چقدر عمر خیام زیبا گفته:
برای اینکه خردمندانه زندگی کنی، لازم نیست خیلی بدونی فقط دو قانون اصلی زندگی رو برای شروع یادت باشه..
«بهتره گرسنگی بکشی، تا اینکه هر چیزی رو بخوری و بهتره تنها بمونی ، تا اینکه با هر کسی باشی..»
ببین عزیزم، ما تا همیشه شاهد رفت و آمد، بود و نبود آدمها، غمها، دیر شدنها، تلخیها، دل شکستنها و ناامید شدنها هستیم. این بخشی از زندگیه و یهجا این روند کمتر آزارت میده. ولی هست، تا لحظهی مرگ.
هرگز نمیتوان احساس خود را برای دیگری
دقیقا توصیف کرد و هرگز نمیتوان احساس
دیگری را دقیقا فهمید، هرکس با آنچه در خود
احساس میکند کاملا تنهاست.
دلتنگ نباشم؟ چگونه؟
همین که میدانم تنها کتاب میخوانی تنها چای مینوشی، تنها بغض میکنی، دلتنگ میشوم...
وقتی تنها سفر رفتن را یاد گرفته ای تنها خاطره ساختن را بلد شده ای و تنها خندیدن را از بر؛ دلتنگ میشوم...
همین که صبح ها بدون دوستت دارم بیدار میشویو خوشحال میشوی با عکسهای تک نفره اینکه نیستم کنارت دلتنگ میشوم
دلتنگم...
وقتی کسی نیست شب هایت را بخیر کند و دعا میکنم شبهایم را خدا به خیر کند...
دلتنگم زمانی که به یاد می آورم ما هنوز دونفریم و به تار مویت قسم این دلتنگی، خودِ عشق است.
حالا بگو دلتنگت نباشم؟
-نیازی