http://eitaa.com/shahidnajifanoos
⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂
#سرزمین_قلبت
_آقاجون حنانه اومد؟
_آره باباجان توی اتاقشه فقط یالله بگوداری میری....
سری تکان دادم....درزدماگرحنانه میفهمیدمنم که دررابازنکرده میبندد....
فکری به سرمزد....
شال گردنمرادورچشمانم پیچیدموبدون درزدن واردشدم....
حنانه آمدجیغ بکشدکه دیدچشمانم بستس
_بروبیروووون
_نمیییرم بایدحرف بزنیم....
_برویه چیزی سرکنم بیاتو...
_نوچ بچه زرنگی؟؟؟چشمام بستس
نالید
_حسیین
ته دلم خالی شد....سرمپائین بودم واوصورتم رانمیدید....
لب زدم"جانم"وبلندترگفتم
_بله؟
_لطفابروبیرون میزارم بیای تو....
_دروغگودشمن خدا؟
_دروغگودشمن خدا!
رفتم بیرون وشال گردن رابازکردم......سرمرابالاآوردم آقاجون روبه رویمبود....
لبخندی برلبانش بودکه تاعمق مغزوتنوجانم نفوذکرد....
_میبینم یالله نگفتی وروش های کابردی استفاده کردی!
_قهره باهام...
وپشت حرفم نفس عمیقی کشیدم....
دستش روی شانه ام نشست که صدای حنانه ازتوی اتاق بلتدشد
_زهی خیال باطل!وایساتادروبازکنم
_دروغگودشمن خدابود....
_محض اطلاعاتت چشمات بسته بودمن انگشتاموقفل کردم
_خیلی نامردی
_نمردیمومعنی نامردی روهم فهمیدیم
جواب ندادم آقاجون به هردومون میخندید...
دستم راگرفت وسمت اتاقش برد...
#میخوایبدونیبقیشچیمیشه؟یهرمانباحالکهتاحالامثلشنبووووووده
᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣᪣
http://eitaa.com/shahidnajifanoos
16.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+خودتومعرفی کن!
_گناهکاری که....💔🖐🏻🥀
#کلیپامامزمانی
#سرزمین_قلبت