eitaa logo
نهج البلاغه و زندگی
4هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
14هزار ویدیو
412 فایل
💌اجتماعی که علی (علیه السلام) را کنار گذاشت، علی (علیه السلام) را از علی(علیه السلام)بودن منع نکرد، بلکه خود را از علی(علیه السلام) داشتن محروم کرد. اینجا کلاسی است برای مرور تفکرات امیرالمومنین (علیه السلام) باشد که مقبول حضرتش افتد. ساجدی نسب
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  عمار نیوز ... 📢
🔴نمایی از داخل مکانی که از سوراخ های دیوار آن به زائران ارز می دهند قرار بود هسته ای ایران تعطیل بشود تا پاسپورت ایرانی عزت پیدا کند ، حالا نتیجه اش شده این... @ammar_newsir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💙🍃 🍃🍁 📌محاسبات نجومی شنبه 🍃🌺 ✴️ شنبه 👈 پنجم آبان ماه ۹۷ 👈 ۲۷ اکتبر ۲۰۱۸ 👈 ۱۷ ماه صفر ۱۴۴۰ 🌓 این شنبه قمر در برج جوزا واقع است. ✅ این روز ، روز مناسبی برای امور زیر است: 🔘 انجام امور هم 🔘 مسافرت 🔘 خرید و فروش 🔘 کشاورزی 🔘 امور خیریه ❤️ برای مباشرت در این شنبه شب دستور خاصی وارد نشده است. ⚫️ طبق روایات، اصلاح مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ، میانه است. 🔴 خون دادن یا حجامت در این روز ماه قمری، موجب سلامت بدن، دفع ضعف بدن و رفع مشکل خون است. ⚪️ این شنبه برای نوره کشیدن (رفع موهای بدن با نوره) روز مناسبی است. 👈بطور کلی نیمه دوم ماه (۱۵ روز دوم) چون جرم ماه در حال کوچک شدن است برای نوره کشیدن مناسب است. 👈اما از فواید نوره: موجب تقویت قوای جنسی میشود. همچنین غلبه ی سودا را نیز درمان می کند. 🔵 شنبه برای گرفتن ناخن، روز مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بیماری در انگشتان دست گردد. 👕 شنبه برای بریدن، دوختن، خریدن و پوشیدن لباس نو روز مناسبی نیست . طبق روایات آن لباس تا زمانی که بر تن آن شخص باشد موجب مریضی و بیماری اوست. ✴️️ وقت استخاره در روز شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۰ و بعداز اذان ظهر تا ساعت ۱۶ عصر. ❇️️ ذکر روز شنبه : یارب العالمین ۱۰۰ مرتبه ✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۰۶۰ مرتبه یاغنی که موجب غنی و بی نیاز شدن میگردد . 💠 ️روز شنبه طبق روایات متعلق است به (ص). سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. 🌸ززندگیتون شاد🌸 📚 منابع مطالب ما: 📔حلیة المتقین 🗓 مجموعه تقویم های نجومی معتبر 📖 مفاتیح الجنان 🗒تقویم جامع رضوی 📗 بحارالانوار و...  
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نهج البلاغه ۲۲۹- وَ قَالَ ( عليه السلام ) : كَفَي بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِيماً وَ سُئِلَ ( عليه السلام ) عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَي فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً فَقَالَ هِيَ الْقَنَاعَةُ
نهج البلاغه و درود خدا بر او فرمود: آدمي را قناعت براي دولتمندي، و خوش خلقي براي فراواني نعمتها كافي است. و سوال شد از كلام خداوند " فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً " فرمودند:آن زندگي با قناعت است.
