رو می‌پرسه. امید با ابروهای بالا رفته کمی به لپ تاپ و کمی به مهدی که داشت موهایش را بالا میزد تا خفن تر به نظر برسد ، نگاه کرد؛ بعد با فهمیدن موضوع زیر خنده زد و به سمت لپ تاپ رفت و انگلیسی به اندرسون گفت: مهریه چندتا سکه میخواید بگیرید؟ اندرسون که گیج شده بود فقط به قهقهه های آرش و امید نگاه میکرد، تا وقتی کیان مثل همیشه نجات شان داد و لپ تاپ را از دست آنها گرفت مهدی فقط توانست از دور برای مریم دست تکان بدهد کیان که لپ تاپ را روی دست گرفته بود و سعی میکرد مانع از بیراهه رفتن میتینگ شود، گفت: دو میلیون سند هولوکاست پروژه ی بعدی حنظله اس... مریم سری تکان داد و گفت: تیم ما کاملا آماده است اگه اجازه بدید... کیان دستش را بالا آورد و گفت: آرش و خودم میتونیم همراهی تون کنیم، اما باید اندرسون رو با مهدی بفرستیم واسه کیس مشترک با برزیل اندرسون دست هایش را به نشانه ی تسلیم بالا آورد و گفت: هرچی شما بگید مریم گفت: ما دیوید رو هم داریم نگران هولوکاست نباشید، تا به خودشون بیان ما به اطلاعات مخفیانه ی اون اسناد رسیدیم...
هدایت شده از کافه هنر
سلاممم🌞 این پیام+یک پست فور کنید چنلتون من هم متقابل همینکارو میکنم تا هم جذب و ویو داشته باشید!⭑ࣶࣸ تگ📬
هدایت شده از کافه هنر
ژورنال دیجیتال ✨👾