عاشقی درد قشنگیست دوایش نکنید
عشق در دل اگر افتاد رهایش نکنید
گریه ی مستی و شبگریه تفاوت دارد
هر که مجنون شده دیوانه صدایش نکنید
دل به هر رهگذر قدر ندانی ندهید
سینه را خانه ی هر بی سر و پایش نکنید
از ازل بوده و تا روز ابد خواهد بود
حیف از آن خانه که با عشق بنایش نکنید
حضرت عشق عزیز است و از اینرو سخت است
حاکم دل شود و جان به فدایش نکنید
یک جهان دین جهان، مانده بدهکار به عشق
گله ای نیست، شما نیز ادایش نکنید
تازگیها به گمان حال و هوایش خوش نیست
می رود عشق، اگر چاره برایش نکنید
عشق برجسته ترین معجزه ی تاریخ است
بهتر آنست که از سینه جدایش نکنید
جدی چقدر پیچیدهاس این آدمیزاد، کسی رو تو قلب و مغزت میکشی که یه روزی بهترینت بوده، کسی که حضورش مرهم زخمهات بوده ولی حالا چی؟ یه تصویر کمرنگ آغشته به بیاحترامی ازش مونده که هیچ مرهمی دیگه التیامش نمیده و حتی نمیخوای یه لحظه هم تو مغزت بهش بپردازی، واقعا درود به آدمیزاد پیچیده و قوی.