بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
💠« #روزبرگ_شیعه »💠
موضوع امروز:
«مسلم بن عقيل(ره)، سفير شهید كربلا»
روز دوشنبه، ١۴٠٠/٠٢/٢٧
✍️ مناسبت روز: امروز پنجم ماه شوال و سالروز ورود سفير انقلاب جهانی كربلا، حضرت مسلم ابن عقیل (ع) در سال ۶۰ هجری قمری به کوفه است؛ بیشک مسلم (ع) را باید الگوى حماسه و وفاداری و ايثار دانست، اما متأسفانه، ما کمتر درباره شخصیت بالا و والای ایشان، سخن گفتهايم، لذا در این مجال کوتاه، به گوشه ای از جلوه های عظمت حضرت مسلم (ع)، میپردازیم؛
خاندان با شرافت «بنىهاشم»، چهرههاى تابناك و شخصيتهاى ارزشمندى را به عنوان «الگو و اسوه» به جامعه بشرى تقديم كرده است!
یکی از چهرههای پرفروغ این خاندان، «مسلم بن عقيل» است، قهرمانی که با ايمان و شجاعت مثالزدنی، نام خود را بهعنوان سفیر شهید کربلا ثبت کرد!
او پسر عموى حضرت سيد الشهدا (ع) است که در ميان جوانان بنىهاشم، يكى از رشيدترين و مؤمنترين چهرهها به شمار میرفت و افتخار دامادی اميرمؤمنان (ع) و همسری يكى از دختران آن حضرت به نام «رقيه» نصیبش شد! (نفسالمهموم، ص٣۶)
پيامبر خدا (ص)، او و پدرش را ستودهاند و در سخنى، خطاب به امیر مؤمنان فرمودند: «(مسلم) فرزند برادرت (عقيل)، كشته راه محبت فرزند تو (حسین) خواهد شد؛ (بهگونهای که) چشم مؤمنان بر او اشك می ريزد و فرشتگان مقرّب پروردگار بر او درود میفرستند!» (تنقيح المقال، ج ٣، ص ٢١۴)
به شهادت مورخین، حضرت مسلم (ع) در دوران خلافت امیرالمؤمنین (ع)، عهده دار برخى مناصب مهم نظامى در سپاه آن حضرت و شجاعت فراوانی از خود نشان داد و پس از شهادت حضرت امیر (ع)، نیز به عنوان سربازى وفادار، در خدمت امام حسن (ع) و سپس از جمله یاران فداکار حضرت سیدالشهدا (ع) بود؛
بیشک همین وفاداری، شجاعت، دلاورى، كاردانى، ايمان قوى و ثبات قدم او، باعث شد که امام حسين (ع)، ایشان را به عنوان نماینده و امین خود به کوفه اعزام نمایند؛ (ارشاد، ص ٢٠۴)
✍️ حضرت مسلم (ع) پس از رسیدن به کوفه در خانه جناب مختار ثقفی (ره) مستقر گردیدند و کوفیان دسته به دسته برای بیعت، نزد ایشان آمدند تا بالاخره نزدیک به هجده هزار نفر با وی بيعت كردند و ایشان نیز، طى نامهاى، اوضاع بسیار مناسب کوفه را به امام حسین (ع) گزارش دادند! (مقتل الحسين، ص ١۶۶)
اما ناگهان وضع كوفه دگرگون شد و يكى از چهرههاى پلید تاریخ به نام «ابن زیاد» به امارت كوفه منصوب، و رعب و وحشت در میان کوفیان پدیدار گردید؛ بهگونهای که حضرت مسلم (ع)، مجبور به نقل مکان از خانهی مختار شده و در منزل «هانى بن عروه» از چهرههاى سرشناس شيعه در كوفه، مخفی شدند؛ اما ابن زیاد ملعون، محل اختفای ایشان را شناسایی و جناب هانى را که مریض بود، به دارالاماره احضار كرد و پس از بازخواستى تند و خشن، او را زخمی و به زندان افكند؛
در این زمان، حضرت مسلم، مصمم به قيام و نجات هانی شدند و هرچند برخی از بزرگان بیعت کننده با ایشان مانند سلیمانبنصرد خزائی، حاضر به قیام نشدند! اما حضرت با حدود چهار هزار نيروی جنگی، قصر «ابن زياد» را محاصره نمودند! (ابن اثير، كامل، ج ۴، ص ٣٠)
متأسفانه بعد از اندك زمانى، مَکر و حیله ابن زياد و سرازیر نمودن بیتالمال به جیب رؤساى قبايل و چهرههاى سرشناس کوفه و نيز ايجاد وحشت در دل زنان، باعث تسلط ابن مرجانه، بر اوضاع شد و همهی کوفیان بیوفا را از گِرد حضرت مسلم پراكنده نمود! بهگونهای که پس از اقامه نماز مغرب و عشاء، حتى يك نفر هم، همراه ایشان نبود! (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ٣۵٠)
داستان غريبى و گمشدن مسلم بن عقيل (ع) در کوچههای كوفه و پناه بردن ایشان به خانه پیرزنى به نام «طوعه» و جاسوسی فرزند ناخلف وی و بالاخره جنگ شجاعانه و غریبانه با انبوه سپاه دشمن، و محاصره و دستگیری ایشان، ماجراى غمانگيزِ تاریخِ بیوفاییِ بشر است!
طبق ثبت مورخین، پس از اینکه حضرت مسلم را نزد ابن زياد ملعون بردند، گفت و گوی تندى ميان اين اسير آزاده و حاكم سنگدل كوفه در گرفت و حضرت شجاعانه از امام حسین (ع) دفاع کردند تا جایی که ابن زياد ملعون، دستور داد با تيغ جور، گردن ایشان را زده و بدن مقدس ایشان را از بالای دارالاماره به زير افكندند! (ارشاد، ج ٢، ص ۶٢)
شهادت ایشان در روز عرفه، نهم ذىالحجه سال شصت هجرى قمری واقع شد و زمانى که خبر شهادت مسلم بن عقیل (ع) در راه کوفه به حضرت سيد الشهدا (ع) رسید، آن حضرت، به شدت محزون شدند و فرمودند: «خدا مسلم را رحمت كند، او به رحمت و رضوان خدا شتافت و تكليفش را ادا كرد و آنچه بر دوش ماست، هنوز باقى مانده است! » (جلاء العيون، ج ٢، ص ۵٢)
روز برگ
@naeinebasir
هدایت شده از نایین بصیر
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «مهران را هم خدا آزاد کرد!»
روز پنجشنبه، ١۴٠٠/٠۴/١٠
✍️ مناسبت روز: بیگمان دهم تیرماه، سالروز آزادسازی شهر مهران، بهعنوان برگ زرینی در تاریخ مردم قهرمان این سرزمین نقش بسته و خاطرهای بزرگ از افتخار و غرور ملی یک ملت سرافراز برای حراست از کیان و پاسداری از آب و خاک ایران اسلامی است؛
روزی پر افتخار و غرورآمیزی که سمبل مقاومت، رشادت و شهامت مردمان مظلوم و صبور این دیار و همه پرستوهای خونین بال عملیات کربلای یک شده و از پرتو این رشادتها و شهادتها، امروز «مهران» آزاد و قهرمان، امنترین گذرگاه و نزدیکترین معبر برای رسیدن به وصال جانان و زیارت امام عاشقان، حضرت اباعبدالله (ع) است!
