وقتی یکیو خیلی دوست داری همهی فکر
و ذکرت میشه فکر کردن به اون، حال خوب
اون، خندیدن اون، اینکه اون راحت بخوابه،
تو آرامش باشه، چشماش خندون باشه،
خوب غذا بخوره، مواظب باشی عصبی نشه
وقتی یکیو خیلی دوست داری همهی زندگیت
میشه اون و فکر اون، عین من که تک تک
لحظه هامو بهت فکر میکنم
و همیشه حواسم بهت هست..🤍
یه دیالوگ قشنگ هست که میگه: یه دقیقه دیگه معلوم نیست کی مردست کی زنده، اگه قراره یه دقیقه دیگه نباشم دلم میخواد بهت گفته باشم که چقد صداتو، خندههاتو، دلداری دادناتو و حتی غرغر کردناتو دوست دارم🤍
تو" باش
نه برای اینکه تنها نباشم
باش
تا در دنیای تنهایی ام
تنها "تو" باشی ♥️
هدایت شده از طریق السُّلوک
✍علامه حسن زاده آملی :
این قدر به زور و بازویتان متکی نباشید ؛ رزق را باید از جای دیگر بدهند ؛ شما دائما اهل طهارت و پاکی باشید ، رزق تان هم وسیع خواهد شد.
@sulook
16.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهید است
شهیدمحمد رضاعزیزی
#کنگره_ملی_شهدای_استان_کرمانشاه
شهدای_کرمانشاه
🌱🕊
⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی
یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوقالعاده زیبا است ازدواج کرد.
اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه میخوردند، آنها از هم جدا شدند.
طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهرهای بسیار معمولی است.
اما به نظر میرسد که دوستم بیشتر و عمیقتر از گذشته عاشق همسرش است.
عدهای آدم فضول در اطراف از او میپرسند: فکر نمیکنی همسر قبلیات خوشگلتر بود؟
دوستم با قاطعیت به آنها جواب میدهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم میرسید.
اما هسمر کنونیام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.
وقتی این حرف را میزند، دوستانش میخندند و میگویند : کاملا متوجه شدیم...
میگویند :
زنها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمیشوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر میرسند.
بچهها هرگز مادرشان را زشت نمیدانند؛
سگها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمیکنند.
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمیآید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.
زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ...
#پندو_حکایت📚
دکــلـمــه
چه روزگار عجیبی شده
میخواهیم تنها باشیم اما دلمان هم میخواهد بیرون از این جزیرهی یک نفره
کسی باشد که انتظارمان را بکشد!
میخواهیم با کسی حرف نزنیم اما
هوایی میشویم آن سوی این سکوت
کسی باشد که برایمان نامه بنویسد
میخواهیم در هیچ قاب دو نفرهای جا نشویم اما
مدام منتظر کسی هستیم که یک صندلی را کنار خودش برای ما خالی نگه دارد
کی وقت کردیم برای این همه رازآلودگی؟
کی این همه بزرگ شدیم که خودمان را هم نشناسیم؟
همه داریم آن دیکتهای را که خودمان به خودمان میگوییم هم غلط مینویسم
حواسمان هست؟
یک نفر باید باشد
که وقتی آمد
خط قرمز بکشد روی این همه خواستههای متناقض
و قلب ما را یکی کند با خودش
تو بیا
و بگذار ردیفِ «تو» آرایهی سادهی ادبی غزل زندگی من باشد
که تناقض، به شعرهای من نمیچسبد.
علي_قاضي_نظام
┏◇◇◇━━━━🌼🌼🌼
دکــلـمــه
محبوبم! من فقط دنبال بهاری میگردم که خودم آن را گم کرده باشم. من دائماً خاطراتی را به یاد میآورم که تنها شمایی و من. خاطرههایی که هرگز اتفاق نیفتاده است، اما برای من شادیآور است.
محبوبم! آدمی تنها یک بار عاشق میشود اما هر سال برف میآید تقصیر باغچه نیست بعضی گلها در شب میرویند.
از روی برفها به سادگی نمیگذرم (اینجا جای پای پرندهای کوچک روی برفها نیست. اینجا کسی روی برفها گریه کرده است). و من برای گفتن دوستت دارم، انواع خجالتها را میکشم. که اینجا شرم یک پدیده سرشتی است. برای همین گلهای شرقی در غروبها میشکفند.
