eitaa logo
" ناجــه "
532 دنبال‌کننده
536 عکس
80 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
" ناجــه "
« مولا » درون دفترِ خود؛ عشق را رقم بزنم، به نام نامیِ مولا، اگر قلم بزنم! در آستان وصالش، به بال های خیال، میان صحن و سرایِ نجف قدم بزنم! دلیل خلقت عالم، وجودِ ناب علی‌ست، روا بُوَد که ز حب‌ش، دم از عدم بزنم! تمام هیبت شیعه، به ذوالفقار علی‌ست، به افتخار در این معرکه، علم بزنم... از آن دمی که علی گفت من یمت یرنی، شبانه‌روز من از شوقِ مرگ، دم بزنم :) - فاطمه‌زهرا تقدیری / گلنار ‌. - انتشار به مناسبتِ عیدِسعید غدیر🌱
اول ضمیر غائب مفرد کجائی؟ ای پاسخ آدینه‌های پر معما :) ؟
در طلبِ وصالِ تو : )
" ناجــه "
ء . چقدر دلم برای شب‌های جمکران تنگ است... آن‌روزها فکر می‌کردم هر سه‌شنبه می‌توانم زندگی را رها کنم و گوشه‌ای از صحن جمکران، گوش بسپارم به زمزمه‌ی دعای توسل و آرام اشک بریزم : ) آن‌روزها فکر می‌کردم هرهفته، خلوت‌های اتوبوسی پابرجاست و تو خریدارِ چشم‌های بارانی‌ام هستی! فکر می‌کردم مُهر توفیق حضورم خورده و می‌توانم سال‌ها در هوایِ حضورت نفس بکشم... زهی خیالِ محال! ماه‌هاست که از تو و شهرِ مقدسم دورم... ماه‌هاست قابِ چشم‌هایم کاشی‌های آبی حرمت را ندیده! ماه‌هاست قلبم به شوق دیدنت نتپیده و روح سرگردانم در حضورت آرام نگرفته... می‌دانم که تو همین‌جایی، کنارِ من! اما در محرابِ جمکران و هنگامی که سر روی خاک می‌گذاشتم در طلبِ وصالِ تو، عطر حضورت بیشتر در فضا می‌پیچید و دست‌نوازشت را بر سرم احساس می‌کردم :) آقایِ من؛ نخواه این دوری، ماندگار شود. نخواه روزهایم بویِ غربت بگیرد و اشک‌هایم مأمنی نداشته باشند. نپسند که قلبم جز تو محبوبی داشته باشد و نخواه که در انتظار کسی، غیر از تو بمانم :) مرا به نزد خود بخوان و روزهای دوری را تمام کن... - گلنار .
ای آنکه در نگاهت حجمی ز نور داری، کی از مسير کوچه قصد عبور داری؟ :) ؟
_
" ناجــه "
_
ء . همیشه که نباید آدم‌ها را معمولی بوسید، مثلاً من ترجیح می‌دهم تو را با چشم‌هایم ببوسم : ) می‌پرسی چطور ؟ من هم می‌گویم با عمیق نگاه کردنت، با ناز پلک زدن‌هایم، با بی‌وقفه نگاه کردنت یا با هرروشی که بتوانم تو را مات و مبهوت چشم‌هایم کنم. آن‌وقت احساس می‌کنم با چشم‌هایم، تو را بوسیده‌ام : ))))) گاهی هم دوست دارم تو را با غزل‌هایم ببوسم، بوسیدن با غزل، بسیار رویایی‌تر از بوسیدن معمولی‌ست : ) فکر کن ، من درون شعرهایم بنویسم : « پشت پلک‌هایت را می‌بوسم » و تو بتوانی هزاربار آن را بخوانی و تصورش کنی! یا بنویسم
بوسیدمت و زنده شدم
!
و تو حرف به حرفش را لمس کنی... فکر کن چه محشر می‌شود، وقتی تمام غزل‌هایم، مخاطبش تو باشی! :) آن وقت ما هیچ‌وقت فراموش نخواهیم شد، من به خاطر ماندگاری غزل‌هایم، و تو به خاطر ماندگاریِ عشق! پس من با غزل‌هایم، تو را می‌بوسم : )✨ - گلنار .
تمام دلخوشی‌ام یک نگاه کوچک اوست، ز چیست یار من از من کنار می‌گیرد؟ :) ؟
کنارِ تـو درگیر آرامشم : )