✍️ سرگذشت مهران:
در پی تصرف فاو در عملیات والفجر هشت به دست رزمندگان اسلام، شوک سختی به صدام و حامیانش وارد شد، دشمنان بعثی به دنبال این عملیات غافلگیر کننده و ناکامی در بازپسگیری فاو از رزمندگان ایرانی و برای جلوگیری از حملات گستردهتر ایران به بصره، در پی حملات متعدد در غرب کشور، شهر مهران را به تصرف درآوردند و با هیاهوی زیاد، آن را به رخ ایرانیان کشیدند!
آنها تلاش کردند تا با ادامه عملیاتهای خود، نقاط دیگری مانند سومار و قصرشیرین را نیز تصرف کنند؛
ادامه چنین وضعیتی می توانست عواقب وخیمی را هم از بعد نظامی و هم از بعد سیاسی و بینالمللی برای ایران اسلامی به دنبال داشته باشد! لذا رزمندگان اسلام، عملیات رعدآسای کربلای یک را در ساعت ۲۲:۳۰ شب نهم تیرماه ۱۳۶۵ با رمز یا ابوالفضل العباس ادرکنی آغاز نمودند؛
با شروع این عملیات خطیر، رزمندگان اسلام، به سرعت، خطوط دشمن را شکسته و توانستند با از هم گسیختگی نیروهای بعثی، عملیات را بدون وقفه ادامه دهند و علاوه بر آزاد سازی شهر مهران، ارتفاعات اشغال شده در نقاط مختلف این شهر را نیز از چنگان رژیم متجاوز بعثی آزاد کنند و حماسه دیگری را مانند فتح خرمشهر رقم بزنند!
این عملیات در واقع، پایانی بر استراتژی دفاع متحرک عراق بود و از سوی دیگر نقطه شروع امیدوار کنندهای برای رزمندگان اسلام بود تا ضعف دشمن بعثی را به رخ حامیان منطقهای و فرامنطقهای صدام بکشند!
بیشک این پیروزی بزرگ که منجر به آزادسازی شهر مهران و ارتفاعات فوق استراتژیک قلاویزان و چندین منطقه دیگر شد، جز با مجاهدت و از جانگذشتگی رزمندگان شجاع اسلام و امداد الهی انجام شدنی نبود! لذا امام راحل مانند فتح بزرگ خرمشهر، این بار نیز به رزمندگان اسلام و مردم قهرمان ایران تأکید نمودند که: «مهران را هم خدا آزاد کرد!»
کانال روز برگ شیعه
@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «حجةالوداع و دو مأموریت بزرگ الهی»
روز چهارشنبه، ١۴٠٠/٠۴/١۶
✍️ مناسبت روز: در سالروز خروج پیامبر گرامی اسلام از مدینه برای حجةالوداع، در سال دهم هجری قمری قرار داریم، مراسم مهمی که تنها حجگزاری عمومی مسلمانان به همراه پیامبر خدا (ص) بود و دارای اهمیت سیاسی و فرهنگی بسیار است و آن را حجةالاسلام، حجةالبلاغ، حجةالکمال و حجةالتمام نیز نامیدهاند؛ لذا روزبرگ امروز را با این موضوع آغاز مینماییم؛
بعد از هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه، حضرت تا سال دهم هجرت که آخرین سال حیات مبارکشان بود، فرصت به جای آوردن، حج تمتع را نداشتند، زیرا تا پیش از سال هشتم، مشرکان اجازه حج گذاشتن را نمیدادند و جنگ های متعددی هم صورت گرفته بود و بعد از آن نیز جریان صلح حدیبیه و فتح مکه در سال هشتم و نهم هجرت صورت گرفت، لذا پیامبر اکرم (ص) فقط در سال دهم هجری، فرصت به جای آوردن حج واجب را به دست آوردند! و به همین دلیل، آموزش چگونگی انجام حج به عنوان یکی از ارکان مهم دین اسلام، باقی مانده بود! و از طرف دیگر پیامبر (ص) در ماههای آخر عمر خود قرار داشتند و هنوز جانشینی برای خود معرفی ننموده بودند، که این رکن مهم یعنی ولایت و جانشینی نیز بر گردن حضرت باقی مانده بود!
✅ آموزش حج و ابلاغ ولایت، دو مأموریت بزرگ پیامبر (ص)
امام باقر(ع) می فرمایند: «بُنِیَ الاسْلامُ عَلَی خَمْسٍ، اقَامِ الصَّلاةِ وَ إِیتَاءِ الزَّكَاةِ وَ حِجِّ الْبَیْتِ وَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْوَلایَةِ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ»: «اسلام بر پنج پایه استوار است: برپاداشتن نماز، به مصرف رساندن زکات، حج خانۀکعبه، روزۀ ماه رمضان و ولایت ما خاندان» و سپس فرمودند: «ولم یُناد بشی ءٍ کما نُودیَ بالولایة»: «در میان این ۵ رکن، به هیچ چیزی همچون ولایت تأکید نشده است!»
همچنین حضرت باقر (ع) در حدیث دیگری فرمودند: «جبرائیل در سال دهم هجرت بر رسول خدا(ص) نازل شد و عرض کرد: «یارسول الله! خداوند به شما، سلام می رساند و می فرماید که «من هیچکدام از پیامبران و رسولان خدا را قبض روح نکردم، مگر اینکه دین خود را کامل کرده بودند و حُجَّتم را بر آنها تمام کرده بودم، ولی از دین اسلام هنوز دو فریضه مهم باقی مانده است که لازم است آن دو را به مردم، ابلاغ نمایی، یکی از آنها فریضه حج است و دیگری ولایت و جانشینی، چراکه من هیچگاه زمین را از حجت خود خالی نمی گذارم» و سپس آیه ٧ سوره مبارکه حج برای دعوت عمومی مردم نازل شد: «وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلي کُلِّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَميقٍ»: «و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر شتران لاغر اندام تیزرو، از هر راه دوری بسوی تو بیایند...»؛
پس از نزول این آیه، پیامبر(ص) منادی و پیک هایی را به بلاد مختلف اسلامی فرستادند تا به همه مسلمانان اعلام کنند که بنا دارند، به حج بروند و هر کس توان دارد، باید در فریضه حجِ امسال شرکت کند!
👈 حضور بیش از ١٢٠ هزار نفر از مسلمانان در حجةالوداع:
مورخین در رابطه با تعداد حاجیان در حجةالوداع به اعداد مختلفی اشاره نمودهاند که عدد مشهور، ١٢٠ هزار نفر است که از تمام مناطق اسلامی به مکه آمده بودند و بر اساس دستور و آموزشهای پیامبر(ص)، مناسک حج خود را به جا آورده و در زمان بازگشت در منطقه غدیرخم به دستور حضرت جمع شدند! و طبق تصدیق مورخین، تمامی صحابه نامی و بزرگ پیامبر (ص)، همسران ایشان و وجود نازنین حضرت زهرا(س) در این مکان حضور داشتند!
✅ ابلاغ اصل ولایت و جانشینی امیرالمومنین(ع):
در اسلام، «اصل ولایت و جانشینی» مانند «اصل نبوت» از اهمیت فراوانی برخوردار است و ممکن نیست که خداوند پس از ٢٣ سال رهبری و هدایت مردم به وسیله پیامبر رحمت، با رحلت ایشان، مردم را از برکت وجود حجت الهی در زمین محروم نماید!
بنابراین به دستور خداوند، رسول خدا(ص) در آخرین مأموریت بزرگ خود در غدیرخم، در خطبهای مفصل، بر «اصل ولایت و جانشینی» تأکید نموده و حضرت علی (ع) را بهعنوان امیرالمؤمنین و وصی و جانشین و ولی و امام مردم معرفی نمودند و سپس از همه مسلمانان خواستند تا با امیرالمؤمنین (ع) بیعت کنند!
