eitaa logo
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
777 دنبال‌کننده
133 عکس
4 ویدیو
1 فایل
" النَّـحیط " همان بغضِ فروخورده ایست، که اجازه‌اش ندادی اشک شود. • از همه چیز نوشتم؛ چون ذهن و دست‌هایَم کلمه را زودتر حس کردند.
مشاهده در ایتا
دانلود
حسینِ‌بنِ‌علیِ عزیزم، ببخش لذت این کباب‌های ریحان پیچ شده‌ی مشایه را، این آب‌طالبی‌های تگریِ جگر خنک کن را، این آب‌های خنکی که به سر و رویِمان می‌پاشند، سیر بودیم که از گرسنگیِ بچه‌هات یاد کردیم و تشنه نبودیم وقتی آفتاب مغزِ سرِمان را سوزاند و یادمان آمد عباس کفیل بود و آب به شما نرسید .. ° ° @naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
الرسائل: رقم۳ رو به پدر بودم با همان ابهت و محبتِ همیشگی‌اش. به مَـن یَـمُت یَرَنـي فکر میکردم، نوبت
الرسائل: رقم۴ تو که هیچوقت اینجا نبودی، حالا چقدر جایَت خالی‌ست. می‌بینمت و گریه‌ام می‌گیرد عزیزم. کاش یکی این وسط‌ها دلش برای صدایَت تنگ می‌شد و پخشَش می‌کرد. آن پیرزن عراقی چرا وقتی به تو رسید، دست به صورتَت کشید و انگار که ضریح را می‌بوسد، رویَت را بوسید؟ جوانانِ ابرو برداشته‌‌ی عراقی و راننده‌های گُر و گُر سیگار کشیده‌شان چرا عکس‌هایَت را پلاکارد کرده، سرِ دست گرفته‌اند و پشتِ شیشه‌‌ی وَن‌هایشان گذاشته‌اند؟ آن پیرمردِ عرب که به موکبش دعوتمان کرد و همبرگری داد دستمان بوسیدنی، کنار گوشِ دخترکش چه گفت که او با آب و تصویرِ دلتنگ‌کننده‌ای از شما پیش ما رسید؟ لبخند‌هایَت کجا رفت و گم شد و پنج‌ماهی می‌شود که پیدایش نیست؟ اینجا چقدر نزدیک‌تری و چقدر تصویرِ چشم‌هات بینِ گرمای سوزانِ عراق، دل را خنک می‌کند. می‌بینَمت مچاله می‌شوم. بگو اگر به حسین برسم بویِ تورا می‌گیرم؟ فاطمه کاشانی/ ذکریـاتِ اربعینِ ۱۴۰۵ ° ° @naahiit