نهج البلاغه Amir al-Mu'minin, peace be upon him, said : Contentment is as good as estate, and goodness of moral character is as good as a blessing. Amir al-Mu'minin, peace be upon him, was asked about Allah's saying : (Whosoever did good, whether male or female, and he be a believer , then) ; We will certainly make him live a life good and pure (and certainly We will give them their return with the best of what they were doing), (Qur'an, 16:97)when he said : that means contentment.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شرح و تفسير حيات طيّبه امام(عليه السلام) در اين كلام نورانى به اهميت قناعت و حُسن خلق اشاره مى كند، مى فرمايد: «مُلك قناعت براى انسان كافى است و حُسن خلق به عنوان نعمت»; (كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً، وَبِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِيماً). سپس مرحوم سيد رضى مى افزايد: «از امام(عليه السلام)از تفسير آيه (فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً) سؤال كردند فرمود: «منظور از حيات طيبه قناعت است»; (وَسُئِلَ(عليه السلام) عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً فَقَالَ هِيَ الْقَنَاعَةُ). امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به دو نكته مهم به زبان كنايه اشاره كرده است: نخست مُلك قناعت را براى انسان كافى مى داند، زيرا كسى كه به حد اقل زندگى قانع شود نه نيازى به خلق روزگار دارد و نه محتاج به حاجت بردن نزد اين و آن، آرامشى بر وجود او حكمفرماست و لذتى را كه او از زندگى توأم با قناعت خود مى برد هيچ سلطانى از مملكت وسيع و گسترده خود نخواهد برد و به گفته شاعر: مُلك آزادگى و گنج قناعت گنجى است *** كه به شمشير ميسر نشود سلطان را تعبير به «مُلك» (مملكت و كشور) اشاره به اهميت فوق العاده قناعت است كه گويى زندگى قانعانه معادل حكمرانى بر كشورى پهناور است. همين معنا در ذيل گفتار حكيمانه ۵۷ به تعبير ديگرى گذشت، آنجا كه فرمود: «الْقَنَاعَةُ مَالٌ لاَ يَنْفَدُ; قناعت مالى است كه پايان نمى پذيرد» در خطبه قاصعه و موارد ديگر نيز كلامى از امام(عليه السلام)در فضيلت قناعت ذكر شده است. در حديث پرمعنايى از امام صادق(عليه السلام) در كتاب كافى آمده است: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَصَّ الاَْنْبِيَاءَ بِمَكَارِمِ الاَْخْلاَقِ فَمَنْ كَانَتْ فِيهِ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى ذَلِكَ وَمَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ فَلْيَتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَلْيَسْأَلْهُ إِيَّاهَا; خداى متعال پيامبر خود را به فضايل اخلاقى اختصاص داده است. كسى كه آن فضايل را داشته باشد خدا را به سبب آن شكر گويد و كسى كه نداشته باشد از پيشگاه خداوند متعال آن را تقاضا كند». راوى مى گويد: از امام(عليه السلام) پرسيدم آن فضايل اخلاقى چيست؟ امام(عليه السلام)فرمود: «الْوَرَعُ وَالْقَنَاعَةُ وَالصَّبْرُ وَالشُّكْرُ وَالْحِلْمُ وَالْحَيَاءُ وَالسَّخَاءُ وَالشَّجَاعَةُ وَالْغَيْرَةُ وَالْبِرُّ وَصِدْقُ الْحَدِيثِ وَأَدَاءُ الاَْمَانَةِ; تقوا و قناعت و صبر و شكيبايى و شكر و بردبارى و حيا و سخاوت و شجاعت و غيرت و نيكوكارى و راستگويى و اداى امانت. (كه مجموعا دوازده صفت برجسته مى شود)». در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «مَنْ قَنَعَ بِما رَزَقَهُ اللهُ فَهُوَ مِنْ أغْنَى النّاسِ; كسى كه به آنچه خدا به او روزى داده قانع باشد از غنى ترين مردم است». سعدى گويا از همين احاديث بهره گرفته كه در گلستان خود از سائلى چنين نقل مى كند كه خطاب به گروهى از ثروتمندان چنين مى گفت: اى خداوندان نعمت! اگر شما را انصاف بودى و ما را قناعت رسم سؤال از جهان برخواستى. اى قناعت توانگرم گردان *** كه براى تو هيچ نعمت نيست گنج صبر اختيار لقمان است *** هر كه را صبر نيست حكمت نيست در تفسير «قناعت» تعبيرات مختلفى در منابع لغت و تعبيرات بزرگان آمده كه تضادى با هم ندارند: بعضى قناعت را به معناى رضايت به آنچه خدا به انسان داده تفسير كرده اند و برخى به راضى بودن به كمتر از نيازها و عدّه اى به رضايت به حداقل زندگى و گاه گفته اند قناعت آن است كه انسان در برابر آنچه خدا به او داده است خشنود باشد و بيش از آن را طلب نكند و اين همان حقيقتى است كه بسيارى از بارهاى زندگى را از دوش انسان بر مى دارد. اين سخن را به يك حديث قدسى كه مرحوم علامه مجلسى در جلد ۷۵ بحارالانوار آورده است پايان مى دهيم: خداوند به داود وحى فرستاد اى داود! من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادم و مردم آن را در پنج چيز ديگر جستوجو مى كنند و به آن نمى رسند. من علم را در گرسنگى (كم خوردن) و تلاش و كوشش قرار دادم و مردم آن را در شكمبارگى و راحتى مى طلبند و به آن نمى رسند. من عزت را در طاعتم قرار دادم و آنها آن را در خدمت سلاطين جستوجو مى كنند و نمى يابند. غنا و بى نيازى را در قناعت قرار دادم و آنها آن را در فزونى مال مى طلبند و نمى يابند. رضايم را در مخالفت با نفس قرار دادم و آنها آن را در رضايت نفس جستوجو مى كنند و نمى يابند و راحتى و آسودگى را در بهشت قرار دادم و آنها آن را در دنيا مى طلبند و به آن نمى رسند.