محبوبم! من دائماً شما را دوست دارم. چه در گرانی، چه در ارزانی، چه در تحریم، چه در توافق، چه در جنگ، چه در صلح. من دائماً شما را دوست دارم. چه سیر باشم، چه گرسنه. چه شادمان باشم، چه غمگین. من دائماً شما را دوست دارم. خوابم شما را دوست دارم، بیدار میشوم شما را دوست میدارم. پیاده میروم، در اتوبوس کنار پنجره پشت سر راننده، هنگام ریختن میوههای گندیده، پیتزای نیمخورده، بطری نوشابه نوشیده و گلهای پلاسیده در کیسه، هنگام کندن سنگهای داغ از پشت نانهای سنگک. محبوبم! در عبادتم چنان با تو سخن میگویم که خداوند به گریه میافتد.
محبوبم! عاشق شما آرش کمانگیر است. تیر و کمانی دارد و سرزمین خیالات من. مرز عشق شما حاشیه هستی است.
محبوبم! در آن هنگام که گلهای سرخ در دشتها میرویند و باغها لبریز طراوتاند و باد با زلف شما به پچپچ است، آن مساحت اثیری عشق است.
محبوبم! همین که باران میوزد، به کف فواره میزند علف. باران میریزد تو را دوست دارم، برف میریزد تو را دوست دارم، سرد است و میلرزم، تو را دوست دارم.
محبوب من! بنیاد گمشدگیهای من بیتو بودن است. وقتی که با توأم، همه به من میپیوندند. بارانها به من میپیوندند، برفها به من میپیوندند، شبها به من میپیوندند، پائیزها، گلخانهها و گلها همه به من میپیوندند.
محبوب من! کاش میتوانستم برایت آوازی بخوانم. کاش صدای من مثل صدای محمد نوری نازنین بود.
ترانههاست که برایت نوشتهام، ولی افسوس صدایی نیست آواز بخوانم.
کاش من و تو دو خوشة انگور بودیم یا دو گیلاس به هم چسبیده. من پیوسته دنبال توام. مثل سایهای که هیچکس به او اعتنایی ندارد.
محبوبم! در تابستان بوی بهار میرسد. بوی گلهای ایرانی و اینجا چه رونقی دارد شادی. همة این روزها چشیدنی است. جشن تولد آفتاب است و انگورها در حال شیرین شدناند. تابستان است، دیگر دوران درِ اتاق را به روی خود بستن، سپری شده
✍️محمد_صالح_علا
┏◇◇◇━━━━🌼🌼🌼
ای دل صبور باش که غمهای ما از اوست
گر دوست اوست هرچه به ما میرسد نکوست
خاموشم و قنوت من آیینهٔ غم است
غم در زبان عشق، الفبای گفتگوست
ما را که از حجاب ظواهر گذشتهایم
دل، مسجد است و عشق، نماز است و غم وضوست
با من دم از عذاب قیامت مزن که من
از عدل دوست هم بگریزم به فضل دوست
بفروش جان عاریتی را به صاحبش
گر دوست مشتریست چنین سودم آرزوست
خود گفته است از همه نزدیکتر به ماست
بیچاره عاقلی که سرش گرم جستجوست
#فاضل_نظری
┏◇◇◇━━━━🌼🌼🌼
🍷 شعر 🍷
تو را در دل پرستیدن چه شوق بیامان دارد
به پایت عشق ورزیدن شکوهی در جهان دارد
خدایی را که میگفتی شبی در خلوتم دیدم
خدایت با منم انگار تفاهم در بیان دارد
به یادم آمد آن روزی که پیری پند من میداد
حذر از عشق کن دائم جوانی هم خزان دارد
اگر دلتنگ و مجنونم دلم با خاطرت زندهست
اگر اشکم اگر دلخون دو چشمم هم زبان دارد
تو در من شعر دلخواهی وجودم نذر چشمانت
در این بددورهی تزویر کسی چون من توان دارد؟
منی کز هر هوس دورم اگر باشد نمیگویم
کجای قلب بیتایت من دیوانه جان دارد؟
من از من دور کردم تا بدانی ما میان ماست
همین یک موردش بسکه بدانی پس بدان دارد
به حکم دل تو را ساکن میان قصر دل کردم
قسم بر نام زیبایت دلم عهدی گران دارد
تقاص بودنم بی تو به سرحد مجازات است
حواست هست جانانم؟ همین مصرع دهان دارد
خلاصه روز و شب هایم همه در اشتیاق توست
ز من دوری نکن هرگز که دل حکمی از آن دارد
#حمیدرضا_یگانه
┏◇◇◇━━━━🌼🌼🌼☆