✅ پس از بیعت مسلمانان با امیرالمؤمنین (ع)، حضرت جبرئیل (ع) نازل شد و از رضایت خداوند و کاملشدن دین اسلام خبر داد و «آیه اِکمال» نازل شد: «اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»: «امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما [به عنوان] دین و آیین (نهایی) برگزیدم!» ﴿مائده/۳﴾
📚منابع: بحارالانوار، ج٢١، ص ٣١٩، ٣٨۵و ۴٠۵؛ و فروغ ابدیت، ج٢، ص ٨
روز برگ شیعه
@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «کودتای نوژه از آغاز تا پایان» (١)
روز پنجشنبه، ١۴٠٠/٠۴/١٧
✍️ مناسبت روز: امروز مناسبت خاصی نداریم؛ اما فردا سالروز شکست کودتای نوژه در سال ١٣۵٩ شمسی است که بیشک میتوان آن را یکی از مصادیق آیه ۵۴ سوره آلعمران دانست که قرآن کریم میفرماید: «وَمَكَرُوا وَمَكَرَاللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»: «و (دشمنان) تدبير خود را (برای نابودی شما) بهكار بستند، خداوند نيز تدبير خود را (براى حفظ شما) بهكار برد و بدانید که خداوند بهترين تدبير كنندگان است»؛ لذا سخن امروز را با موضوع کودتای نافرجام نوژه آغاز مینمائیم؛
سال ١٣۵٩ هجری شمسی را میتوان سال کلکسیون بحرانها برای انقلاب اسلامی نامید! به صورتی که در زمانی که فقط چند ماه از پیروزی انقلاب میگذشت، بحران های بزرگی یکی پس از دیگری دامان جمهوری تازه نفس ایران را گرفت، بحرانهایی همچون کودتای نوژه، جنگ تحمیلی، اغتشاشات قومی و شورشهای مسلحانه و...! ولیکن ملت قهرمان ایران با وحدت و یکپارچگی و با رهبری پیامبرگونه امام خمینی(ره) و جانفشانی رزمندگان اسلام، و در رأس همه، با توکل به خداوند متعال، تمامی این طوفانهای سهمگین را پشت سر گذاشتند!
✍️ شکلگیری کودتای نوژه:
فقط چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته بود که تنی چند از افسران ارتش رژیم شاهنشاهی در گروهی با نام «نقاب»، کودتایی را با هدف بازگرداندن شاپور بختیار و نابودی نظام نوپای جمهوری اسلامی و حضرت امام خمینی(ره) طراحی نمودند!
این کودتا به دلیل اینکه مرکز هدایت آن در پایگاه شهید نوژه همدان بود به کودتای نوژه، معروف شد.
فرماندهی کل کودتا به دست ژنرال سعید مهدیون (فرمانده سابق نیروی هوایی ایران) و رهبری بخشی دیگر از این کودتا بر عهده ژنرال احمد محققی (فرمانده سابق ژاندارمری ایران) بود؛
هدف اولیه کودتا، حمله هوایی به بیت امام خمینی(ره) در تهران و به شهادت رساندن ایشان بود، و در ادامه، حمله به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد، دفتر نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران، ستاد مرکزی کمیتههای انقلاب و بمباران چند نقطه دیگر، از اهداف بعدی کودتاچیان به شمار میرفت!
همچنين بنا بود پس از موفقیت در بمباران هوایی، هواپیماها با شکستن دیوار صوتی به نیروی زمینی علامت بدهند تا مرحله دوم کودتا آغاز گردد!
در این مرحله میبایست صداوسیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشیدیه به تسخیر نیروهای زمینی کودتا درآمده و سپس در سطح شهر تهران با اعمال خشونت و ارعاب حالت حکومت نظامی ایجاد میشد! و بالاخره آخرین حلقه اهداف این کودتای بزرگ، یعنی بازگشت بختیار به حکومت و اعلام شکست جمهوری اسلامی ایران، انجام گردد!
✍️ روایت کامل کودتای نوژه از زبان سردار محسن رضایی:
«اوائل تیرماه سال ۱۳۵۹ درخیابان ایران به دیدار رهبر انقلاب که در آن زمان نماینده حضرت امام در ارتش بودند، رفتم؛ به ایشان گفتم که اطلاعات ما، رد یک کودتا را در ارتش پیدا کرده است، جنابعالی در جریان باشید و اگر میتوانید به ما کمک کنید! آن موقع من مسئول اطلاعات سپاه پاسداران، تنها نهاد اطلاعاتی قدرتمند کشور بودم؛
ایشان فرمودند، توضیحات بیشتری بدهید و من برخی از سرنخها و اطلاعاتی که از جلسات کودتاچیان داشتیم را به ایشان گفتم! ایشان پرسیدند چه مقدار جدی است؟ من گفتم که کودتا قطعی است ولی زمان شروع و نقطه ها را هنوز کشف نکردهایم!
هر روز که میگذشت اطلاعات ما درباره کودتا کاملتر میشد، ولی از اینکه زمان شروع چگونگی آغاز آن را کشف نکرده بودیم، بسیار نگرانی داشتیم! تا بالاخره تصمیم گرفتیم که چند نفر از افراد کودتا را دستگیر کنیم، البته این کار عیب بزرگش این بود که آنها متوجه میشدند و یا اقدام به فرار میکردند و یا آنکه دست به کارهایی می زدند که آسیبهایی بزرگی را برای ایران و انقلاب در عرصه داخلی و بینالمللی بهوجود میآورد... »
✍️ انشاالله به شرط حیات و توفيق الهی، ادامه ماجرا را در روزبرگ فردا تقدیم میگردد...
روز برگ شیعه
@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «جوادالائمه (ع)»(١)
روز شنبه، ١۴٠٠/٠۴/١٩
✍️ مناسبت روز: امروز مناسبت خاصی نداریم؛ اما امشب، شب شهادت نهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، حضرت جوادالائمه (ع) است؛ لذا ضمن عرض تسلیت و تعزیت، سخن امروز را آغاز مینمائیم؛
مطالعه سیره و زندگى ائمه اطهار(ع) و توجه به تلاشهای علمى، اجتماعی و سیاسى آنان، نشان میدهد که آن بزرگواران، چشمههای جوشان معرفت و گنجینههای علوم الهى هستند که چون چراغى پرفروغ و خاموش نشدنى در وادى جهل و ظلمت، پرتوافشانى مىکنند، به طورى که در عرصه علم و دانش، تاریکى را از بین برده و در حوزه های اجتماعی و سیاسی، امید حق ستیزان را نومید میسازند!
✍️ امام جواد(ع) نیز همانند دیگر امامان معصوم داراى کمالات والای علمى و اندیشههای سیاسى در مرتبهی اعلى بودهاند که بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، در سنین کودکى، امامت و رهبرى شیعیان را به عهده گرفته و به رغم مشکلات حادّ جامعه مسلمین، نقش ویژهای در راه گسترش دانش و فرهنگ حیات بخش اسلام ایفاء نمودند؛
حضرت در دورهاى، امامت خویش را آغاز کردند که به رغم اقتدار شیعیان، عرصه سیاسى و اجتماعى جامعه، گرفتار چالشهای عمیق عقیدتى و سیاسی بود؛
دوران امامت آن حضرت با خلافت دو نفر از خلفاى مکار و ستم پیشهی عباسى (مأمون و معتصم) مقارن بود!
