eitaa logo
مبهم؛
1.2هزار دنبال‌کننده
254 عکس
103 ویدیو
0 فایل
آدمی‌شاعرنمیشود‌مگر‌به‌جبر‌اندوه ! - پرسیدند او کیست ؟ گفتم هر آنچه که دارم. - " کپی؟ نداشتیم از این حرفا " جایی برای تخلیه ذهن شما؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/4107750
مشاهده در ایتا
دانلود
چون‌تکه‌ی‌نانی‌سر راهش‌بودم، بوسید‌مرا‌گذاشت‌یک‌گوشه‌ورفت
به خواب نیز نمیبینمش، چه جای وصال..
وجودی دارم از مهرت گدازان وجودم رفت و مهرت همچنان هست
کاش می‌شد شبی بدون این‌که کسی را خبردار کنم به سمت مقصدی که نمی‌دانم کجاست راهی شوم و خودم را از خواستن‌ها و نشدن‌هایی که در مغزم انبوه شده‌اند رها سازم. می‌خواهم به اندازه‌ی چند سال راه بروم و در همان هیاهو که کسی حواسش نیست، خودم را در کنار خیابانی رها کنم‌ و بمیرم.
مرا به هیچ بدادی وُ من هنوز برآنم کـه از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
-
دیگران از من گریزان‌اند و من از خویشتن..
هر کسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق کنده ی پیر بلوطی سوخت شد یک مشت کاه
تو نبودی و به پاهای خدا افتادم دست بی رحم ترین ثانیه ها افتادم تو نبودی و تبِ فاصله ها پیرم کرد عاشقِ شعر شدم، شعر زمینگیرم کرد مثنوي كردمت و شكر به جا آوردم توي هر بيت فقط اسم تورا آوردم آرزو كردمت و بغض نوشتم حالا پاي تو آب شده خشت به خشتم، حالا قدِ یک خاطره گهگاه کنارم بِنِشین نه عزیزم! خبری نیست، از آن دور ببین گریه ی مرد غریب َست، ولی حادثه نیست غرق رویای خودش بود، غریبانه گریست..