شرح و تفسير حيات طيّبه امام(عليه السلام) در اين كلام نورانى به اهميت قناعت و حُسن خلق اشاره مى كند، مى فرمايد: «مُلك قناعت براى انسان كافى است و حُسن خلق به عنوان نعمت»; (كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً، وَبِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِيماً). سپس مرحوم سيد رضى مى افزايد: «از امام(عليه السلام)از تفسير آيه (فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً) سؤال كردند فرمود: «منظور از حيات طيبه قناعت است»; (وَسُئِلَ(عليه السلام) عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً فَقَالَ هِيَ الْقَنَاعَةُ). امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به دو نكته مهم به زبان كنايه اشاره كرده است: نخست مُلك قناعت را براى انسان كافى مى داند، زيرا كسى كه به حد اقل زندگى قانع شود نه نيازى به خلق روزگار دارد و نه محتاج به حاجت بردن نزد اين و آن، آرامشى بر وجود او حكمفرماست و لذتى را كه او از زندگى توأم با قناعت خود مى برد هيچ سلطانى از مملكت وسيع و گسترده خود نخواهد برد و به گفته شاعر: مُلك آزادگى و گنج قناعت گنجى است *** كه به شمشير ميسر نشود سلطان را تعبير به «مُلك» (مملكت و كشور) اشاره به اهميت فوق العاده قناعت است كه گويى زندگى قانعانه معادل حكمرانى بر كشورى پهناور است. همين معنا در ذيل گفتار حكيمانه ۵۷ به تعبير ديگرى گذشت، آنجا كه فرمود: «الْقَنَاعَةُ مَالٌ لاَ يَنْفَدُ; قناعت مالى است كه پايان نمى پذيرد» در خطبه قاصعه و موارد ديگر نيز كلامى از امام(عليه السلام)در فضيلت قناعت ذكر شده است. در حديث پرمعنايى از امام صادق(عليه السلام) در كتاب كافى آمده است: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَصَّ الاَْنْبِيَاءَ بِمَكَارِمِ الاَْخْلاَقِ فَمَنْ كَانَتْ فِيهِ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى ذَلِكَ وَمَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ فَلْيَتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَلْيَسْأَلْهُ إِيَّاهَا; خداى متعال پيامبر خود را به فضايل اخلاقى اختصاص داده است. كسى كه آن فضايل را داشته باشد خدا را به سبب آن شكر گويد و كسى كه نداشته باشد از پيشگاه خداوند متعال آن را تقاضا كند». راوى مى گويد: از امام(عليه السلام) پرسيدم آن فضايل اخلاقى چيست؟ امام(عليه السلام)فرمود: «الْوَرَعُ وَالْقَنَاعَةُ وَالصَّبْرُ وَالشُّكْرُ وَالْحِلْمُ وَالْحَيَاءُ وَالسَّخَاءُ وَالشَّجَاعَةُ وَالْغَيْرَةُ وَالْبِرُّ وَصِدْقُ الْحَدِيثِ وَأَدَاءُ الاَْمَانَةِ; تقوا و قناعت و صبر و شكيبايى و شكر و بردبارى و حيا و سخاوت و شجاعت و غيرت و نيكوكارى و راستگويى و اداى امانت. (كه مجموعا دوازده صفت برجسته مى شود)». در حديث ديگرى از همان حضرت مى خوانيم: «مَنْ قَنَعَ بِما رَزَقَهُ اللهُ فَهُوَ مِنْ أغْنَى النّاسِ; كسى كه به آنچه خدا به او روزى داده قانع باشد از غنى ترين مردم است». سعدى گويا از همين احاديث بهره گرفته كه در گلستان خود از سائلى چنين نقل مى كند كه خطاب به گروهى از ثروتمندان چنين مى گفت: اى خداوندان نعمت! اگر شما را انصاف بودى و ما را قناعت رسم سؤال از جهان برخواستى. اى قناعت توانگرم گردان *** كه براى تو هيچ نعمت نيست گنج صبر اختيار لقمان است *** هر كه را صبر نيست حكمت نيست در تفسير «قناعت» تعبيرات مختلفى در منابع لغت و تعبيرات بزرگان آمده كه تضادى با هم ندارند: بعضى قناعت را به معناى رضايت به آنچه خدا به انسان داده تفسير كرده اند و برخى به راضى بودن به كمتر از نيازها و عدّه اى به رضايت به حداقل زندگى و گاه گفته اند قناعت آن است كه انسان در برابر آنچه خدا به او داده است خشنود باشد و بيش از آن را طلب نكند و اين همان حقيقتى است كه بسيارى از بارهاى زندگى را از دوش انسان بر مى دارد. اين سخن را به يك حديث قدسى كه مرحوم علامه مجلسى در جلد ۷۵ بحارالانوار آورده است پايان مى دهيم: خداوند به داود وحى فرستاد اى داود! من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادم و مردم آن را در پنج چيز ديگر جستوجو مى كنند و به آن نمى رسند. من علم را در گرسنگى (كم خوردن) و تلاش و كوشش قرار دادم و مردم آن را در شكمبارگى و راحتى مى طلبند و به آن نمى رسند. من عزت را در طاعتم قرار دادم و آنها آن را در خدمت سلاطين جستوجو مى كنند و نمى يابند. غنا و بى نيازى را در قناعت قرار دادم و آنها آن را در فزونى مال مى طلبند و نمى يابند. رضايم را در مخالفت با نفس قرار دادم و آنها آن را در رضايت نفس جستوجو مى كنند و نمى يابند و راحتى و آسودگى را در بهشت قرار دادم و آنها آن را در دنيا مى طلبند و به آن نمى رسند.