البته «مأمون» که از یک سو، به دلیل بدنامى و تزلزل بعد از شهادت امام رضا(ع)، و از سوی دیگر، به دلیل قدرت شیعیان در آن روزگار، تمام سعى خود را بر آرام نگه داشتن اوضاع مصروف میداشت، آن حضرت را نیز مانند پدر گرامیشان امام رضا(ع)، در قدرت سهیم نمود!
امام جواد (ع) نیز ولایتعهدى را به ناچار با همان شروط پدر، قبول کردند، مشروط بر این که هرگز در کارى دخالت نکنند! که این امر، مشروع بودن حکومت خلیفهی عباسی را با سؤال روبه رو مىکرد! و عملاً ناچار بودن امام به پذیرش ولایتعهدى را به نمایش میگذاشت؛ لذا حضرت، نقشه مأمون که درصدد کسب مشروعیّت بود را ناکام گذاشتند!
هرچند که به گواهى تاریخ، مأمون که مکّارترین و منافقترین خلفای عباسى بود، ضمن تزویج دخترش به امام جواد(ع)، براى کسب پیروزى بر اندیشههای شیعه، بسیار کوشید و با تشکیل جلسات متعدد مناظره با علماء و دانشمندان ادیان و مکاتب مختلف، سعی در شکست حضرت و در نهایت سقوط مذهب تشیّع داشت، امّا در چنین عصرى، امام جواد (ع) در سنین کودکی با اقتدار تمام، در برابر تمامی دسیسههای و مکرهاى باطل مأمون ایستادند و حقانیّت مکتب اهلبیت عصمت و طهارت (ع) را به اثبات رساندند؛
✍️ مسأله مخاطره آمیز دیگری که در این مقطع حسّاس، شیعیان را تهدید مىکرد، ایجاد مکاتب انحرافی و مخصوصاً قدرت گرفتن و پیشرفت «مذهب معتزله» بود!
آنان دستورات ومطالب دینى را به عقل خویش عرضه مینمودند و آنچه را که عقلشان صریحاً تأیید مىکرد، میپذیرفتند! و بقیهی مطالب دین را انکار مىکردند! و از آنجاکه نیل به مقام امامت در سنین خردسالى با عقل ظاهربین آنها، سازگار نبود! آن را انکار کرده و پرسشهای بسیار دشوار و پیچیدهاى را مطرح مىکردند تا به پندار خویش حضرت جواد(ع) را در میدان رقابت علمى و سیاسى شکست دهند!
امّا آن امام همام با پاسخهای قاطع و استدلالهای قوى از این سؤالات و مناظرهها، سربلند بیرون آمده و هرگونه تردید در مورد امامت خویش را از بین برده و «اصل امامت» را تثبیت نموده و اثبات کردند که برخوردارى از منصب الهى امامت با کودکی هیچ مغایرتی ندارد!
✍️ این مبحث ادامه دارد...
با ما همراه باشید 👇👇👇
روزبرگ شیعه@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز:
« #شیخ_فضلالله_نوری (ره) »
روز سهشنبه، ١۴٠٠/٠۵/١٢
✍️ مناسبت روز: امروز مناسبت خاصی نداریم؛ اما روز گذشته، سالروز شهادت عالم مجاهد شیخ فضل الله نوری (ره) بود، لذا سخن امروز را به این عالم عامل، اختصاص میدهیم؛
آیتالله فضل الله کجوری، مشهور به شیخ فضلالله نوری از مجتهدان و علمای برجسته و از پیشروان جنبش مشروطه در ایران به شمار می رود؛ شخصیت این عالم بزرگوار به گونهای بود که حتی مخالفانش نیز از او به نیکی یاد کردهاند، برای نمونه ناظمالاسلام کرمانی، روزنامهنگار و قاضی عصر مشروطه ایران، درباره او می نویسد: «وی شخص اول عالمان اسلام و از لحاظ سلوک، دارای حسن و مراتب علمیه بوده و نکات ریاست و سیاست را بهتر از دیگران شناخته بود!» (تاریخ بیداری ایرانیان، ج ۱، ص ۵۰۴)
👈 بیشک پیروزی انقلاب مشروطیت در زمان مظفرالدینشاه قاجار یکی از بزرگترین تحولات سیاسی و مذهبی تاریخ معاصر ایران است؛ در این میان، گروهی از روحانیون با طرح مسأله مشروطهی مشروعه کوشیدند، برای حفظ پیوند جامعۀ مسلمانان ایران با آیین اسلام و مقابله با نفوذ اندیشههای غربی، قرائت تازهای از اندیشۀ سیاسی تشیع دربارۀ معیارهای مشروعیت یا عدم مشروعیت نظام مشروطه ارائه دهند! شیخ فضلالله نوری (ره) یکی از برجستهترین این روحانیون محسوب میشود؛ که ابتدا با هواداری از این نهضت، بستر پیروزی آن را فراهم آورد اما پس از پی بردن به مبانی تفکر برخی از مشروطهخواهان، درصدد هماهنگ کردن قوانین مشروطه با موازین شرع مقدس برآمد، ولی در این راه با مخالفت شدید استعمارگران و غربگراها روبهرو شد و بعد از مدتی با باور به وجود تضاد بنیادین میان نظام مشروطیت ایجاد شده با مبانی اسلام، به مخالفت با آن پرداخت! البته شیخ فضل اللّه، هرگز با اصل مشروطیت، مخالفتی نداشت و بحث او در کیفیت آن بود! چنانچه در سخنان خود به این نکته تأکید کرده و گفته است: «من مخالف اساس مشروطیت نیستم! بلکه اول شخصی که طالب این اساس بود، من بودم! و فعلاً هم مخالفتی ندارم، امّا مشروطهای که قانون اساسی و قوانین داخلی مملکتی آن، مطابقت با شرع مقدس باشد!» (تاریخ پیدایش مشروطیت، ص ۱۳۹)؛ همچنین وقتی مخالفانش به او تهمت طرفداری استبداد شاهنشاهی زدند، او در پاسخ به آنها گفت: «من واللّه با مشروطه مخالفت ندارم، با اشخاص بی دین و فرقه گمراه و گمراهگر مخالفم که می خواهند به مذهب اسلام لطمه بزنند! (همان)
بنابراین شیخ فضل الله (ره) بهخاطر عدم تطبیق قوانین مشروطیت با شرع مقدس، مسیر خود را از مسیر مشروطهخواهان غربزده جدا کرد و به همین دلیل نیز با برنامهریزی و توطئهی استعمارگران، به دست همرزمان سابقش، به دار آویخته شد! لذا در حقیقت، شیخ فضل الله را باید «شهید مدافع دین و احکام اسلامی» نامید!
👈 بیشک اعدام شیخ فضل الله نوری (ره) یکی از فرازهای بسیار تلخ تاریخ معاصر ایران است که در پشت پرده آن، نفوذ و توطئه بیگانگان، کاملاً مشهود، بوده و امروزه میبایست درس عبرتی برای همهی انقلابیون و آزادیخواهان ایران اسلامی باشد! چنانچه «جلال آلاحمد» در کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران» مینویسد: «من نعش آن بزرگوار را بر سَرِ دار همچون پرچمی میدانم که به علامت استیلای غربزدگی پس از ۲۰۰ سال کشمکش، بر بام سرای این مملکت افراشته شد!»
