❇️ بررسی درخواست مذاکره امام حسین (ع) با یزید از ادعا تا واقعیت (بخش سوم)
🔰 دیدگاه ارشاد شیخ مفید
۱- به سراغ ارشاد مفید میرویم که مورخ مذکور ادعا کرده ایشان(یعنی شیخ مفید) به سهولت مذاکره امام با یزید را پذیرفته است.
شیخ مفید در ارشاد به عنوان گزارش از ملاقات امام با عمر بن سعد میگوید «و لمّا رأى الحسين عليهالسّلام نزول العساكر عمر بن سعد لعنه اللّه بنينوى، و مددهم لقتاله عليهالسّلام، أنفذ إلى عمر بن سعد: إنّي أريد أن ألقاك، و أجتمع معك. فاجتمعا ليلافتناجيا طويلا، ثمّ رجع عمر بن سعد إلى مكانه(ارشاد:2/89)» مضمون متن این است: «هنگامی که امام، لشکر عمر بن سعد را دید وی را به ملاقاتی دعوت کرد و سپس در شب با یکدیگر به نجوا پرداختند و آنگاه عمر بن سعد به مکان خود بازگشت»
۲- میبینیم که شیخ مفید از محتوای این جلسه هیچ سخنی را به امام نسبت نمیدهد. تنها از اصل ملاقات خبر میدهد. اما اینکه آنجا حضرت چه فرمودند هیچ اطلاعی نمیدهد. آنگاه شیخ مفید میگوید: «و عمر بن سعد به عبیدالله نامه نوشت» که نقل وی مطابق نقل طبری است.
۳- اشتباه فاحش آقای سروش محلاتی اینجاست که از نقل محتوای این نامه توسط شیخ، نتیجه میگیرد که شیخ مفید این پیشنهادات سه گانه را از سوی امام میدانست!!! در حالی که شیخ مفید در کتابش میگوید که عمر بن سعد در نامهاش آورده که حسین میخواهد دست در دست یزید دهد. و هیچ گاه خود شیخ مفید این نقل را به امام نسبت نداده است. به عبارتی شیخ مفید پذیرفته است که عمربن سعد در نامهاش چنین ادعایی کرده است ولی نپذیرفته است که این ادعا مطابق واقع است و امام حسین هم در آن جلسه مخفیانه این مسئله را به عمر بن سعد فرموده است.(دقت بفرمائید) و کم من فرق بینهما.
۴- بلکه میتوان نتیجه گرفت شیخ مفید در صحت استناد این پیشنهاد به امام تردید داشته است. لذا با اینکه از قول عمر بن سعد این مسئله را نقل میکند اما خودش در متن ملاقات، این مطلب را بیان نمیکند. از طرفی شیخ مفید نوشتن نامه توسط عمر بن سعد را با «واو» بر جملات پیشین عطف میکند و نه با فاء که این خود شاهدی دیگر بر تردید شیخ مفید در استناد مفاد نامه عمر بن سعد به امام(ع) است.(چرا که واو دلالت بر تفریع ندارد بخلاف فاء)
۵- با این حساب شیخ مفید نیز اینکه این سخن و پیشنهاد از امام باشد را تائید نکرده است و تنها به عمر بن سعد این قول را نسبت داده است.
۶- نقل فتال نیشابوری در روضه الواعظین و طبرسی در اعلام الوری همانند نقل شیخ مفید است.
البته از مورخین کسانی هستند که این قول را به امام نسبت دادهاند. ولی از نقل ابی مخنف میتوان فهمید که همه آنها، تحلیلها و برداشتهایی بوده که بدون علم از متن مذاکرات، رایج بوده و مورخ از بین این سه قول، یکی را انتخاب میکرده است. خصوصا که این قول با نامه عمر بن سعد هماهنگی دارد و عمر بن سعد را از دروغ مبرا میکند. از طرفی قیامهای بعدی را هم علیه خلفاء خنثی میکند؛ چرا که در این قول به مخاطب القا میشود امام نیز در نهایت تسلیم امر یزید شده و از مبارزه دست کشیده است. بنابراین طبیعی است که بسیاری از مورخین اهل سنت و هواداران خلافت، چنین قولی را به امام نسبت بدهند، مانند ابن قتیبه در الامامه و السیاسه. وی سخنان نامربوط دیگری نیز درباره قیام امام حسین نقل کرده است که گمان نمیکنم مورخ محترم- آقای سروش محلاتی- بدان ملتزم باشد.
