eitaa logo
" ناجــه "
552 دنبال‌کننده
491 عکس
69 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجــه "
- بهم گفت :« خیلی دوست‌دارم ببینم که من از دیدِ چشمایِ تو چه‌ جوری‌ام.» لبخندی زدم و گفتم : - « تو اگه می‌تونستی از دریچه‌ی چشمایِ من خودت رو ببینی ، واقعاً بهم حق می‌دادی عاشقت باشم! اونوقت می‌فهمیدی این‌همه تلاش کردن واسه به دست آوردنت، ارزشش رو داشت. تو واقعاً قشنگی✨💛 اونقدر قشنگ که من هیچ کلمه‌ای رو واسه وصفت پیدا نمی‌کنم! چشمات ، چشمات انگار یه اقیانوسه‌. یه اقیانوسی که عمق زیادی داره و آدمو توی خودش غرق می‌کنه. و خنده‌هات؛ آخ امان از خنده‌هات که آدمو سحر و جادو می‌کنه. یه جوری دلِ آدمو گیر میندازه که دیگه آزاد شدنش محاله! گُلی ؛ تو واقعاً باید از دیدِ چشمایِ من خودت رو ببینی... » در تمام طول مدتی که داشتم حرف می‌زدم ، به من خیره شده بود و با چشم‌هایی که بغض عجیبی داشت، نگاهم می‌کرد. آهسته گفت :« من اصلاً فکرشو هم نمی‌کردم یکی بیاد تویِ زندگیم ، که منو بیشتر از خودم دوست داشته باشه! من هیچ‌وقت خودم رو اینقدر دوست نداشتم. همیشه فکر می‌کردم خیلی زشت می‌خندم یا چشم‌هام به حدِ کافی ، زیبا نیستن... من، من هیچ وقت خودمو نپذیرفتم‌. ولی تو ، تو داری بهم میگی من از دریچه‌ی چشم‌های تو اونقدر قشنگم که حتی نمی‌تونی وصفش کنی! » این را گفت و قطرات اشک روی گونه‌اش لغزید. به مرواریدهایِ لغزان اشکش نگریستم. و بعد همانطور که داشتم قربان صدقه‌اش می‌رفتم ؛ به این فکر کردم که عشقِ واقعی همین است. همین که تو یک نفر را با تمامِ نقص‌هایش بپذیری. همانطور که هست بخواهی‌اش و دلت نخواهد تغییرش بدهی! دوستش داری ، چون از او فقط یک نسخه در جهان وجود دارد و تو شبیهش را هیچ کجا نمی‌توانی پیدا کنی. عشق همین است ، دوست داشتنِ بی‌قید و شرط :) و گُلی برایِ من ، معنایِ دقیق واژه‌ی عشق بود. از دیدِ چشم‌هایِ من ، او زیباترین زنِ دنیا بود و من چیزی بیش از این نمی‌خواستم : )💗 - گلنار . .
- - مخاطب عزیز ؛ عاشقانه‌های اینجا ، صرفاً زاییده‌ی ذهن نویسنده است و واقعیت ندارد... امیدوارم که دوستشان داشته باشید :)🤍
آبیِ دلربایِ آسمون ، ابرهایِ پنبه‌ای ، کتابخونه و هوایی که بویِ بارون میده : )💙
" ناجــه "
[ ☁️ ]
- محبوبِ من ؛ اگر روزی رسید که چشم‌هایم از تماشایِ آبیِ آسمان و سبزیِ درخت‌ها عاجز بود ، اگر روزی من دیگر نبودم که از ابرها عکس بگیرم و با ذوق بگویم : « آسمونو دیدی؟ خیلی خوشگله! » اگر روزی رسید که لبخندهایم زیرِ خروارها خاک پنهان شده بود ؛ مرا با تماشایِ ابرها ، با آبی و با زمستان به یاد بیاور. مرا با باران یاد کن ، که یادِ باران ، روحم را نوازش می‌کند. اصلأ هروقت زیرِ آسمانِ آبی ، لبخند زدی و گفتی خدایا شکرت ؛ به یاد من بیفت. به یادِ من ، که بنده‌ی دلخوشی‌های کوچک بودم. بنده‌ی عکاسی از آسمان ، خیال‌بافی با ابرها و لی‌لی کردن در چاله‌‌هایِ آب پر شده از باران. به من که زندگی را دوست داشتم ؛ با تمامِ سختی‌ها و ناخوشی‌هایش‌. با تمام غم‌هایش . که زندگی جرعه‌ای شادی‌ست و دریایِ غم‌! حجم جرعه در قیاسِ با دریا ، بسی ناچیز است ، اما هیچ نیست... جرعه‌های شادی را باید یافت و با تمامِ وجود نوشید. مرا با لحظه‌هایِ کوتاهِ شادی به یاد بیاور و وقتی به یادِ من افتادی ، لبخند بزن✨ تو که لبخند بزنی ، روحِ من هم شاد می‌شود... - گلنار .
واوووو🥺🦋💙 سیصدتایی شدنمون مبارك : ))) به جمع‌مون خوش اومدین✨🌱
خوش آمدی، آرامش‌قلبِ‌حسین(ع)💚!
" ناجــه "
خوش آمدی، آرامش‌قلبِ‌حسین(ع)💚!
- پدر به علی‌اکبر (ع) گفت: «پیش رویم مقابل چشمانم راه برو!» و او راه نرفت. چه می‌گویم؟ راه نرفت. ماه را دیده‌ای که در آسمان چگونه راه می‌رود؟ چطور بگویم؟ طاووس خیلی کم دارد. اصلاً گمان کن که سَرو، پای راه رفتن داشته باشد! نه، پای راه رفتن نه، قصد خرامیدن داشته باشد... و حسین (ع) سر به آسمان بلند کرد و گفت:«شاهد باش خدای من! جوانی را به میدان می‌فرستم که شبیه‌ترینِ خلق به پیامبر توست در صورت، در سیرت، در کردار، در گفتار و حتی در گام‌های رفتار. تو شاهدی خدای من که ما هربار برای پیامبر دل‌تنگ می‌شدیم، هربار دلمان سرشار از مهر پیامبر می‌شد، هربار جایِ خالی پیامبر جان‌مان را به لب می‌رساند، هر بار آتش عشق پیامبر، خرمن دل‌مان را به آتش می‌کشید، به او نگاه می‌کردیم... 📗 تکه‌ای از کتابِ پدر، عشق و پسر. به‌قلمِ سیدمهدی شجاعی : )
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- یک روز خسته میشویم ، یونس ! + از مبارزه ؟! - از آنکه تیرهایمان همه به خطا میرود. + شاید! - وحشتناک است. + خستگی حتی از استبداد هم وحشتناک تر است. خستگی تن دادن است ‌، پذیرفتن است ، کوتاه آمدن است ، کوتاه آمدن وحشتناک است؛ آدم میتواند نجنگد و کوتاه هم نیاید ، اما آن که جنگیدن را برمی‌گزیند و دست آخر آن را رها میکند کوتاه آمده است ؛ سربازی که از جنگ میگریزد از آن که پا به جنگ نمی‌گذارد نفرت انگیزتر است‌. 🔺️رمان ➕️ @Yaminpour