هدایت شده از خاکستر زرد''
تقریبا من بابت مرگ اطرافیانم خیلی سخت باورم
قبول کردنش برام به شدت وقت گیره
و یه جاهایی فکر میکنم اطرافیانم باهام شوخی میکنن؛ قدرت تحلیل و تفکر مغزم ازم گرفته میشه.
نمیدونم تجربش برای شما هم پیش اومده یا نه
اما اون لحظه ای که غمش رو پذیرفتین خیلی دردآوره...
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
مدیونید فکر کنید اگر همین الان هم بهم بگن اون بنده خدا دیگه نیست باور کنم...من هنوز تو مرحله انکار قرار دارم..
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
واقعا نمیتونم باور کنم که صاحب این پیام(تو گروه خانوادگیه) الان دیگه در قید حیات نیست!! واقعا باورش
اوضاع عجیبیه آدم حتی تکلیفش با خودشم مشخص نیست...واقعا خدا سر هیچ کس نیاره..
هدایت شده از خاکستر زرد''
من وقتی'' خستم '' به شدت صحبت میکنم
نمیخوابم
بیشتر کار میکنم
بیشتر میخندم و شوخی میکنم
بیشتر از همیشه نشخوار فکری میکنم
و بیشتر شروع به کار احمقانه کردن میکنم
فقط چون خسته بودم.
_سلااااام آدرینا خب من امروز یک روز عالی را تجربه کردم و دوست داشتم برای تو هم بگمش اشکال نداره که؟
اگر وقتش را داری بخون🙃
خب من امروز با دوستم رفتم یک کتابفروشی فوق العاده باحال و خفن که یک فضای رویایی داشت برای من واقعاً
*شنیدن موسیقی سنتی و قدم زدن بین یک عالمهههه کتاب های خفن و رنگارنگ آدم هایی که لباس های رنگارنگ پوشیدن و مثل تو دنبال کتابن و بهت لبخند میزنن :) و همچنین یک عالمههه گل و گیاه و بوی خوبشون*
این همه رویایی بودن را نمی تونستم هنوزم باورم نمیشههه🙂
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_سلااااام آدرینا خب من امروز یک روز عالی را تجربه کردم و دوست داشتم برای تو هم بگمش اشکال نداره که؟
+وای خوشبحالت ترکیب کتابفروشی با موسیقی و گل و گیاه یه چیز عجیبیه که واقعا هرجایی نیست و خب اینطوری که تو داری توصیف میکنی حتما خیلییی خفن بوده((((:
هروقت از این جاها رفتی باماهم به اشتراک بزار اگر هم دوست داشتی بگو کجاست بلکه بقیه هم بتونن برن و استفاده کنن😀✨
_ https://eitaa.com/noveriacastle/13160
مرسی بابت ری اکت خوبت 🙂
آدرس : قم کتابفروشی گارسه خیابان سالاریه نرسیده به فلکه میثم فرعی دست راست
امیدوارم هر کسی که این پیام را میخونه بره و لذت ببره از اون فضای دوست داشتنی😉
+خواهش میکنم((((:
ممنون. ملت ساکن قم اگه دوست داشتید تشریف ببرید فیض ببرید🥲✨
هدایت شده از انجمن شاعران مرده(واقعی)
خیلی خب.
قرار است اینجا بستری فراهم آوریم تا با شعر شاعران آشنایی و انس یافته و معناها دریافته ، درس های جدید از اشعار جدید آموزیم.
اشعاری از بر کنیم ، با برخی اشک بریزیم و با چندی بخندیم...
گفته های بیمعنا را دور ریخته و معناهای جدید بیافرینیم..
شعر بخوانیم از شاعرانی که بال به آسمان گشوده و عشق از منظومه هایشان چکیده و در عالم معنا سیر و سلوک ها کرده اند..
از شاعرانی که مرده اند اما بند بند روحشان هنوز با ریسمان واژگانشان به کره خاکی متصل شده..
یا از شاعرانی که کالبدشان اینجاست اما خود سفر به دیار باقی کرده و گویی مرده اند..
آنچنان که میگویند و میخندند و میگریند ، قدم میزنند و میدوند ، معاش میکنند به گونه ای که کسی پرواز روح هایشان را نمیبیند..
روح هایی که هر لحظه و هر ثانیه در عالم خیال زنده اند و در عالم مادیات مرده!
باشد که گرد هم جمع شویم و بگوییم و بخوانیم و بسراییم و بگردیم و چرخ بزنیم ، فارغ از دنیایی که جسم را بر جانمان تحمیل کرده.
_خسته دلِ قلم بدست.!