eitaa logo
" ناجــه "
531 دنبال‌کننده
536 عکس
80 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
ای پرسش بی‌پاسخ هر جمعه عشاق، آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟ :) ؟
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست داشت کتاب بخوانیم : )
پیام‌ چنل‌ها را ندیده، رد می‌کنم. عکس‌ها را باز نمی‌کنم، فیلم‌ها را هم... متن‌ و دلنوشته‌ها را ده‌تا یکی، می‌خوانم. صوت‌ها و نماهنگ‌ها را گوش نمی‌دهم. تلویزیون را خاموش کرده‌ام. با کسی حرف نمی‌زنم. حال غریبی دارم... آنقدر توان ندارم که بنشینم، ببینم و اشک بریزم. ضعیف شده‌ام، به‌حدی که اگر کمی هم اشک بریزم، حال بدی به سراغم می‌آید. سردردهایم عود می‌کند، چشمانم سیاهی می‌رود، سرفه امانم را می‌بُرد و قلبم تیر می‌کشد! نه که نخواهم، نمی‌توانم... خسته‌تر و متلاشی‌تر از آنم که بخواهم عزاداری کنم. اشک بریزم و دل‌سبک کنم :) تحمل حجم این غم، فراتر از قلب کوچک و نازکِ من است.‌ از مدت‌ها پیش، مدام حس می‌کنم هوا برای تنفس ندارم! انگار که روحم می‌خواهد آرام‌آرام از بدنم جدا شود :) حالم آنقدر عجیب و غیرقابل وصف است که دوست دارم به خواب عمیقی فرو روم. بخوابم و وقتی بیدار شدم، هفته‌ها از این روزهای تلخ گذشته باشد. بخوابم و روزی بیدار شوم که از غلظت این غم، کم شده باشد... ترجیح می‌دهم این هفته، کمتر سراغ فضای‌مجازی بیایم، باید به احوالات آشفته‌ام سامان دهم :) اگر چراغ ناجه، کم‌سو شد ممنون می‌شوم کنارمان بمانید تا دوباره برگردم...🤍 - گلنار .
گاهی آدم نمی‌فهمد چطور و چگونه، ولی ناگهان گره‌های کور زندگی‌اش باز می‌شود! و آن‌وقت است که با خود می‌گوید:« کسی برایم دعا کرده بود؟» من به همه‌ی آدم‌های دور و نزدیک زندگی‌ام التماس‌دعا گفته بودم و الان نمی‌دانم دعای چه کسی در حقم مستجاب شده... فقط می‌دانم در ناباورانه‌ترین حالت ممکن، برای وداع با پدرِ ایران، راهی تهرانم🥺 اگر لایق باشم برایتان دعا می‌کنم :) شما هم دعا کنید صحیح و سالم بروم و برگردم✨ - گلنار ‌.
رسیدم به تو، اما دیر... !🖤 از اولین‌دیداری که آخرین دیدار بود :)
غم‌انگیزترین قابِ امروز...
" ناجــه "
غم‌انگیزترین قابِ امروز...
باید برایش روایت بنویسم : ) حق این قاب، تنها با عکس ادا نمی‌شود...
" ناجــه "
رسیدم به تو، اما دیر... !🖤 از اولین‌دیداری که آخرین دیدار بود :)
و من آمده بودم ببینمت دمی از دور، پُر از نگاه و نگاه و نگاه و آه... نبودی : )
باید برای اولین‌دیدار، روایت‌ها بنویسم... اولین‌ها همیشه بی‌تکرارند، شاید هم غیرقابل تکرار!
تازه یادم آمده امروز ۱۴ تیر ماه‌ست و روزِ قلم✍ دوسال متوالی‌ست که نشده حق این روز را به درستی ادا کنم، فی‌الحال چه می‌شود کرد، جز یک تبریک خشک و خالی؟! پس؛ روزِ قلم بر تمام آدم‌هایی که قلم می‌‌زنند ‌و اثر خلق می‌کنند، مبارک :)🤍 قلم‌تان سبز و پربرکت، ان‌شاءالله🌱
دارد زمان آمدنت دیر می‌شود" من جاده را به اذن تو کوتاه می‌کشم :) ؟