eitaa logo
" ناجــه "
560 دنبال‌کننده
478 عکس
66 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان : ) ؟
_
" ناجــه "
_
دسته‌ای از گل‌های بابونه را چیدم و کنارش نشستم. نگاهم کرد و لبخند زد. گفت :« چرا اینقدر عاشق گلِ بابونه‌ای؟ » به چشم‌هایش خیره شدم و گفتم :« شاید چون بابونه‌ها من رو یادِ تو میندازن! » - یادِ من ؟ چطور ؟ + می‌دونی، به نظرم دوست‌داشتنِ تو، شبیه بابونه‌هاست.‌.. همونقدر سفید، ساده و ملیح! همونقدر ظریف و شکننده. از گل‌های بابونه باید مدام مراقبت کرد، چون اگه یه لحظه حواست بهش نباشه، پژمرده میشه و طراوتش رو از دست میده. دقیقا همونطور که من باید مراقبِ عشقِ تو، توی قلبم باشم. که لحظه‌ای گرد و خاک روش نشینه، نشکنه، تبدیل به عادت نشه! من باید حواسم باشه که تو رو، فقط به خاطر تو بخوام نه هیچ‌چیز دیگه : )) به نظرم گل بابونه به اندازه‌ی عشق زیباست. به اندازه‌ی عشق، ظریف و به اندازه‌ی عشق، خاصه! و من چون تو رو دوست دارم، بابونه‌ها رو هم دوست دارم :)🤍 نگاهش را به من دوخت و زیرلب زمزمه کرد: « تا حالا اینجوری به بابونه‌ها نگاه نکرده بودم، چقدر زاویه‌ی نگاهت قشنگه. منم تو رو به اندازه‌ی زیباییِ بابونه‌ها ، دوست دارم! » - گلنار .
اللَّّٰهُمَّ عَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَج به حق خانم زینب کبری(س) ؟
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
֢ یک لحظه واکند گره از کار عالمی دست گره گشای تو یا باقرالعلوم . شهادت امام‌باقر "ع" تسلیت🖤
هر لحظه و هر آن بیادت گریه کردم ای درد بی پایان بیادت گریه کردم رفتی در آغوش رقیبان و چو یعقوب در کلبه ی احزان بیادت گریه کردم ای یوسف من که عزیز دیگرانی ای رفته از کنعان بیادت گریه کردم آه از شبی که او صدایت کرد از دور وقتی که گفتی جان بیادت گریه کردم با یاد آنروزی که باهم شعر خواندیم با نم نم باران بیادت گریه کردم رفتم به صحرا تا کمی دور از تو باشم با آن نیِ چوپان بیادت گریه کردم ای استخوانِ مانده در کنج گلویم ای درد بی درمان بیادت گریه کردم اشک مرا دیدی ولی با خنده رفتی آه ای لبت خندان بیادت گریه کردم رفتی و بی وجدان مرا خواندی غمی نیست ای یار با وجدان بیادت گریه کردم... https://eitaa.com/Mahdiehmim
" ناجــه "
هر لحظه و هر آن بیادت گریه کردم ای درد بی پایان بیادت گریه کردم رفتی در آغوش رقیبان و چو یعقوب در
ای استخوانِ مانده در کنجِ گلویم، ای درد بی‌درمان به یادت گریه کردم : ))))
" ناجــه "
برای امشب هم، همین...
بین ما فاصله‌ها، فاصله انداخته‌اند کاش این فاصله با آمدنت سر می‌شد... ؟
_