✍️ و بالاخره سخن امروز را با کلام رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) به پایان میبریم که فرمودند: «تاریخ یک درس عبرت است برای ما؛ شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید، میبینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دست هایی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم بندی کرد... یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه؛ علمای خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه، یک دسته مخالف مشروطه... تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری در ایران برای خاطر اینکه می گفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه ای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به دار زدند و مردم هم پای [دار] او رقصیدند یا کف زدند!» (صحیفه امام؛ ج ۱۸، ص ۱۷۰ - ۱۷۱)
روزبرگ شیعه
@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «نگین پادشاهی»
روز شنبه، ١۴٠٠/٠۵/١۶
✍️ مناسبت روز: امروز مناسبت خاصی نداریم اما در چند روز گذشته، در تاریخ اسلام، اتفاقی ظاهراً کوچک، اما بسیار مهم و سرنوشت ساز افتاد، که در پی آن، آیه ۵۵ سوره مائده بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و خداوند پرده از مسئله بسیار مهم ولایت و جانشینی بعد از حضرت رسول (ص) برداشت! لذا سخن امروز را به این موضوع مهم خاتمبخشی حضرت امیر (ع) اختصاص میدهیم؛
از سدّی، اعمش، عتبة بن ابی حکیم، غالب بن عبدالله، قیس بن الربیع، عبایة بن الربعی، ابن عباس، ابوذر، انس، عمار، عبدالله بن سلام، جابر بن عبد الله انصاری و... چنین روایت گردیده که:
«روزی گدایی به مسجد پیامبر آمد و از مردم تقاضای کمک کرد، امّا هر چه درخواست کرد، کسی به او کمکی نکرد! او که از کمک مردم مایوس گشته بود، رو به سوی آسمان کرد و اظهار داشت: خدایا! من به مسجد پیامبرت آمدم و از مردم تقاضای کمک کردم، امّا کسی به من کمک نکرد! در این حال، امیرمؤمنان (ع) که در حال رکوع بودند به دست خود اشاره نمودند! او نیز به طرف ایشان رفته و انگشتری حضرت را از دستشان بیرون آورد و (و با خوشحالی) از مسجد خارج شد...» (مجمع البیان، ج ٣، ص ٣٢۵ و تفسیر المیزان، ج ۶، ص ٢٣)
ادامه این ماجرا را امام محمد باقر (ع) چنین روایت کردهاند: «گروهی از یهودیان، از جمله عبداللَّه بن سلام، أسید بن ثَعلَبَه، ابنُ یامین و ابنُ صُوریا که مسلمان شده بودند به خدمت پیامبر (ص) آمدند و عرضه داشتند: ای رسول خدا! حضرت موسی (ع)، یوشع بن نون را وصی خود قرار داد! پس وصی و جانشین شما کیست؟
در این هنگام، آیه ۵۵ سوره مائده نازل شد: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ»: «ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند، همان کسانی که نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع، زکات می دهند!»
پس با دستور پیامبر (ص) همه از جای برخاسته، و به همراه حضرت به مسجد رفتند؛ سائلی را دیدند (که با خوشحالی) از درب مسجد در حال خارج شدن بود! پس پیامبر (ص) به وی فرمودند: ای سائل! کسی چیزی به تو در مسجد نداد؟ او انگشتری امیرالمؤمنین (ع) را نشان داد و گفت: آن مردی که در حال نماز است، این انگشتری را به من داد! آن حضرت فرمودند: وقتی این انگشتر را به تو داد، در چه حالتی بود؟ مرد گدا گفت: در حال رکوع! این جا بود که پیامبر خدا تکبیر گفتند! و مسلمانان حاضر در مسجد نیز با شنیدن تکبیر حضرت، تکبیر گفتند! و در این هنگام، پیامبر فرمودند: «ای مردم، بدانید که پس از من، علیبنابیطالب (ع) ولی شما است!» و آنان نیز در پاسخ گفتند: ما نیز خدا را به عنوان پروردگار، اسلام را به عنوان دین، شما را به عنوان پیامبر خدا و علی (ع) را به عنوان ولی و جانشین شما قبول کردیم!» (تفسیر نورالثقلین، ج ١، ص ۶۴٧؛ و الدرالثمین، ص ١٧؛ و شیخ صدوق، الأمالی، ص ١٢۴؛ و ...)
ابن شهر آشوب نقل میکند: که در این هنگام، خداوند متعال نزد فرشتگان، به حضرت علی (ع)، فخر و مباهات کرد و فرمود: «فرشتگانم! آیا به بندهام نگاه نمیکنید که چگونه بدنش در عبادت و قلبش در اختیار من میباشد و در همان حال، برای خشنودی من با مال خود انفاق میکند و صدقه میدهد؟ شما را شاهد میگیرم که من از او و فرزندانش راضی هستم!» (مناقب ابن شهر آشوب، ج٣، ص۴)
✍️ در پایان لازم به ذکر است که تقریباً تمام مفسران شیعه و سنی بر این موضوع تأکید کردهاند که تنها کسی که انگشتر خود را در حال رکوع به سائل داده، حضرت علی (ع) است! چنانچه ابن شهرآشوب در مناقب خود به تعدادی از آنها اشاره مینماید؛ از جمله: «ثعلبی، ماوردی، قشیری، قزوینی، رازی، نیشابوری، فلکی و طبری» و همچنین ابن البیع در کتاب معرفة اصول الحدیث، سمعانی در فضائل الصحابه، سلمان بن احمد در معجم اوسط، ابوبکر بیهقی در مصنف و نظری در خصائص به این موضوع اشاره نمودهاند! (مناقب ابن شهر آشوب، ج ٣، ص ٣)
روز برگ شیعه
@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «تقدیر الهی و شیوع کرونا در جلسات حسینی؟!»
روز پنجشنبه، ١۴٠٠/٠۵/٢١
مناسبت روز: امروز سومین روز ماه حزن و اندوه است و مورخین آوردهاند که در این روز، امام حسین (ع) و اهلبیت ایشان در کربلا مستقر شدند و عمربن سعد (لعنتالله عليه) با لشگری (چهار، شش یا نه هزار نفری)، وارد صحرای کربلا شد و باعث رعب و وحشت کودکان و زنان گردید! لذا سخن امروز را با لعن و نفرین به تمامی کسانی که با حضور خود در کربلا ولو بهصورت سیاهیلشگر، باعث رعب و وحشت کودکان شدند و با نام و یاد سه سالهی امام حسین (ع)، حضرت رقیه خاتون (س) که طبق سنت علماء، مجالس روز سوم محرم به ایشان تعلق دارد، آغاز مینمائیم؛
اما صبح دیروز، رهبر معظم انقلاب در سخنان تلویزیونی خود، درباره وضعیت خاص فعلی و طغیان بیماری کرونا، سخن گفتند و ضمن اینکه مجالس عزای حضرت سیدالشهداء (ع) را مایه برکت و جلب رحمت الهی دانسته، افزودند: «ملت و کشور ما، به این مجالس با برکت احتیاج دارد، اما در برگزاری آنها باید شیوهنامههای بهداشتی با کمال دقت و شدت مراعات شود!» و سپس به برگزارکنندگان و عموم شرکتکنندگان در این مجالس فرمودند: «نگذارید مجالس حسینی، موجب شیوع بیماری و مایهی طعنه مخالفان و دشمنان شود!»
