چه کردی با دل و جانم که من از ریشه ویرانم
کمی با من مدارا کن مگر من خاک ایرانم..
خیلی بهش فکر میکنم ولی درموردش با کسی حرف نمیزنم، و این شاید غمانگیزترین و درستترین کار باشه.
اگه یِروزی نبودم باستاره، رنگ آبی، هوایبارونی، گربهها، جنگل، لواشک، چای، کاکائو، قطار، نامههای دستنویس، پروانهها، شبنمِروگل، بچهها، بابونه، هندزفریگرهخورده، جورابایِرنگیرنگی، لاکایشلخته، خطچشمهایعجیب، بویِخنک، موجِدریا، صدایِپرندهها، ستارهمُردِویگن، آهنگایمعین، پادکستای آریانفر، رفاقتشایعومهیار، گردنبندهایشلوغ، موهایشلخته، عینکآفتابی، ارتودنسی، قهوهای، سایههایشایندار، انگشترهاینقرهای، بالملب، بستنیبلوبری، لاکپشتها، بویخاکبارونخورده، فروردین، چشمهایقهوهای، کارتون آبشارجاذبه، زبون ترکی، جملهیدیرشد، گازگرفتن
یادم بیوفت؛
- نرگس
نه بچهام که بگم تا بزرگ بشم درست شده، نه پیرم که بگم من که زندگیمو کردم. یعنی قشنگ اومد نشست وسط جوونی ما.