ادامه دارد
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
❇️ بررسی درخواست مذاکره امام حسین (ع) با یزید از ادعا تا واقعیت (بخش چهارم و پایانی)
🔰 بررسی صحت اقوال و معنای «یضع یده فی یده»
۱- اینک به بررسی صحت این اقوال میپردازیم. آنچه که در متن نامه، عمر بن سعد به امام نسبت داده به این تعبیر آمده است: « فيضع يده في يده فيرى فيما بينه وبينه رأيه». آقای محلاتی میگوید منظور از این تعبیر این است که امام میگوید دست در دست یزید بگذارم(یعنی بدون دعوا و کنار یکدیگر با رفاقت) تا به نتیجهای برسیم
وی تصریح میکند که منظور از این تعبیر بیعت نیست. چرا که امام مکرر فرموده بودند بیعت نمیکنم.
۲- دلیل ایشان بر اینکه این تعبیر به معنای بیعت نیست را عینا نقل میکنیم: «این «فیضع یده فی یده» با توجه به ادامه آن که «بعد ببینند به چه نتیجهای میرسند» نشان میدهد که به معنای بیعت کردن نیست. چون اگر به معنای بیعت کردن باشد دیگر تا ببینند چه میشود ندارد. بلکه با بیعت مسئله فیصله پیدا میکند» ایشان البته میگوید در این برداشت تنها نیست و عقاد مصری نیز همین برداشت را کرده است.
۳- اما ادعای این دو، ناصواب و به دور از واقع میباشد. در اینکه تعبیر «دست در دست او گذارم» به معنای بیعت است هیچ شکی نیست- حتی از کلمات خود مورخ مذکور هم بر میآید که بدین معنا معترف است و لذا به دنبال قرینه ای برای دست برداشتن از معنای اصلی آن است- به عنوان نمونه بلاذری نقل میکند هنگامی که نامه عمر بن سعد به عبیدالله رسید و عبیدالله خواست انعطاف نشان دهد، شمر به وی گوشزد کرد:« لا تقبلن إلّا أن يضع يده في يدك، فإنّه إن لم يفعل ذلك كان أولى بالقوّة و العزّ، و كنت أولى بالضّعف و العجز، فلا ترض إلّا بنزوله على حكمك هو و أصحابه، فإن عاقبت، كان ذلك لك، و إن غفرت كنت أولى بما تفعله»(انساب الاشراف3/182و183) یعنی «پیشنهاد حسین را نپذیر تا اینکه دستش را در دستان تو نهد که اگر این کار را نکند وی سزاوار به توانایی و عزت است و تو سزاوار به ضعف و عجز خواهی بود» این تعبیر شمر میفهماند که منظور از دست در دست گذاردن( که یک طرف خلیفه یا حاکم است) به معنای بیعت میباشد. به همین دلیل هم میگوید که اگر دست در دست تو نگذارد نشان عجز توست. در حالی که اگر منظور از دست در دست نهادن مذاکره و صحبت رفاقتی بود، هیچ نشانهای از عزت برای عبیدالله در آن نبود. علاوه بر اینکه شمر در ادامه هم نتیجهگیری میکند که باید حسین به حکم تو تسلیم شود. بنابراین در این تعبیر خبر از مذاکره و رفاقت و دوستی نیست!!! بلکه میفهماند که «یضع یده فی یدک» به معنای بیعت و قبول حکم و تسلیم میباشد.
۴- اما نامهای که عمر بن سعد برای عبیدالله نوشته، به چند تعبیر در کتب تاریخی آمده است که بسیار نزدیک به یکدیگر هستند:
در برخی از تعابیر آمده «أو يسيّرني إلى يزيد، فأضع يدي في يده، فيحكم فيّ بما يريد»(الامامه و السیاسه:2/6) یعنی امام از عمر سعد میخواهد که او را به نزد یزید ببرد تا حضرت دستش را در دستان یزید بنهد و سپس هر حکمی یزید خواست، درباره حضرت بکند. در این تعبیر، معلوم میشود منظور از «وضع الید فی الید» بیعت و تسلیم شدن در مقابل یزید است لذا در ادامه حضرت میپذیرد که تسلیم حکم یزید شود!!!
۵- بلاذری نیز همین مسئله را به امام نسبت میدهد ولی دیگر در ذیل عبارت «یضع یده فی ید یزید» دنبالهای نمیآورد که باز هم نشان از بیعت امام با یزید دارد!!(انساب:3/173) ابن عبد ربه نیز همین تعبیر را بدون ذیل و دنبالهای میآورد(العقد الفرید:4/379) ابن اثیر در الکامل فیالتاریخ نیز بدون ذیل و دنبالهای، همین تعبیر را آورده است.