✍️ اما ممکن است در این میان، سؤالی برای برخی از مؤمنین مطرح گردد که:
❓مگر ما اعتقاد نداریم که حتی برگی از درخت، بدونِ اذن خداوند نمیافتد و هرگز بدون اذن او، هیچ آسیبی و مرضی به ما نمیرسد! و همچنین مگر نمیگوییم که مجالس حسینی مایه برکت و جلب رحمت الهی هستند؛ پس این همه توصیه برای رعایت فاصله گذاری و دستورالعملهای بهداشتی در جلسات عزاداری و حتی تذکر به برخی از صاحبان مجالس در این ایام برای چیست؟
✅ در پاسخ به این سؤال، ابتدا باید اذعان نماییم که در اینکه خداوند بر همهی عالَم اِحاطه دارد و هیچ امری بدون اذن و اراده او محقق نمیشود، هیچگونه شک و شبههای وجود ندارد! زیرا خداوند در آیه ٢٩ سوره تکویر، هرگونه اراده و خواستِ بَشر را به خود نسبت داده و می فرماید: «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ...»: «شما نمىخواهيد جز آنچه خداوند بخواهد!» و همچنین در آیه ۵١ سوره توبه میفرماید: «قُل لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا...»: «بگو: هرگز جز آنچه خداوند براى ما مقرّر كرده است، به ما نخواهد رسيد»؛ پس بدیهی است هیچ امری در جهان، بدون اذن و اراده خدای سبحان، صورت نمیگیرد!
✍️ اما در این میان، باید به دو نکته مهم توجه نمود:
1️⃣ نکتهی اول اینکه خداوند متعال اراده نموده که انسان، مُختار باشد و تمامی امور را با اختیار خود انجام دهد؛ پس مَحال است، افعال ارادی انسان بدون اختیار خود او، تحقّق یابند! لذا خداوند، تقدیر آدمی را بر اساس مقتضيات و اعمال خود او، رقم میزند و تقدیرات الهی هرگز در مقابل اختیار انسان قرار نمیگیرد!
پس انسان نباید عملی را اختیار نماید که باعث ضرر به خود و دیگران شود! همانطور که خداوند در آیه ١٩۵ سوره بقره تذکر میدهد: «وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ...»: «خود را به دست خود به هلاكت نياندازيد...»
2️⃣ نکتهی دوم اینکه خداوند در دنیا اراده کرده است که تمامی امور از طریق اسباب و علل طبیعی و دنیوی محقق شوند! و حتی این موضوع در رابطه با اولیاء و انبیاء (ع) نیز صادق است! همانطور که پیامبر اکرم (ص) طبق آیه ١١٠ سوره کهف در رابطه با بُعدِ جسمانی خود فرمودند: «أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ»: «من بشرى همچون شمايم»؛ لذا حتی اولیای الهی نیز در معرض بلایا و مریضی ها قرار دارند! همانطور که در روایات به بلاها و بیماری حضرت ایوب(ع)، بیماری حضرت سجاد(ع) در کربلا، چِشم دردِ امیرالمؤمنین (ع) در جنگ خیبر و همچنین شهادت ائمهاطهار (ع) از طریق خوردن انگور سمی و یا شمشیر زهرآلود، اشاره شده است!
بنابراین همانطور که در دنیا، خاصیت سم و زهر، حتی برای حضرات معصومین (ع)، کُشندگی است، خاصیت ویروس و میکروب نیز مریضی است! لذا هیچ گونه تناقضی بین رعایت دقیق مسائل بهداشتی در جلسات حسینی با برکت این جلسات و توکل به خداوند و همچنین تقدیر الهی، وجود ندارد!
✍️ لذا بدیهی است که همانطور که رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام تقلید تأکید فرمودهاند، اگر صاحب مجلسی و یا شرکت کنندهای، دستورالعملهای بهداشتی را رعایت ننماید و باعث مریضی خود یا دیگران شود، شرعاً ضامن و مسئول خواهد بود! و حتی برخی از مراجع، فرمودهاند که اگر این مریضی باعث مرگِ شخصی گردد، آن فرد، قاتل است و پرداخت «دیه» بر او واجب میشود!
در پایان سخن امروز به داشتن چنین رهبر حکیم و فرزانهای به خود مباهات نموده و برای طول عمر ایشان دعا مینمائیم.
روزبرگ شیعه@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «يزيد، جرثومه فساد»
روز پنجشنبه، ١۴٠٠/٠٧/٢٩
✍️ مناسبت روز: ١۴ ربیعالاول، سالروز به درک واصل شدن یَزید بن معاویة بن ابیسفیان، دومین حاکم اُمَوی است که به دستور وی، امام حسین(ع) و یاران فداکارشان در کربلا به شهادت رسیدند؛ او سه سال و هشت ماه بر مسلمانان حکومت کرد و در این مدت کوتاه، دست به سه جنایت بزرگ زد: در سال ۶۱ قمری، واقعه کربلا و شهادت امام حسین (ع) و سپس اسارت اهلبیت پیامبر (ص) را رقم زد؛ در سال ۶۳ قمری به مدینه حمله کرد و در واقعه «حره»، هزاران نفر از صحابه و حافظان قرآن را به خاک و خون کشید؛ و در سال ۶۴ قمری برای سرکوب کردن عبدالله بن زبیر، به مکه حمله کرد و کعبه را با مَنجَنیق به آتش کشید!
بر اساس منابع تاریخی، یزید درسال ۲۶ هجری قمری به دنیا آمد؛ پدرش معاویه فرزند ابوسفیان و مادرش «میسون» دختر «بحدل کلبی» بود که پس از جدایی از معاویه، به صحرا بازگشت و یزید، کودکی خود را در قبیله میسون و در کنار مادرش گذراند و از آنجا که مردمان آن قبیله از قبایل حُوّارین و اهل فصاحت و شعر عربی بودند، یزید تحت تأثیر آنان سخنپرداز و شاعر شد! [طقوش، دولت امویان، ص۶۱]
معاویه به همراه پدرش ابوسفیان، مادرش هند جگرخوار و عده دیگری از بنیامیه، پس از فتح مکه، به ظاهر ایمان آوردند و پیامبر(ص) آنان را «طُلَقاء» (اسیران آزادشده) خطاب نموده و از مجازات، عفوشان کردند؛ [تاریخ الأمم والملوک، ج۳، ص۶۱] لذا حضرت زینب (س) پس از شهادت امام حسین (ع)، در خطبه تاریخی خود، یزید را مسلمان ندانسته و او را فرزند طلقاء نامیدند! [اللهوف، ص۱۸۲]
یزید با عهدشکنی و دسیسه معاویه، پس از مرگ او بر جایگاه خلافت تکیه زد و در مدت سه سال و چند ماه در مقام حاکم بر مسلمین، مفاسد بسیاری را به منصهی ظهور گذاشت! بهصورتی که «بلاذری» او را نخستین خلیفهای میداند که آشکارا شراب مینوشید و از سرگرم شدن به آواز زنان خواننده و شکار ابایی نداشت! غلامان بسیاری را به خدمت گرفته بود و برای خوشگذرانی با میمونها بازی میکرد و سگها و خروسها را به جنگ همدیگر میانداخت؛ همدم او میمونی بود که او را «اباقیس» مینامید و به او شراب مینوشاند و با او تفریح میکرد! [انساب الاشراف، ج۵، ص۲۸۶] همچنین مورخین شیعه و سنی نوشتهاند که یزید از قتل و خونریزی هیچ ابایی نداشت! چنانچه «ابن جوزى» درباره او میگوید: «چگونه قضاوت مىکنید درباره فردی که سه سال حکومت کرد، در سال اول حضرت حسين (ع) را کُشت؛ در سال دوم، مردم مدینه را دچار وحشت ساخت و خون آنها را براى لشکریان خود مباح گرداند و در سال سوم، خانه خدا را با منجنیق سنگباران کرد و ویران ساخت!» [ تذکرة الخواص، ص۱۶۴]
