eitaa logo
" ناجــه "
559 دنبال‌کننده
486 عکس
67 ویدیو
1 فایل
ناجــه ؟ آرزویِ آمیخته با حســرت :) محفلی برایِ شاعرانه‌هایم!🩵 برایِ شکوفه‌ی بهارنارنج و بویِ باران🌧️ برایِ ثبت لحظاتی که به رنگِ آبی‌اند، آبیِ آسمانی : ) کپی؟ نه‌جانم؛ خودت خلق کُنـی، قشنگ‌تره :)
مشاهده در ایتا
دانلود
رادیوناجه .- ضوء الحُب - .mp3
زمان: حجم: 5.5M
« قسمتِ‌سه » رقیه اما دلش آرام نمی‌گرفت، مدام می‌گفت :« عمه، بابام کجاست؟ من دلم براش تنگ شده! » و باز گریه را از سر می‌گرفت ... به‌قلمِ : گلنار . گوینده : مبینادهقانی‌فیروزآبادی کاری از : رادیو ناجه .
- خواستم بگم اگه رفیقی دارین که براتون با حزن و غم مداحی می‌خونه ؛ قدرش رو بدونین :))))) اینجور آدما کم پیدا میشن، شاید بشه گفت خاص و ناب هستن!✨☁️
رادیوناجه .- ضوء‌الحُب -.mp3
زمان: حجم: 5.3M
« قسمتِ‌چهار » من تردید را در پاهای لرزان حر و نگاه هراسانش می‌دیدم . سربازان حر او را سرزنش می‌کردند، حر اما به چیز دیگری می‌اندیشید و به حرف‌های آنها توجهی نمی‌کرد . . با قلم و صدایِ گلنار . کاری از : رادیوناجه .
رادیوناجه .- ضوء‌الحُب - .mp3
زمان: حجم: 4.9M
«قسمتِ‌پنج » چقدر شبیه پدرش بود ؛ این را نه‌تنها من، که دشمنان هم اعتراف می‌کردند .. به‌قلمِ : گلنار . به گویندگی : خانمِ پناه . کاری از : رادیوناجه .
- بماند به یادگار . . روضه‌های خانگی هرساله‌ی مامان‌بزرگ و افتخارِ چایی‌ریز بودن :)☕️
" ناجــه "
- صدایِ تق‌تق استکان‌ها با نوایِ آرام حسین‌حسین روضه‌خوان درهم آمیخته شده .. باز دلم هوایِ چایی‌خانه‌ی امام‌رضا را می‌کند : ) زیرلب زمزمه می‌کنم :« آقایِ‌امام‌حسین ؛ چاییِ روضه‌ت رو ریختم و با دستای خودم به عزادارات تعارف کردم. استکان‌ها را شستم و افتخار کردم به نوکری‌ت ! فقط یه چیزی ازت می‌خوام، امسال برام خیر با لبخند رو رقم بزن. یه کاری کن سالِ دیگه، موقع ریختنِ چای، دانشجوِ دبیری‌ادبیات باشم :) » گریه‌های مامان‌بزرگ مرا از فکر بیرون می‌آورد. چند دقیقه‌ای پیش دلیلِ بغض‌های مدامش را پرسیدم و دلم تپید‌. از اعماق وجود دعا کردم خواهرش، هرچه زودتر سلامتی‌اش را به دست آورد و مثل هرسال مهمانِ روضه‌هایش باشد .. - گلنار . - ششِ محرم‌الحرام ۱۴۴۷ - یازدهِ تیرِ ۱۴۰۴