بلاذری تعبیر دیگری از امام حسین(ع) نقل میکند. وی میگوید امام حسین به عمر بن سعد گفتند: «أن أضع يدي في يد يزيد، فهو ابن عمّي ليرى رأيه فيّ» (انسابالاشراف:3/182) این تعبیر نزدیک به تعبیری است که طبری در کتاب خودش ذکر کرده است: «فيضع يده في يده فيرى فيما بينه وبينه رأيه».
۶- این قرابت معنا و تعدد تعبیرات شاهد بر این است که تفاوتی بین تعبیرات وجود ندارد و در همه آنها «وضع الید فی الید» دارای معنای واحد است. لذا بلاذری هم این تعبیر را با ذیلش نقل کرده و هم در جایی دیگر بدون ذیل. این مطلب نشاندهنده آن است که آن ذیل معنایی دارد که با ظاهر صدر تنافی ندارد و معنای آن را تغییر نمیدهد و حق هم همین است. تعبیر «فیری فیما بینه و بینه رایه» و یا «لیری رایه فیّ» به همان معنایی است که ابن قتیبه آورده «فیحکم فیّ بما یرید». یعنی امام میگوید: آنچه مهم است نظر و رای یزید است و من هم منتظر میمانم تا او درباره من چه تصمیمی میگیرد!!.
ادامه یادداشت👇
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
۷- شاهد دیگر بر صحت مدعای ما این است که عمر بن سعد در پایاننامهاش خطاب به عبیدالله میگوید که در این پیشنهاد هم رضایت توست و هم صلاح امت است. «و في هذا لكم رضا، و للأمّة صلاح» واضح است که رضایت عبیدالله تنها میتوانست در بیعت امام باشد و نه مذاکره. چرا که در نامهای که عبیدالله قبل از این نامه به عمر بن سعد فرستاد، از عمر بن سعد خواسته بود که از امام برای یزید بیعت بگیرد.(انساب الاشراف:3/177) (اخبار الطوال:251) به همین قرینه عمر بن سعد میگوید رضایت تو نیز در این پیشنهاد است. از طرفی صلاح امت نیز تناسب با معنای بیعت دارد.
🔰 منافات مواضع انقلابی امام با ادعاهای ذلتمدارانه
۸- با این حساب در این دسته از نقلها خبر از تسلیم و بیعت است و نه مذاکره و رفاقت با یزید. حال که محتوای این دسته از نقلها را فهمیدیم به راحتی میتوانیم کلمات امام حسین(ع) و نقلهای دیگر تاریخ را با آن بسنجیم و کذب این دسته از نقلها را به اثبات برسانیم. همانطور که مورخ محترم گفتهاند، امام حسین بارها فرمودند که مثلی لا یبایع مثله. عقبه، یار امام نیز به همین دلیل به تکذیب این دسته از نقلها پرداخته و گفته است که در تمام طول مسیر تا شهادت حضرت یک بار هم مطرح نفرمودند که دست در دست یزید بنهد.
۹- بیعت نکردن امام با یزید بقدری واضح بود که هنگامی که نامه اول عبیدالله در جواب عمر بن سعد میآید و در آن به عمر بن سعد دستور میدهد که از امام برای یزید بیعت بگیرد، عمر بن سعد این خبر را به امام نمیدهد. چون اطمینان داشت که امام این پیشنهاد را نمیپذیرد.(خوارزمی:1/241) از نقلهای دیگران همچون طبری نیز بر میآید که عمر بن سعد میدانست امام پیشنهاد بیعت را نخواهد پذیرفت.
۱۰- پس در شب ملاقات حضرت به عمر بن سعد چه فرمود؟ با توجه به منابع تاریخی، نمیتوان به طور قطعی در این مورد اظهار نظر کرد. اما علاوه بر نقلهایی که در بالا شاهد آن بودیم، در برخی منابع محتوای ملاقات امام و عمر بن سعد بگونهای دیگر نقل شده است که مورخ مذکور هیچ اشاره به آنها نمیکند.