✍️ جنایات عدیده یزید، بهويژه در واقعه عاشورا، او را به یکی از منفورترین شخصیتهای تاریخ تبدیل نموده، به صورتی که اکثر مسلمانان، یزید را مستحق لعن دانسته و شیعیان، بیزاری جستن از او را از ضروریات مکتب خود میدانند! [صدوق، اعتقادات، ص۱۷۸]
همچنین روایات متعددی از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در منابع روایی شیعه، در لعن یزید و قاتلان امام حسین (ع) نقل شده و در زیارت عاشورا نیز با عبارتِ «اللهُمَّ الْعَنْ یزِیدَ خَامِساً...» به لعن يزيد تصریح شده است؛
بسیاری از علماء و بزرگان اهل سنت نیز، همانند «احمد بن حنبل»، «ذهبی»، «ابن عماد حنبلی»، «ابنجوزی» و «ابنخلدون» معتقد به لعن یزید بودهاند تا جایی که «ابن خلدون» میگوید: «امت اسلام بر فسق یزید اجماع دارند!» و «ابنجوزی» دیگر عالم اهل سنت، در کتاب «الرد علی المتعصب العنید المانع من ذم یزید» به دلایل لعن یزید پرداخته و میگوید: «یزید علاوه بر اینکه احترام حرم پیامبر (ص) (مدینه) را شکست، برخلاف سفارشات پیامبر(ص)، حضرت حسین (ع) را شهید کرد و پس از آن، به سرِ بریده ایشان و خاندان حضرت بیاحترامی نمود! (پژوهشی سزا در بایدها و نبایدهای ناسزا، ص۹۰-۹۱)
✍️ و بالاخره یزید پس از عمری میگساری و جنایت در ۱۴ ربیعالاول سال ۶۴ قمری در ۳۸ سالگی (به روایتی) به سبب مستی بیش از حد و افتادن از اسب به درک اسفل واصل شد! [انساب الأشراف، ج۵، ص۲۸۷]
«الا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون»
مسجد اعظم@naeinebasir
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «امیرکبیر ایران»
روز دوشنبه، ١۴٠٠/١٠/٢٠
مناسبت روز: امروز سالروز شهادت بزرگمرد تاریخ معاصر ایران، میرزا محمدتقیخان فراهانی معروف به «امیرکبیر»، به فرمان ناصرالدینشاه در سال ١٣٢٠ است که نام او، یادآور عزت و پیشرفت ایران، و لیاقت و شایستگی ایرانی است؛ و عزل و شهادت او، یادآور بیکفایتی و خیانت و سرسپردگی شاهان قاجار است! لذا سخن امروز را با سلام و صلوات به روح بلند امیرکبیر ایران، آغاز مینمائیم؛
میرزا تقی خان امیرکبیر، از بزرگترین رجال سیاسی ایران است که در سال ١١٨۵ شمسی در خانوادهای از طبقات پایین جامعه متولد شد؛ پدرش آشپزِ قائم مقام فراهانی بود و این مسأله باعث شد که دوران کودکی تا جوانی او، زیر نظر و تربیت قائم مقام سپری شود و با اثبات استحقاق و شایستگیهای خود، ابتدا بهعنوان منشی رسمی قائم مقام، و سپس مسئولیت «وزیر نظام» را برعهده گرفت؛
دینداری و تعهد، منش اخلاقی و رفتاری، حُسن سلوک و استعداد و آشنایی کامل امیرکبیر به آداب حکومتی به سرعت باعث ترقی او در نظام دیوانی کشور شد تا آنکه پس از مرگ محمد شاه قاجار، با تدبیر و تمهید ویژه وی، مقدمات سلطنت ناصرالدین شاه مهیا گردید! و او نیز پس از ورود به تهران و نشستن بر تخت سلطنت، میرزا تقی خان را به مقام صدارت عُظمی منصوب نمود؛
امیرکبیر در دورانی حکومت را بهدست گرفت که بهعلت بیکفایتی شاهان قاجار و خیانت دولتمردان خودفروخته به بیگانگان و دول خارجی، خزانه ایران، خالی و سازمان کشور کاملاً از هم گسیخته بود!
او در اولین گام به تصفیه دولت فاسد پرداخت و برای تصدی مشاغل حساس، شایسته ترین افراد را انتخاب نمود؛ سپس به اصلاح قُشون و ارتش ایران همت گمارد؛
یکی دیگر از اقدامات امیرکبیر، ايجاد نظم و امنیت در جامعه بود؛ او شرابخواری و مستی را ممنوع و رسم قمهبستن و قمهکشی را برانداخت و با تأسيس «اداره آگاهی» دزدی و هرزگی و شرارت را درجامعه به حداقل رسانيد و پس از سالها «امنیت» را در ایران برقرار ساخت؛
امیرکبیر، رسمِ رشوهگیری که در آن زمان، مرسوم بود را نیز برانداخت و برای بسط و گسترش عدالت در جامعه، محاکم قضایی را به علمای دینیِ صالح سپرد؛
همچنین امور مالیه کشور را سروسامان داد و با شجاعت، حقوق بسياری از درباريان را محدود و حتی برای شاه ایران نيز «حقوق معلوم» مقرر نمود!
امیرکبیر با نوآوری در عرصه اجتماعی و سیاسی، نهضت علم و دانش در ایران برپا کرد و مدرسه «دارالفنون» را بهعنوان اولین مدرسه جدید ایران در رشتههای مهندسی، تاکتیک نظامی، سواره نظام، معدن شناسی، طب، دواسازی و... تأسیس نمود؛
ترجمه و انتشار كتب و ایجاد روزنامه «وقایع اتفاقیه» نیز از دیگر اقدامات وی، برای افزایش اطلاعات و آگاهی جامعه ایران بود؛
او برای خودکفایی و رونق کشاورزی و صنعت نیز قیام کرد و ضمن ایجاد چند سدّ بزرگ و کمک به کشاورزان، با ايجاد کارخانههای پارچه بافی، تولید شکر، چينی و بلورسازی، کاغذ سازی، چدن ريزی و دیگر صنایع فلزی و انتقال این فنون به ایرانیان، گام بلندی در «تولید ملی» و عدم وابستگی به بیگانگان برداشت؛
اميركبير كه خود فردی مذهبی و پیرو مکتب اهلبیت (ع) بود در ترویج این مکتب الهی و ارتقاء شأن و منزلت علماء و روحانيون بسیار كوشيد و نقش برجستهای نیز در سركوب فرقههای انحرافی، از جمله فتنه بابيه داشت؛
میرزا تقیخان در امور سیاسی و روابط خارجی نیز، تدبیر و اقتدار را جایگزین روابط ذلیلانه ایران نمود! او حامی استقلال ملی ایران بود و در برابر دشمنان و مجريانِ سياست استعماری آنها، يك تنه ایستاد و پوزه استكبار و عُمّال داخليش را به خاك ماليد! و بالاخره با توطئه آنها و بیکفایتی شاه، به شهادت رسید؛
✍️ آنچه گذشت تنها بخشی از خدمات ارزشمند امیرِ کبیر ایران بود که با سن کمتر از ۴۵ سال و تنها در دوران سه سال و دو ماههی صدارت، آنهم با خزانه خالی و وضعیت بسیار نابسامان ایران، انجام شده و این موضوع درسی بزرگ برای دولتمردان ایران اسلامی است که دوران دولت چهارساله و یا هشت ساله خود را برای ایجاد تحول و خدمتگزاری، اندک میپندارند! چنانچه رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس در تاریخ ١٣٨٣/٠٣/٢٧ فرمودند: «یکی از نامهای دارای افتخار در تاریخ ما امیرکبیر است؛ امیرکبیر در کشور ما (تنها) سه سال در رأس دولت بوده است؛ معلوم میشود سه سال وقت خیلی زیادی است! همه کارهایی که امیرکبیر انجام داده و همه خاطرات خوبی که تاریخ و ملت ما از این شخصیت دارد، محصول سه سال است! بنابراین چهار سال، وقت کمی نیست! وقت خیلی زیادی است! به شرط این که از همه این وقت به نحو درست استفاده شود...»
