eitaa logo
" ناجــه "
554 دنبال‌کننده
490 عکس
69 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وای سلام :)))
چقدر دلم تنگ شده بود واسه اینجا😭✨
چقدر این مدت اتفاقات زیادی افتاد که دوست داشتم روایتشون کنم و نمی‌شد : ) و چه حس‌و حال‌های عجیبی رو تجربه کردم و نتونستم در موردشون بنویسم🥺
_
" ناجــه "
_
- می‌گفت :« رزق که فقط پول نیست ، گاهی آدم‌هایی که توی زندگیت هستن هم رزق محسوب میشن! » حالا این جمله ، بارها و بارها در سرم تکرار می‌شود و به تو فکر می‌کنم. به تو که وسطِ هیاهوهایِ زندگی‌ام ، آمدی و مرا به جرعه‌ای آرامش دعوت کردی : ) تمامِ احساساتِ عمیق مرا به آغوش کشیدی و حرف‌هایم را شنیدی. من فکر می‌کردم آدم‌ها ، وقتی بزرگ‌شوند دیگر دنیایِ پر از عطر و رنگِ جوانی را درک نمی‌کنند. دیگر برای چیزهای کوچک ذوق نمی‌کنند و بنده‌ی دلخوشی‌های کوچک نیستند! تو ولی تمامِ ذهنیتِ مرا از دنیایِ بزرگسالی تغییر دادی و من فهمیدم بزرگ شدن ، ترسناک نیست ؛ اگر بدانی چطور این مسیر را طی کنی. فهمیدم همه‌چیز بستگی به خودت دارد و من اگر بخواهم ، می‌توانم تا آخر عمر ، سرشار از حسِ خوب زندگی بمانم. من دیگر از بزرگ شدن نمی‌ترسیدم : ) تو آمدی و شاعرِ درونم را کشف کردی! کمکم کردی استعدادم را به کمال برسانم ، دستم را گرفتی و پابه‌پایم دنیای شاعری را قدم زدی. تشویقم کردی و انگیزه‌ای شدی برای ادامه دادن و تلاش کردن. دختر کوچولویِ شاعر درونم ، خوابیده بود و تو بیدارش کردی! و من برای تکِ‌تکِ واژه‌هایی که تبدیل به غزل می‌شوند ، به تو مدیونم : ) امشب مدام نگاهت می‌کردم و می‌اندیشیدم که چه رزقِ قشنگی دارم. چه آدمِ امنی. چه دوستِ مهربانی. چقدر بودنت حالم را بهتر می‌کند. چقدر خوشحالم که هستی ، که کنارمی : ) امشب بعد از شب‌های سختی که گذراندم ، کنارِ تو حالم خیلی بهتر بود. امشب از عمقِ وجود خندیدم ، بعد از گریه‌های عمیقِ این مدت‌! از خدا ممنونم که تو را در مسیرِ زندگی‌ام قرار داد. بودنت را شُکر ، عزیزِدلِ من🌱💙 - گلنار . - آخرین‌روز از دی‌ماه .
سپید ، زیبا و روح‌نواز : )
" ناجــه "
گُل نرگس نیستید ، نمی‌شود برایتان مُرد : )
‹ تا حواس ِهمه‌ی شهر به بـرف است بیا ؛ گرم‌ کن این بغلِ سردِ زمستانی را ... ›