ابن اعثم محتوای ملاقات را مجموعهای از نصیحتهای امام به عمر بن سعد میداند: «ويحك يا ابن سعد! أما تتّقي اللّه الّذي إليه معادك أن تقاتلني؟ و أنا ابن من علمت يا هذا من رسولاللّه صلّى اللّه عليه و سلّم، فاترك هؤلاء، و كن معي، فإنّي أقربك إلى اللّه عزّ و جلّ. قال له عمر بن سعد: أبا عبداللّه! أخاف أن تهدم داري. فقال له الحسين رضىاللّه عنه: أنا أبنيها لك. فقال: أخاف أن تؤخذ ضيعتي. فقال الحسين: أنا أخلف عليك خيرا منها من مالي بالحجاز. قال: فلم يجب عمر إلى شيء من ذلك، فانصرف عنه الحسين رضىاللّه عنه، و هو يقول: ما لك؟ ذبحك اللّه من على فراشك سريعا عاجلا، و لا غفر [اللّه] لك يوم حشرك، و نشرك، فو اللّه إنّي لأرجو أن لا يأكل من برّ العراق، إلّا يسيرا.»(الفتوح:5/164-166) خلاصه این نقل آن است که امام به عمر بن سعد میفرماید لشکرش را رها کند و به امام بپیوندد. عمر بن سعد پی در پی بهانهجویی میکند و در نهایت امام از وی مایوس گشته و نفرین معروفشان را میفرمایند: «امید دارم که از گندم عراق جز اندکی نخوری».
همانند همین نقل را خوارزمی ذکر میکند.(مقتل الحسین 1/245)
۱۱- بنابر این از جهت تاریخی، منابعی، از نصایح حضرت به عمر بن سعد سخن به میان آوردهاند. لذا سخن مورخ مذکور که هیچ شاهدی بر نصیحت در این جلسات نیست بلکه شواهد بر خلافش هم هست، صحیح نمیباشد.
از طرفی پیشنهاد حضرت به مذاکره با یزید در هیچ نقل تاریخی نیامده است. آنچه در این نقلها آمده است پذیرفتن بیعت با یزید از سوی امام است که به هیچ وجه- حتی از سوی مورخ مذکور- پذیرفتنی نیست.
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 السلام علیک یا اباعبدالله
⚫️ مظلوم بودی و
از آب فرات محروم بودی و...
◾️با صدای نریمان پناهی
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
✍️ سلسله یادداشت های «مبانی فقهی، اصولی و رجالی مقام معظم رهبری حفظه الله»
2️⃣ یادداشت دوم: مبانی رجالی (2)
❇️ گفته شد که مقام معظم رهبری، روایت موثوق به (مورد اطمینان) را حجت دانسته و قرائن مختلفی را موجب اطمینان به صدور روایت میدانند، مانند: 1. استفاضه 2. شهرت روایی و عملی 3. ذکر روایت در اصل یا کتاب معتبر 4. عظمت محتوای روایت 5. وثاقت راویان
🔹سومین قرینه اطمینان بخش: ذکر روایت در اصل یا کتاب معتبر
▪️گاهی اوقات ذکر یک روایت در اصل یا کتاب معتبر، موجب اطمینان به صدور آن روایت میشود. بعنوان مثال ایشان سهل بن زیاد را ضعیف دانسته، اما به روایات او که در کتاب کافی نقل شده باشد، اعتماد میکنند.
🔻لذا در بررسی یکی از روایات او میفرمایند:
💬«سند این روایت، سند صحیحی نیست، لکن معتبر است. ما به روایات سهل به زیاد در «کافی» عمل میکنیم.» (1)
🔹چهارمین قرینه اطمینان بخش: عظمت محتوای روایت
▪️گاهی اوقات با وجود ضعف سند یک روایت، عظمت مطالب مطرح شده در آن موجب اطمینان به صدور روایت است.
🔻ایشان در بررسی سندی حدیث اربعمأة میفرمایند:
💬«حقا هم يک چنين چيزهايي موجب نمي شود که بگوییم کسی اين حديث با اين عظمت و به اين مفصلي را جعل کرده است. این، خيلي مستبعَد است. بنابراين اطمينان به سند هست.» (2)
📚منابع:
1- کتاب درسنامه غنا و موسیقی، ص 8
2- کتاب درسنامه غنا و موسیقی، ص 108
یادداشت اول اینجا
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
اسلام ناب مخالفان!!
این روزها مخالفان جمهوری اسلامی:
۱- چادر از سر برداشتند تا نظام از چادرشان سوء استفاده نکند.
۲- به شعار زن زندگی آزادی پیوستند در حالی که افکارشان در تناقض کامل با آزادی زن است. ( مدیونید اگه فکر کنید مهدی نصیری مد نظرم هست)
۳- کمپین « سیاه نپوشید» در محرم راه انداختند تا جلوی تقویت جمهوری اسلامی را بگیرند.
