با آنکه بی دلیل رها میکنی مرا
آنقدر عاشقم که نمی پرسمت چرا ؟
در پیچ و تاب عشق ، به معنای هجر نیست
رودی ز رود دیگر اگر می شود جدا
خون می خوریم در غم و حرفی نمی زنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا
خوش باد روح آنکه به ما با کنایه گفت
گاهی به قدر صبر بلا میدهد خدا
حق با تو بود هرچه بکوشد نمی رسد
شیر نفس بریده به آهوی تیزپا
ای عشق ! ای حقیقت باورنکردنی ؛
افسانه ای بساز خود از داستان ما
_ فاضل نظری
قبلا هرکی حرفمو باور نمیکرد، همش توضیح میدادم که قانع بشه، ولی الان دیگه برام مهم نیست چی دربارم فکر میکنه؛ از یه جایی به بعد به نسبت همون ارزشی که آدما برات قائل میشن، ارزش قائل شو..