📚 برداشتی از کتاب «امیر کبیر» نوشته دکتر علیاکبر ولایتی
روزبرگ شیعه@naeinebasir
1.41M
✅ #روزبرگ_شیعه
🎧 پادکست
مناسبت: سالروز شهادت میرزا تقی خان امیرکبیر (ره)
موضوع امروز: «امیرکبیر ایران»
روز دوشنبه، ١۴٠٠/١٠/٢٠
@naeinebasirروز برگ شیعه
✅ #روزبرگ_شیعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم
موضوع امروز: «فقیه پارسا و مجاهد»
روز پنجشنبه، ١۴٠٠/١١/٠٧
مناسبت روز: امروز ٢۴ جمادی الثانی، سالروز رحلت فقیه پارسا و مجاهد حضرت آیتالله العظمی سید محمدرضا موسوی گلپایگانی (ره) از مراجع بزرگ شیعه در جهان معاصر است که علاوه بر فعالیتهای بیبدیل در عرصه علوم و فرهنگ اسلامی و تربیت عالمان بزرگ، خدمات ارزشمندی در عرصههای اجتماعی و سیاسی نموده و با همراهی امام امت، نقش به سزایی در روشنگری جامعه و پیروزی انقلاب اسلامی داشتهاند، لذا سخن امروز را با سلام و صلوات به روح مقدس این عالم ربانی آغاز مینمائیم؛
سید محمدرضا گلپایگانی در هشتم ماه ذیالقعده ۱۳۱۶ قمری در گلپایگان، پا به عرصه وجود نهاد؛ پدرش آقا سید محمدباقر، عالمی معروف به زهد و تقوا، و کوشا در امر به معروف و نهی از منکر بود که هم اینک مرقد ایشان مورد احترام و زیارت مردم است؛
سید محمدرضا در سه سالگی، مادر، و در نه سالگی پدر گرامیش را از دست داد و دوران کودکی را با یتیمی و مشکلات و سختیهای فراوان سپری کرد؛
او تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانه گذراند و در نوجوانی به شوق تحصیل علوم اسلامی، زانوی ادب نزد اساتیدی همچون آیت الله محمدتقی گوگدی (ره) و آیت الله سید محمدحسن خوانساری (ره) زد؛
وی با سعی و تلاش و هوش سرشار، در نوزده سالگی، شایستگی حضور در درس خارج فقه و اصول حضرت آیتالله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی (ره) در اراک را پیدا کرد و سپس با تأسیس حوزه علمیه قم همراه با آیتالله مؤسس به شهر مقدس قم هجرت نموده و از محضر بزرگانی همچون حضرات آیات عظام میرزای نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی، آیتالله بروجردی، آقا ضیاء عراقی بهرهها برد و موفق به اجازه اجتهاد از حضرت آیت الله العظمی حائری یزدی و اجازه نقل روایت از مرحوم شیخ عباس قمی و آقا شیخ محمدرضا اصفهانی شد؛
آیتالله العظمی گلپایگانی در طول بیش از هفتاد سال تعلیم و تعلم دانش اهلبیت عصمت و طهارت (ع)، و تألیف و تصنیف دهها اثر ارزشمند، نسبت به تربیت صدها تن از ستارگان درخشان آسمان علم و اندیشه همت گمارد که از مشهورترین آنها میتوان به بزرگانی چون حضرات آیات مرتضی مطهری، سید محمدعلی قاضی طباطبایی، سید اسدالله مدنی، محمد مفتح، سید محمد بهشتی، ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، لطف الله صافی گلپایگانی، حسن حسن زاده آملی، رضا استادی، احمد جنتی و مرتضی حائری یزدی اشاره نمود؛
این فقیه مجاهد از بدو حرکت شجاعانه روحانیت به رهبری امام خمینی (ره)، به مبارزات پیگیر و بیامان با استبداد پرداخت و نخستین اعلامیه اعتراض به لایحه ننگین «انجمنهای ایالتی و ولایتی» در مهرماه ۱۳۴۱ شمسی از سوی ایشان صادر شد و به دنبال آن، همواره پشتیبان و یار امام راحل و یاور مردم مظلوم ایران تا سقوط رژیم منحوس پهلوی بود؛ چنانچه امام امت فرموده بودند: «آقای گلپایگانی عِزّ اسلام است و نقش بسیار زیادی در پیشبرد مبارزات ملت مسلمان دارند!»
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ایشان در جهت تأیید کامل مواضع حضرت امام و تقویت موقعیت ایشان به عنوان ولی فقیه و رهبر نظام اسلامی نقش بهسزایی داشته و تمامی مساعی خویش را برای تقویت نظام اسلامی و پیشبرد اهداف انقلاب به کار برد؛
این مرجع بزرگ جهان تشیع با وجود اشتغالات علمی فراوان، همواره در کنار مردم و یاور مستضعفان بود و نسبت به بنیان نهادن دهها مؤسسه عامالمنفعه همچون مسجد، مدرسه، کتابخانه، بیمارستان و مؤسسات خیریه در کشور و جهان همت گمارد؛
زهد و بی اعتنایی به جلوههای دنیا، تواضع، بهرهوری از فرصتها، تجلیل از مقام فقها و مراجع معاصر، تشویق عالمان و نویسندگان، اهتمام بسیار به حفظ و قرائت قرآن، و عشق به ساحت مقدس ائمه اطهار (ع)، بخشی از ویژگیهای اخلاقی این فقیه پارسا است؛ که بالاخره پس از ۹۶ سال عمر بابرکت در ۲۴ جمادی الثانی ۱۴۱۴ قمری، دار فانی را وداع گفت و پس از تشییع باشکوه در تهران و قم، در مسجد بالا سر در مرقد مطهر حضرت معصومه (س)، آرام گرفت؛
رهبر فرزانه انقلاب پس از رحلت این عالم عامل، در پیامی ایشان را «عالم بزرگ، فقیه نامآور، مرجع تقلید عظیمالشأن، عبدصالح و تقى نقى زکى» نامیده و فرمودند: «این شخصیت والاى علمى کهنسال در میان مراجع عظام تقلید، یکى از موفقترین و سعادتمندترینها بودند... اولین مدرسه علوم دینى به سبک جدید را ایشان در قم تأسیس کردند؛ اولین مؤسّسه بزرگ قرآنى را ایشان در قم بنیان نهادند؛ اولین فهرست بزرگ فقهى و حدیثى با استفاده از دانش و اختراعات جدید بشرى را ایشان پدید آوردند؛ صدها مدرسه، مسجد و مؤسّسه تبلیغ دین را در سراسر کشور و در کشورهاى دیگر بنیان کردند...»
✍️ روحش شاد، یادش گرامی نامش جاودان و راهش همواره پررهرو باد.
روزبرگ شیعه@naeinebasir