۴- روسری از سر و لباس از تن برداشتند تا نظام دچار بهت و فروپاشی شود.
🔰اما نکته ی جالب ماجرا آن جاست که بعد از این همه کارهای خلاف شرع، خود را اسلام امام حسین (ع) و جمهوری اسلامی را اسلام بنی امیه می دانند!!!
⬅️ با همین دست فرمان جلو بروند، در مبارزه با جمهوری اسلامی راه های جدید تری هم خواهند یافت.
مراحل بعدی مخالفان از قرار زیر خواهد بود:
۱- کمپین «نماز نخوانید» راه بیاندازند، چون اقامه ی نماز منجر به تقویت جمهوری اسلامی می شود.
۲- شعار نه به «ولایت امیرالمومنین(ع)» را مطرح کنند. چون ولایت اهل بیت ریشه ی ولایت فقیه است و موجب تقویت آن می شود.
۳- با شمر و خولی هم پیمان شوند، چون در راستای هدفی مشترک و مقدس می خواهند نظام اموی جمهوری اسلامی را زمین بزنند!!!
⬅️ می دانم خودتان از این همه تناقض خنده تان نمی گیرد. شما سال هاست با تناقض زندگی می کنید. ولی شما را به اسلام نابتان رحمی به ما کنید. محرم است احساس گناه می کنیم از خنده...
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
👓مرور تاریخ خودش یه زنگ تفریح تمام عیاره. پس دو دقیقه بیاید بریم به حدود ۳۵ سال پیش:
📣 روزنامه رسالت در تاریخ 12 مرداد سال 66 نقل قولی از مرحوم هاشمی رفسنجانی آورده به این عبارت:
« انتقام خون شهدای مکه اینست که ریشه حکام سعودی از منطقه کنده و حرمین شریفین و بقیع مقدس از لوث وجود وهابیها پاک شود. » ( تصویر بالا)
📣 تصویر پایین هم یه بازخوانی تاریخی از مواضع آقای خاتمی، وزیر ارشاد وقت در سال ۶۷ هست:
« باید هشیارانه مواظب شیطنت های استکبار جهانی بوده و بر اصول و اهداف اولیه انقلاب اسلامی پایبند باشیم.» ( روزنامه اطلاعات)
😳 حالا ممکنه بگید اینا رو برای چی یادآوری می کنیم؟
😌 راستش هیچی . همینجوری گذاشتیم شما هم در جریان باشید و بعدا ما رو هم در جریان قرار بدید. فقط وقتی خواستید ما رو در جریان قرار بدید بگید برای چی اینا رو به ما می گید که در جریان باشیم.😐😄
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
تصویر روزنامه اطلاعات
📎لینک دعوت به کانال اندیشکده مستعدان
https://eitaa.com/joinchat/1079706013Ceed9a368e3
❇️ عضو کانال اندیشکده مستعدان شوید
آیت الله علیدوست:
باسمه تعالی
دفاعی عقیم و پرهزینه / حکومت علوی : بعثت عدالت
مدتی است برخی مبلغان و واعظان مشهور و محترم کشور، در دفاع و توجیه مشکلات موجود کشور، اوضاع حاکم بر حکومت امام علی – علیه السلام – را مطرح و وضعیت موجود را با حکومت مولا – علیه السلام – مقایسه می کنند! و آخرین آن، حرکتی بود که یکی از سخنرانان در چهارم مردادماه امسال (1402) انجام داد. در گذشته هم طلبهای جوان مطرح کرد که حدود (یا بیش از) ثلث نهج البلاغه، راجع به متخلفان اقتصادی و غیر اقتصادی از کارگزاران حکومت علوی است. دیگری در مشهد مقدس مطرح کرد که حدود سی فساد در حکومت امام – علیه السلام – بوده است که امام نتوانستهاند آن ها را معالجه کنند. چنان که واعظ دیگری در پاسخ به سوال یکی از اصحاب رسانه که مطرح کرد (بدین مضمون): به نظر شما، امام خمینی و رهبران انقلاب ایران تا چه حد در پیاده کردن اهداف خود موفق بوده اند؟ پاسخ داد: من سوال را به شما برمیگردانم و میپرسم: اصولا پیامبران و پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله- تا چه پایه موفق بودهاند؟(استفهام انکاری)
طبیعی است که این حضرات، خود را موظف به دفاع از عملکردها و وضعیت موجود دانسته و به گمان خویش، تکلیف خود را انجام دادهاند و از نظام، انقلاب و مسئولان دفاع جانانه کردهاند؛ قهرا در آینده هم شاهد ادامه این حرکت خواهیم بود. و از آن جا که عموم این آقایان، از چهرههای انقلابی و از موقعیت قوی در امر تبلیغ برخوردار و صاحب تریبونهای حساساند (و اگر چنین نبود این جانب ورود نمیکردم) حقیر به تحلیل و بررسی این حرکت میپردازم. حاصل پرداختن به ادله ذیل، چیزی جز اثبات عقیم بودن این نوع دفاع (توهم دفاع) و پرهزینه بودن آن نیست؛ بدین قرار:
1. آن چه این آقایان بیان میکنند یا در اصل خلاف واقع، یا غیر ثابت، یا راست ناقص و یا به قدری آمیخته به مبالغه است که هیچ کم از کذب ناموجه ندارد. با پوزش از اطاله نوشته، ناچارم توضیح کوتاهی در این باره داشته باشم.
نهج البلاغه شریف – طبق برخی شمارشها- دارای 241 خطبه، 79 کتاب و نامه و 480 حکمت است.(مطابق نهج البلاغه فیض الاسلام) در نامه 20، 40، 41، 43، 45 و71 اشاره به تخلفهایی شده است. این احتمال بسیار موجه است که مخاطب نامه 40 و 41 یک نفر (عبیدالله بن عباس) است. چنان که در نامه 43 صرفا اشاره به گزارشی علیه مصقلة بن هبيره شیبانی است که با توجیه وی، امام – علیه السلام – دفاع او را میپذیرند. همچنین نامه 45 راجع به عثمان بن حنیف است که کار ناروای او صرفا نشستن بر سر سفرهای بود که اغنیا بر آن حاضر و فقرا غائب بودند. (وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ)
این جانب هیچ توجیه نیستم که با این وضعیت، با گفتهای که ثلث نهج البلاغه را راجع به برخورد با کارگزاران فاسد میداند، چه برخوردی باید داشت؟!!
حضراتی که این اندک تخلفات را برای برخی توجیهات، جسیم میکنند؛ از برخورد قاطع، روشن، سریع و عبرتآموز حضرت هم بگویند تا معلوم شود بیان ها تا چه پایه ناقص است!! برای نمونه خوانندگان محترم رفتار امام را با ابن هرمه (دعائم الاسلام ، ج2 ص 532) مطالعه کنند تا معلوم شود برخی نقلها تا چه پایه راست ناقصی است که هیچ کم از خلاف واقع گفتن ندارد.
در مقایسه و تشبیه باید به همه اقتضائات تشبیه، توجه کرد. حکومت امام علی – علیه السلام – در طول چهار سال و چند ماه بر سرزمین پهناور اسلام که عراق و ایران بخشی از آن است بعثت عدالت بود که هرگز – هرگز – نباید رفتاری این چنینی با آن داشت!
نسبت به سخنی که به حدود 30 فساد در زمان حکومت امام علی علیه السلام اشاره میکند، باید توجه کرد که این فسادها، هیچ ربطی به امام نداشته و میراثی بوده که از حاکمان و حاکمیت ناتوان و فاسد قبل به ارث رسیده بود. (قد عملت الولاة قبلي أعمالا خالفوا فيها رسول الله صلى الله عليه وآله...)و حضرت نمیتوانستند با سرعت و به راحتی آنها را ریشهکن کنند (وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا .... لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی حَتَّى أَبْقَى وَحْدِی....) و این چه ربطی به کژیها و ناراستیهای مورد نظر دارد؟ ضمن این که مبنای این گفته، روایتی است که فاقد سند معتبر است؛ هر چند اگر واجد سند معتبر هم بود، برای اثبات مطلب کافی نبود؛ زیرا خبر واحد هر چند واجد سند معتبر باشد، برای اثبات غیر احکام شرعی کافی نیست.
سند روایت این است: «علی بن ابراهیم عن ابیه عن حماد بن عیسی عن ابراهیم بن عثمان [عمر] عن ابان بن ابی عیاش عن سلیم بن قیس اسدی (روضه کافی ، ص 58، ح 21) این سند به دلیل اشتمال بر ابان بن ابی عیاش ضعیف است. البته در روضه کافی از ابان یاد نشده است ، لکن مطابق موازین رجال بین ابراهیم بن عثمان [عمر] و سلیم بن قیس ، این شخص واسطه در نقل است👇👇👇